islamic

توکلت علی الحی الذی لایموت والحمدالله الذی لم یتخد ولدا و لم

 یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا

Welcome

[عکس: 139454000261.gif]

بازدیدکنندگان عزیز و محترم:

وبلاگ حاضر برای  بالا بردن میزان آگاهی عموم از جمله دانشجویان،دانش آموزان

و دانش دوستان در زمینه های مختلف از جمله مسائل اجتماعی و بهداشتی و

غیره طراحی گردیده است.لذا جهت بالابردن  سطح علمی آن  انتقاد  و پیشنهادات

خود را  مرقوم فرمایید.درضمن از بازدیدکنندگان عزیزی که دارای وبلاگ فعال

می باشند در صورت تمایل برای تبادل لینک ابتدا وبلاگ حاضر را لینک نموده و

سپس در نظرات آن را درج نموده تاوبلاگ یاسایت آنها در پیوندهای روزانه درج

گردد. قبلا از همکاری شما صمیمانه تشکر  و قدردانی می شود. 

[عکس: 139454000261.gif]

 



تاريخ : شنبه 4 دی1389 | 3:18 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

زندگی رویا نیست، زندگی زیباییست

می توان بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی

می توان در دل این مزرعه ی خشک و تهی بذری ریخت

می توان از میان فاصله ها را برداشت

دل من با دل تو

هر دو بیزار از این فاصله هاست!

 





موضوعات مرتبط: علوم ادبی
برچسب‌ها: ادبی

تاريخ : شنبه 5 مهر1393 | 5:5 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

 این جا هیچکس شبیه حرفهایش نیست

این جا همیشه تر و خشک با هم میسوزند

این جا همیشه کاسه ای زیرنیم کاسه است

این جا نمیتوانی به کسی چیزی بیاموزی همه نمیدانند و بابت

نمیدانم هایشان پول میگیرند

این جا بید سایه اش را به زمین میفروشد

این جا پراز دستهایست که خسته نمیشوند از نگه داشتن نقاب

این جا بهشت را دوست دارند ولی عجیب از مرگ میترسند

این جا فقط باید زنها پاک و باکره باشند برای آسایش خاطر مردانی

که پیش از آنها پردها دریده اند

این جا همه همدیگر را میشناسند و یک غریبه فقط این جاست اسمش خداست

این جا شیطان از شیطان بودنش دست میکشد

این جا بی دینی نماد روشن فکریست

این جا انسانیت نیست ، اینجا صداقت مُرده

این جا هیچ وقت عوض نمیشود مگر ...

آلیس بیا این جا عجیب ترین سرزمین دنیاست ....

با تشکر از :سمیه

 



تاريخ : شنبه 5 مهر1393 | 4:54 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

براساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، ۳۰ حق اصلی و اساسی برای همه انسان‌ها در سرتاسر جهان وجود دارد که در سال ۱۹۴۸ توسط سازمان جهانی ملل متحد به تصویب رسیده است. این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی‌ که تمامی انسان‌ها، صرفنظر از نژاد و جنسیت در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند، مشخص کرده‌ است. هدف این اعلامیه، برقراری حقوق و آزادی‌های برابر برای همه انسان‌هاست.

حقوق بشر واژه‌ای جهانی است که بارها شنیده‌اید اما شاید خیلی‌ از شما قادر به تعریف آن نباشید. سوال این است که این حقوق بشر واقعاً چه هستند؟ این «حقوق» چیزهایی هستند که ما بخاطر انسان بودن آزادی انجام یا داشتن آنها را داریم. همه ما انسان‌ها دارای این ۳۰ حق هستیم و می‌بایست اطلاعات کامل درمورد حقوقی که سازمان ملل برای تک‌تک ما تصویب کرده است داشته باشیم. علاوه بر این، باید همدیگر و بخصوص کودکان را نیز از این حقوق آگاه کنیم.

اعلامیه جهانی حقوق بشر

۱. همه انسان‌ها آزاد بوده و از حقوق یکسان برخوردارند. همه انسان‌ها آزاد زاده شده‌اند، افکار و ایده‌های متفاوت دارند و با همه انسان‌ها باید به گونه‌ای یکسان رفتار شود.

۲. هیچ تمایزی بین انسان‌ها وجود ندارد، این حقوق متعلق به همه انسان‌ها صرفنظر از تفاوت‌های آنان، است.

۳. همه انسان‌ها حق زندگی کردن در آزادی و امنیت کامل دارند.

۴. از هیچ انسانی نباید بعنوان برده استفاده کرد. هیچکس حق برده کردن ما را ندارد و ما نیز نمی‌توانیم انسان دیگری را برده خود کنیم.

۵. هیچ کس نباید مورد شکنجه، بیرحمی و آزار قرار گیرد.

۶. همه انسان‌ها حق برابر برای استفاده از قانون را دارند. 

۷. همه انسان‌ها تحت حمایت قانون هستند و قانون برای همه یکسان است. با همه باید با عدالت رفتار شود.

۸. همه انسان‌ها حق استفاده از دادگاه‌های قانونی را دارند. درصورت رفتار ناعادلانه می‌توانند از قانون درخواست حمایت کنند.

۹. هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید بدون دلیل منطقی قرار گیرد.

۱۰. هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی آشکار و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.

۱۱. همه انسان‌ها تازمانیکه جرم آنها اثبات نشده است، پاک و بیگناه هستند. هیچکس را نباید قبل از اینکه جرمی از او ثابت شده باشد، مقصر دانست.  

۱۲. همه انسان‌ها سزاوار داشتن حریم شخصی هستند. هیچکس نباید سعی در تخریب خوشنامی کسی کند. بدون دلیل مشخص و قانونی، هیچکس حق وارد شدن به خانه دیگری، باز کردن نامه‌های او یا آزار رساندن به او و خانواده‌اش را ندارد.

۱۳. همه انسان‌ها محق به داشتن آزادی جابجایی و رفتن به هر جایی درون مرزهای کشور خود هستند.

۱۴. هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.

۱۵. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن یک ملیت است.

۱۶. هر انسان بالغ حق ازدواج و تشکیل خانواده دارد. زنان و مردان دارای حقوق برابر در ازدواج و زندگی زناشویی و پس از جدایی هستند.

۱۷. هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد. هیچ کس را نمی بایست خودسرانه از حق مالکیت خود محروم کرد.

۱۸. همه انسان‌ها محق به داشتن آزادی اندیشه هستند. همه حق این را دارند که به چیزی که می‌خواهند اعتقاد و باور داشته، مذهب دلخواه خود را داشته و درصورت تمایل آن را تغییر دهند.

۱۹. همه انسان‌ها محق به داشتن آزادی بیان هستند. همه آزادند هر چه دوست دارند فکر کنند و نظرات خود را با دیگران در میان بگذارند.

۲۰. همه انسان‌ها برای تشکیل گردهمایی، همکاری صلح‌آمیز برای دفاع از حقوق خود آزاد هستند. هیچکس نمی‌تواند کسی را مجبور به عضویت در یک گروه یا دسته کند.

۲۱. هر شخصی حق دارد که در مدیریت دولت کشور خود، مستقیماً یا به واسطه انتخاب آزادانه نمایندگان شرکت جوید.

۲۲. هر کسی به عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی، مسکن، دارو، تحصیلات، مراقبت از فرزند و سرمایه کافی برای زندگی برخوردار باشد.

۲۳. هر انسان بالغ حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خود را انتخاب کند.

۲۴. هر انسانی سزاوار استراحت و اوقات فراغت، زمان محدود و قابل قبولی برای کار و مرخصی است.

۲۵. هر انسانی سزاوار داشتن محل مناسب برای خواب و تغذیه خوب است. مادران و فرزندان، افراد سالخورده، افراد بیکار و ناتوان جسمی و سایر افراد حق دارند از مراقبت مناسب بهره‌مند شوند.

۲۶. آموزش و پرورش حق همگان است. تحصیلات دوره ابتدایی می‌بایست برای همه افراد رایگان باشد. همه می‌بایست با «ملل متحد» آشنا شوند. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود محق هستند.

۲۷. حق طبع و نشر (کپی‌رایت) قانونی خاص است که از آفرینش‌های هنری محافظت می‌کند. دیگران نمی‌توانند بدون اجازه آفریننده اثری، از آن تقلید کنند. 

۲۸. در جامعه باید نظم حاکم باشد که همه بتوانند از حقوق و آزادی‌های خود بهره‌مند شوند.

۲۹. همه انسان‌ها دربرابر دیگران مسئول هستند و باید از آزادی‌ها و حقوق دیگران محافظت کنند.

۳۰. هیچکس نباید حقوق عنوان‌شده در این اعلامیه را از دیگری سلب کند.

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی

تاريخ : شنبه 5 مهر1393 | 4:39 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |
 
 
 
 
بی سوادی سیاه، بی سوادی سفید
 
تلنگری برای همه ما: باسواد هستیم یا توهم سواد داریم؟
 
به نظر می‌رسد، امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و ده‌ها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همه‌ی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد: "سواد زندگی".

امروز «سواد»، به معنای لغوی آن که معنای «سیاه کردن» کاغذ را می‌دهد، تضمین‌کننده‌ی هیچ چیز نیست.
«مدارک آموزشی»، ابزار جدیدی که قرار بود «سواد» انسانها را بسنجد و ارزش «کاغذ‌های سیاه شده توسط آنها» را تعیین کند، خود به بازاری جدید، برای معامله‌ی «هویت» و «شخصیت» تبدیل شده است.
شاید امروز بتوان، بی سوادی - این غول ترسناک دهه‌های گذشته - را، به دو دسته‌ی سیاه و سفید تقسیم کرد:
بی سوادی سیاه، همان شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه، مشاهده و درک می‌گردد. اینکه چه کسی نمی‌تواند اسم خود را روی برگه‌ی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند. این شکل از بی سوادی، ساده‌تر از سایر شکل‌ها قابل اندازه‌گیری و ثبت در آمارهاست. ارزان‌تر از سایر اتواع بی سوادی هم، می‌توان با آن مبارزه کرد.

اما چیزی که می‌تواند موجب هراس ما شود،
بی سوادی سفید است؛ کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند، هر روز در فضای حقیقی و مجازی، می‌نویسند و حرف می‌زنند و حال و روز خود و  اطرافیانشان را با کلمات و جملات،به تصویر می‌کشند،کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات دانشگاهی و گواهینامه‌های حضور در انواع دوره‌ها و همایش‌ها را در کیف خود جابجا می کنند. اما، هنوز در ساده‌ترین تعامل ها و ارتباط‌ ها با دوستان و همکاران و اعضای خانواده‌ی خویش، دچار چالش‌های جدی هستند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد ارتباطی" ندارند.

یا این که انواع اخبار هیجان انگیز اما دروغ و غیر موثق‌ را، در قالب ایمیل و پیام و پیامک، به دوست و آشنا منتقل می‌کنند و با ساده‌ترین معیارهای ارزیابی صحت و سقم یک خبر آشنایی ندارند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از "سواد رسانه" بی‌بهره مانده‌اند.

هر روز با شنیدن هر خبر سیاسی و اقتصادی، پول خود را از خانه به بانک می‌برند، از بانک به بورس، از بورس به بازار طلا، از طلا به دلار و سپس، ناامیدانه، نقدینگی در کف، از دوست و آشنا، طلب توصیه برای انتخاب گزینه‌های مناسب سرمایه‌گذاری می‌کنند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از "سواد مالی" در حد معمول بی‌بهره‌اند.

دوست می‌دارند، عشق می ورزند، رابطه می‌سازند و محبت می‌بازند. به جای اینکه از محبت، پله‌ای بسازند برای بالاتر رفتن و بهتر دیدن دنیا دیواری می‌سازند به گرد یکدیگر. ناآگاهانه وارد رابطه‌ها می‌شوند و ناراضی آنها را ترک می‌کنند. عشق خود را نه برای تجربه‌ی لذت، بلکه به عنوان سرمایه‌گذاری و ثروت، هزینه می‌کنند و دیر یا زود، به دنبال اصل و بهره‌ی سرمایه‌گذاری می‌گردند. تمام رویای خود را در دنیای دیگری می‌بینند و در نهایت،‌ زخم‌های عاطفی خود را از رابطه‌ای به رابطه‌ای و از خانه به کار و از محیط کار به خانه جابجا می‌کنند. سواد خواندن و نوشتن هست، اما از "سواد عاطفی" خبری نیست.

فرزنددار می‌شوند؛ زندگی و سرمایه و وقت و انرژی خود را صرف رشد و تربیت آنها می‌کنند. از نان خود می‌زنند تا در آینده لقمه‌ای بیشتر به دهان فرزندانشان بیاید. اما، نتیجه آن طور که انتظار می‌رود نمی‌شود. کودکان و نوجوانانی رشد می‌کنند که روحیه‌ی جنگجویی و رقابتی دارند. دنیای آنها در چند نقطه‌ی مشخص مانند درس و مدرسه و کنکور و خانه و ماشین، خلاصه می‌شود. تفاوت شادی و موفقیت و رضایت را درک نمی‌کنند. بزرگ می‌شوند و تشکیل خانواده می‌دهند و می‌کوشند «ناآموخته‌های خود» را، به نسل بعد منتقل کنند.
سواد خواندن و نوشتن هست. "سواد آموزش و پرورش" نیست.

سالها برای کسب مدرک دانشگاهی و جمع‌آوری انواع کاغذها و روزمه‌ها تلاش می‌کنند. شب ها و روزها بیدار می‌مانند و درس می‌خوانند تا نمره و معدل بهتری کسب کنند. اما زمانی که رزومه‌ی خود را برای یک کارفرما ارسال می‌کنند، حتی با نحوه‌ی تنظیم فونت و رسم‌الخط در یک فایل متنی هم آشنایی ندارند. حتی نمی‌توانند جدولی زیبا و چشم‌نواز ترسیم کنند که بتواند چشم اندازی زیبا از استخدام آنها را برای کارفرمای احتمالی، ترسیم کند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد رایانه" ندارند.

روزها و شبها، وقت خود را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند. از لپ‌تاپ به موبایل و از موبایل به تبلت و از تبلت به تلویزیون‌های هوشمند پناه می‌برند. اما شبکه‌های اجتماعی هم، شکل مدرن همان ایستادن‌های سر کوچه می‌شود. کاری که نسل قبل می‌کرد تا از اخبار در و همسایه سر در بیاورد و امروز، به مدد تکنولوژی، این کار سریع‌تر و ارزان‌تر و در مقیاسی وسیع‌تر در حال انجام است.قبلاً در خانه به همسایه‌ی خود ناسزا می‌گفت و امروز به همراه صدها هزار نفر دیگر، به خانه‌ی مجازی فرد دیگری حمله می‌کند و ناسزا می‌گوید.
سواد خواندن و نوشتن دارد، اما "سواد حضور در فضای آنلاین" را ندارد.

این شکل از بی سوادی را شاید بتوان "بی سوادی سفید" نامید. چرا که در نگاه اول، مشاهده نمی‌شود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمی‌آورد.
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمی‌شود. این نوع بی سوادی، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، «ندانستن مرکب» را باعث می‌شود. حالا فرد به ابزارهایی جدید برای "تقویت بی سوادی" خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است.

بی سوادی سفید درد امروز جامعه‌ی ما و بسیاری از جوامع دیگر است. چنین است که یونسکو نیز، به آرامی، هر سال دغدغه‌ای جدید را به عنوان این روز می‌افزاید و امسال، «روز جهانی سواد و توسعه پایدار» را شعار خود قرار داده است.

همه فهمیده‌ایم که سواد، معنای سابق خود را از دست داده است. اما هر یک به نوعی، چنان در دام بیسوادی‌های سفید گرفتار شده‌ایم، که ترجیح می‌دهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی، آرام و بیصدا عبور کنیم و تهدید‌های انکارناپذیر آن، مسکوت و مغفول باقی بماند.

به نظر می‌رسد، امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و ده‌ها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همه‌ی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم اعصاب و روان
برچسب‌ها: اجتماعی , روانشناسی

تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 1:14 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |
تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 1:13 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |
روزی دست پسر بچه‌ای در گلدان کوچکی گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. به ناچار پدرش را به کمک طلبید. اما پدرش هم هر چه تلاش کرد نتوانستند دست پسر را از گلدان خارج کنند. گلدان گرانقیمت بود، اما پدر تصمیم گرفته بود که آن را بشکند. قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت: «دستت را باز کن، انگشت‌هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن. آن وقت فکر می‌کنم دستت بیرون می‌آید.»
 
پسر گفت: «می‌دانم اما نمی‌توانم این کار را بکنم.»
 
پدر که از این جواب پسرش شگفت‌زده شده بود پرسید: «چرا نمی‌توانی؟»
پسر گفت: «اگر این کار را بکنم سکه‌ای که در مشتم است، بیرون می‌افتد.»
 
شاید شما هم به ساده‌لوحی این پسر بخندید، اما واقعیت این است
 
که اگر دقت کنیم می‌بینیم:
 
همه ما در زندگی به بعضی چیزهای کم‌ارزش،چنان می‌چسبیم که ارزش
دارایی‌های پرارزشمان را فراموش می‌کنیم و در نتیجه آنها را از دست می‌دهیم

 


موضوعات مرتبط: علوم ادبی
برچسب‌ها: ادبی

تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 1:12 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |
سرزمین مادری جایی است که متولد شده ایم و در آن پرورش یافته ایم. جایی است که هر کسی به آن تعلق خاطری خاص و جدا ناشدنی دارد. بوی خاکش و رنگ آسمانش همیشه در ذهن می ماند. جایی که مردمانش نسبت به هم احساس نزدیکی دارند و به نوعی همراه و پشتیبان هم هستند. سرزمین مادری موسم عاطفه های یکرنگ است، جولانگاه خاطره های شیرین و خاستگاه عشق ابدی. سرزمین مادری  دارای حرمت است و همگان موظفند به طریقی دین خود را در برابر آن ادا کنند چون از هوایش نفس میکشند، از غذایش می خورند، از آبش می نوشند و زندگانی میگذرانند.

در این بخش به 10 راه اشاره میکنیم که می توانید بوسیله آنها مقداری از دین خود را به سرزمین مادری تان ادا کنید:

1- هر روز کاری خوب انجام دهید.

از کمک کردن به افراد بی بضاعت و تنگدستان گرفته تا عیادت از بیماران و سالمندان و گره گشودن از مشکلات گرفتاران، با خود قرار بگذارید که در هر روز کاری خوب، هرچند کوچک، انجام دهید.

2- تلاش کنید فرد مفیدی باشید.

شرایط کنونی یک سرزمین، برآیند افکار و رفتار همه افراد آن سرزمین است. هر کسی برای اعتلا و پیشرفت سرزمین مادری اش باید از خود شروع کند و سعی نماید سهم خود را ادا کند. حتما نباید کاری بزرگ انجام دهید، همین که قدمهای کوچک مثبت را با عشقی بزرگ بردارید کافیست.

3- هوای هموطنان خود را داشته باشید.

برای پشتیبانی و یاری رساندن به دیگران پیشقدم شوید. به انسانها احترام بگذارید و همیشه لبخند بر لب داشته باشید. وقتی در طول روز به اطراف خود نگاه میکنید مطمئناً فرصت های زیادی را خواهید یافت که میتوانید با دستگیری از دیگران، به آنها کمک کنید. حق تقدم سالمندان و کودکان را در همه حال رعایت کنید، بی توقع عشق بورزید و هیچکس را قضاوت نکنید.

4-محافظت از محیط زیست را یک اولویت بدانید.

همه ما دربرابر محیطی که در آن زندگی میکنیم و تلاش برای ایجاد شرایط بهتر زیستی و جلوگیری از صدمه دیدن طبیعت مسئولیم. کاشتن درخت، تولید زباله کمتر، استفاده بیشتر از وسایل نقلیه عمومی و جلوگیری از هدر رفت منابع تجدید ناپذیر مانند آب، رعایت بهداشت و پرهیز از آلوده کردن اماکن عمومی، برخی از مواردی هستند که برای نگهداری از محیط زیست باید لحاظ شوند.

5- زمان مطالعه خود را افزایش دهید.

افراد جامعه ای که مطالعه نمیکنند همیشه در یک زندان فکری و اعتقادی محبوس هستند و اینگونه است که سرزمین مادری شان فرصت پیشرفت و توسعه پیدا نمی کند. مردمی که کتاب نمی خوانند به نوعی اسیر و دنباله رو کسانی هستند که از این نقطه ضعف و عدم آگاهی عموم به نفع خود برای فریفتن و به بیراهه کشاندن آدمها بهره میبرند. بنابراین مطالعه و ارتقای فرهنگ کتاب خوانی درنهایت به اعتلای همه جانبه یک سرزمین خواهد انجامید.

6- در یک زمینه تخصص پیدا کنید.

متخصص شدن در یک حرفه، هم آینده شما را از لحاظ شغلی تضمین میکند و هم سودآوری سرشاری برای سرزمین مادری تان دارد. تصور کنید که همه افراد یک جامعه در حرفه شان متخصص باشند و از تجربه خود برای بهبود شرایط استفاده کنند، آنگاه بسیاری از مشکلات و معضلات براحتی حل میشد. سعی کنید تا جایی که میتوانید تجربه کسب کنید و سطح شغلی خود را بالا ببرید و اندکی از این اندوخته را رایگان به دیگران اختصاص دهید.

7- در شرایط اضطرار، منافع جمع را به منافع شخصی مقدم بدانید.

وقتی حادثه ای غیر مترقبه مانند سیل، زلزله و طوفان رخ میدهد، هم دل و متحد برای حمایت از دیگران بکوشید و بجای هجوم برای جمع آوری مواد غذایی و سایر مایحتاج، بکوشید تا منافع عموم به رفع نیازهای شخصی تان ارجحیت داشته باشد.

8- به فکر نسلهای بعد باشید.

سرزمین مادری شما فقط به شما تعلق ندارد، بلکه به نسلهایی که قرار است در آینده در آن زندگی کنند نیز متعلق است. یادتان باشد که پیشرفت و آبادانی مطالبه ای است که نسلهای آینده از شما خواهند داشت و منابع یک سرزمین امانتی است که باید بخوبی از آن مراقبت کنید تا به دست آیندگان برسد.

9- در برابر متجاوزان متحد شوید.

در دنیای امروز همیشه احتمال دارد کشوری یا گروهی به سرزمین شما تجاوز کنند. در این شرایط باید همه در برابر این تعدی متحد و همصدا برای دفاع از سرزمینشان به پا خیزند و تا بیرون راندن متجاوزان از پای ننشینند و از هیچ فداکاری دریغ نکنند. دفاع از سرزمین مادری دینی است که بر گردن همه است.

10- به سلامتی تان اهمیت بدهید.

یک سرزمین سالم نیاز به مردمانی سالم دارد. باید به سلامت جسم و فکرتان اهمیت دهید. سالم غذا بخورید و همیشه وقتی را برای ورزش کنار بگذارید. شادی را فراموش نکنید و مثبت بیاندیشید. استرس و افکار منفی را از خود دور کنید. هر روز بخندید و از غم و اندوه فاصله بگیرید. تفریح و مسافرت کنید. به موسیقی گوش دهید، به سینما، تئاتر، کنسرت و موزه بروید و ذهنتان را از نا امیدی و افسردگی خالی کنید.


شما معماران سرزمین مادری تان هستید، معماری خوب باشید...

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم سیاسی
برچسب‌ها: اجتماعی , سیاسی

تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 1:11 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |
ازدواج برای غربی ها رابطه‌ای خصوصی و شخصی است. ولی وقتی زن و مردی فقط به دلایل شخصی خودشان زیر یک سقف رفته و بدون ثبت رسمی، قانونی و حقوقی در کنار هم زندگی می‌کنند و هم خانه میشوند، به آن ارتباط ازدواج سفید گفته می‌شود. زندگی بدون ازدواج یکی از شیوه‌های رایج زندگی در غرب است. بیش از دوسوم زوج‌های آمریکایی پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر زیر یک سقف می‌گذرانند. در سال ۱۹۹۴، حدود ۳/۷ میلیون زوج آمریکایی بدون ازدواج با یکدیگر زندگی می‌کردند و نزدیک به اواخر دهه ۱۹۹۰، حداقل ۵۰ تا ۶۰ درصد زوج‌ها پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر می‌گذراندند. این در حالی است که تا پیش از ۱۹۷۰، زندگی بدون ازدواج در ایالات متحده غیرقانونی بود. طبق آمار آمریکا، تعداد زوج‌های ازدواج‌نکرده‌ای که با یکدیگر زندگی کرده‌اند، از ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۰ ده برابر شده و اکنون، زندگی بدون ازدواج، به مرحله‌ای عادی در روند آشنایی دو فرد تبدیل شده‌است. اکثر ازدواج‌های سفید عمری کوتاه دارند و معمولاً حدود یک سال یا کمی بیشتر طول می‌کشند که یا به ازدواج رسمی و یا جدایی ختم می‌شوند. 

ازدواج رسمی درمقابل زندگی زناشویی بدون ثبت قانونی

ازدواج سفید، پیوندی غیرقانونی و غیررسمی است که در آن دو طرف هیچ تعهد برای کنار هم ماندن ندارند. حتی اگر یک طرف رابطه دوست داشته باشد که زندگی آنها دائمی و همیشگی باشد، خیلی وقت‌ها طرف دیگر خواستار آن نیست. احتمال بر هم خوردن ازدواج‌های سفید بسیار بالاتر از ازدواج‌های رسمی است. این زوج‌ها هیچ تعهد حمایت مالی در برابر همسر خود ندارند. این زوج‌ها بیشتر از زوج‌هایی که ازدواج رسمی داشته‌اند، وقت آزاد خود را به تفریحات مجردی می‌گذرانند و زندگی اجتماعی خود را مستقل نگه می‌دارند. بااینکه بیشتر این افراد توقع دارند که زندگی‌جنسی‌شان با وفاداری باشد اما خیانت جنسی در این روابط بسیار بیشتر از زوج‌های قانونی دیده می‌شود. 

تعداد قابل‌توجهی از این زوج‌ها تصمیمات و برنامه‌های قطعی برای ازدواج قانونی دارند و رفتارشان در جامعه درست مثل زن و شوهرهای عادی است. خیلی از آنها هم هیچ تصمیمی برای ازدواج ندارند و این روابط بی‌تعهد فقط بر معامله هم‌زیستی پایبند هستند. درواقع، بهتر است زوج‌ها با دقت بسیار بیشتری درمورد ازدواج سفید فکر کنند زیرا هیچ محدودیت یا مسئولیت‌پذیری رسمی و قانونی را شامل نمی‌شود.

اما این معامله هزینه‌هایی دارد. طبیعت آزمایشی، موقت و بی‌تعهد ازدواج سفید مانع می‌شود که بسیاری فواید ازدواج رسمی را برای دو طرف داشته باشد. عدم قطعیت درمورد ثبات و طول عمر این روابط، سرمایه‌گذاری در آن را برای هر دو طرف پرخطرتر می‌کند. زوج‌هایی که انتظار دارند زمان زیادی کنار هم بمانند مهارت‌هایی پیدا می‌کنند و به طرفشان اجازه می‌دهند نقص‌ها و ضعف‌هایی داشته باشند چون خودشان هم می‌توانند برای پر کردن نقاط ضعف خودشان به طرفشان تکیه کنند. این کسب مهارت به این معنی است که زوج‌هایی که برای رابطه‌ای طولانی کنار هم کار می‌کنند بسیار بیشتر از مقداری که به تنهایی عایدشان می‌شده است، به دست می‌آورند. اما ازدواج سفید این فواید را کمتر کرده و هزینه یادگیری این مهارت‌ها را بالا می‌برد -- خیلی راحت‌تر است که هر کاری را برای خودتان انجام دهید چون نمی‌دانید کسی که الان با او زندگی می‌کنید سال آینده کنارتان باشد. به همین دلیل این زوج‌ها بسیار کمتر از زوج‌هایی که ازدواج رسمی کرده‌اند عایدی دارند. 

طبیعت موقت و غیررسمی ازدواج سفید سرمایه‌گذاری در این رابطه و حمایت کردن را برای خانواده دو طرف هم سخت‌تر می‌کند. والدین، خواهر و برادرها و دوستان دو طرف تمایل بسیار کمتری برای شناخت طرف مقابل و شرکت دادن او در فعالیت‌ها، مراسم‌های خانوادگی و معاملات مالی خواهند داشت. والدین معمولاً زمانی روی طرف‌مقابل فرزندشان سرمایه‌گذاری احساسی و مالی می‌کنند که بدانند رابطه آنها طولانی‌مدت خواهد بود. حتی سعی می‌کنند به فرزندانی که از چنین روابطی به وجود می‌آیند هم دلبستگی چندانی پیدا نکنند زیرا با بر هم خوردن رابطه فرزندشان، ارتباط آنها با نوه‌شان هم نامعلوم خواهد شد. 

جدا بودن زندگی این زوج‌ها هم مفید بودن آنها بعنوان منبع حمایتی طی زمان‌های سخت را کاهش می‌دهد. آمار نشان می‌دهد که این زوج‌ها از همدیگر توقع دارند که از آنها حمایت کند و انجام ندادن آن تهدیدی برای ارتباطشان خواهد بود. این زندگی‌ها که معمولاً به صورت دانگی اداره می‌شود، معمولاً به ضرر خانم‌ها تمام می‌شود زیرا درآمد خانم‌ها معمولاً پایین‌تر از آقایان است. 

یکی دیگر از مشکلات ازدواج سفید این است که به نظر می‌رسد فرد را از برخی مسائل اجتماعی مهم مثل مذهب دور نگه می‌دارد. این سبک زندگی در اکثر مذاهب مردود است و به همین دلیل افرادیکه چنین روش زندگی پیش می‌گیرند در جمع‌های مذهبی چندان پذیرفته نیستند. و به همین دلیل است که معمولاً دختران و پسران مذهبی به چنین زندگی تن نمی‌دهند و آنهایی که ازدواج سفید را پیش می‌گیرند، چندان افراد مذهبی نیستند.

در چنین زندگی زناشویی، ارتباط هر طرف با بچه‌هایی که طرف‌مقابل از زندگی قبلی خود می‌آورد هم تعریف درستی ندارد. او هیچ حق یا مسئولیت قانونی در مقابل فرزندان طرف‌مقابل خود ندارد و این ابهام سرمایه‌گذاری در چنین رابطه‌ای را برای هر دو طرف خطرناک می‌کند.

ازدواج سفید چه حاصلی دارد؟

همانطور که در قسمت قبل توضیح داده شد مشاهده کردید که ازدواج رسمی تغییرات رفتاری ایجاد می‌کند -- هم در زوج و هم در اطرافیان آنها -- که هیچ آثاری از‌ آن در ازدواج سفید دیده نمی‌شود: دو طرف می‌توانند به هم اعتماد کنند، بچه‌ها و والدین دو طرف می‌توانند در این رابطه سرمایه‌گذاری عاطفی و مالی کنند، و از این قبیل. اما نتایج تجربی این تغییرات رفتاری چیست؟

قبل از تلاش برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید درک کنیم که زوج‌ها در ازدواج سفید، بخصوص آنهایی که هیچ برنامه‌ای برای ازدواج رسمی ندارند، حتی قبل از شروع هم‌خانگی‌شان هم با زوج‌هایی که ازدواج رسمی می‌کنند فرق دارند. زندگی کردن با یک نفر به جای ازدواج کردن با او، جذابیت ازدواج را برای افراد و احتمال موفق شدن آن را کمتر می‌کند. در زیر ازدواج رسمی و ازدواج سفید را از جوانب مختلف مقایسه می‌کنیم.

خشونت خانگی. طی گزارش یک تحقیق مشخص شده است که بچه‌های زیادی در سراسر جهان در نتیجه ازدواج‌های سفید به دنیا می‌آیند، فقط بخاطر اینکه مادران بسیاری از ترس خشونت‌های خانگی و کودک‌آزاری تن به ازدواج رسمی نداده‌اند. آیا این ترس منطقی است؟ اما طی تحقیقی که در سال ۱۹۸۷ انجام گرفت مشخص شد که میزان این خشونت‌ها در ازدواج‌های سفید نه تنها کمتر نیست بلکه میزان مشاجراتی که به خشونت‌های فیزیکی تبدیل شده است در ازدواج‌های سفید دو برابر ازدواج‌های رسمی بوده است. یکی از علت‌های آن این است که این زوج‌ها به طور متوسط جوان‌تر هستند و تحصیلات پایین‌تری دارند.

اما این مسئله که زوج‌هایی که وارد ازدواج‌سفید می‌شوند قصد تبدیل آن به ازدواج رسمی را دارند یا نه اهمیت بسیاری دارد. نامزد‌هایی که با هم زندگی‌ می‌کنند هم درست مثل زوج‌هایی که ازدواج رسمی می‌کنند تمایل کمتری به مشاجرات خشونت‌آمیز نشان می‌دهند. زنانی که با مردی که هیچ تصمیمی برای ازدواج رسمی با آنها ندارد هم‌خانه می‌شوند تا حد زیادی در معرض خشونت قرار دارند. سلامت زنانی که ازدواج رسمی می‌کنند به مراتب بالاتر از دسته‌ای است که فقط با مردی هم‌خانه می‌شوند. برخی محققان اعتقاد دارند که تعهد در رابطه و به طرف‌مقابل خشونت را کاهش می‌دهد. 

رابطه جنسی. رابطه‌جنسی یکی از مهمترین اصول در معامله ازدواج سفید است. طبق تحقیقی که در سال ۱۹۹۲ انجام گرفت، زوج‌هایی که ازدواج سفید دارند به طور متوسط هفت مرتبه در ماه و تقریباً یک مرتبه بیشتر از زوج‌هایی که ازدواج رسمی کرده‌اند، با هم رابطه‌جنسی دارند. اما احتمال اینکه زوج‌هایی که ازدواج سفید کرد‌ه‌اند فقط با همسر خود ارتباط جنسی برقرار کنند بسیار کمتر از زوج‌هایی است که ازدواج رسمی داشته‌اند، هرچند اکثر آنها می‌گویند که از طرفشان چنین انتظاری دارند. در یک تحقیق مشخص شد که آمار زنانی که در ازدواج رسمی به شوهرانشان خیانت می‌کنند ۴ درصد، آنها که در ازدواج سفید اینکار را می‌کنند ۲۰ درصد و آنها که در روابط دوستی این کار را می‌کنند ۱۸ درصد است. طبق آمار زنان پس از ازدواج رسمی تغییر رفتاری قابل‌توجه داشته و تمایل آنها برای برقراری ارتباط جنسی با مردی جز همسرشان بسیار پایین می‌آید. 

کارهای خانه. زنانی که با مردی زندگی می‌کنند باید خانه داری بسیار بیشتری نسبت به زنانی که تنها یا با زنان دیگر زندگی می‌کنند انجام دهند. در تحقیقی که اخیراً انجام گرفته است مشخص شد که با در نظر گرفتن وجود فرزندان و شخصیت همسرانشان، زنان ازدواج‌کرده ۱۴ ساعت بیشتر از مردان ازدواج‌کرده به کار خانه مشغولند و این آمار برای زنانی که بدون عقد رسمی با مردی زندگی می‌کنند ۱۰ ساعت است. بسیاری از اقتصاددانان نیز عنوان می‌کنند که مردان با صرف زمان بیشتر برای کار بیرون از خانه و کسب درآمد و تقسیم آن با همسرانشان، زحمات همسر خود در خانه را جبران می‌کنند اما این در حالی است که در ازدواج سفید، مرد که بیرون از خانه کار می‌کند، تعهدی برای تقسیم درآمد خود با زن ندارد و این یعنی زنانی که ازدواج سفید کرده‌اند، بدون هیچ مزد دریافتی در خانه زحمت می‌کشند.

ثروت. مرد و زنی که ازدواج رسمی می‌کنند، نه تنها سرنوشتشان بلکه اموالشان نیز به هم گره می‌خورد. آمار و ارقام نشان می‌دهد که آندسته از زوج‌هایی که به جای ازدواج رسمی و قانونی، ازدواج بدون عقد رسمی را انتخاب می‌کنند، در طول زمان ثروت کمتری را اندوخته می‌کنند زیرا اغلب تحت حمایت مالی خانواده‌ها قرار نگرفته و درآمدهای کسب‌شده از هر دو طرف نیز برای خانواده هزینه یا پس‌انداز نمی‌شود و این می‌تواند برای بچه‌هایی که ممکن است از چنین والدینی به دنیا بیایند، جای نگرانی داشته باشد.

سلامت احساسی. ذات ازدواج برای طولانی‌مدت است. زوج‌های ازدواج‌کرده زندگی زناشویی خود را بسیار محکم‌تر و باثبات‌تر از زوج‌هایی می‌بینند که ازدواج سفید کرده‌اند. و زمانیکه دو طرف تصور کنند که احتمال شکست ارتباط‌شان وجود دارد، تاثیری بسیار منفی بر روحیه آنها خواهد داشت. نتیجه آن: سلامت روانی در زوج‌هایی که ازدواج سفید کرده‌اند درمقایسه با آنهایی که ازدواج رسمی کرده‌اند بسیار ضعیف‌تر است. این زوج‌ها به مراتب افسرده‌تر بوده و سطح رضایت از زندگی بسیار پایین‌تری نیز دارند. اینکه زندگی آنها ممکن است خیلی زود بر هم بخورد، فشار عصبی سنگینی هم بر مرد و هم زن خواهد داشت و به همین دلیل است که علائم افسردگی به شدت در این افراد به چشم می‌خورد.

طلاق و جدایی. معمولاً همه تصور می‌کنند که با هم زندگی کردن در یک زندگی آزمایشی به دو طرف نشان می‌دهد که ازدواجشان به چه شکل می‌تواند باشد و با اطلاعاتی که از چنین زندگی آزمایشی از همدیگر به دست می‌آورند می‌توانند انتخاب درست‌تری داشته باشند. آمار نشان می‌دهد که دلیلی که اکثر این زوج‌ها برای ازدواج سفید ارائه می‌دهند این است که بفهمند به اندازه کافی با هم سازگار هستند که ازدواج کنند یا خیر.

شاید تعجب‌آور باشد که بدانید برخلاف باور عموم، احتمال طلاق و شکست رابطه در زوج‌هایی که قبل از ازدواج رسمی با هم زندگی می‌کرده‌اند بسیار بالاتر است. دلیل آن می‌تواند این باشد که زندگی زیر یک سقف بدون عقد ازدواج رفتار دو طرف را طوری تغییر می‌دهد که باعث می‌شود در ازدواج کمتر متعهد شوند. تحقیقات نشان می‌دهد که آنهایی که تصمیم به ازدواج سفید می‌گیرند ویژگی‌هایی دارند که راضی به ازدواج سفید می‌شوند و همین مسئله نشان می‌دهد که به درد ازدواج نمی‌خورند.

این آمار و ارقام به وضوح نشان می‌دهد که همزیستی بی‌تعهد در مقایسه با ازدواج قانونی، از لحاظ اجتماعی توافقی پست به شمار می‌رود. زوج‌هایی که بدون هیچ برنامه مشخص برای ازدواج با هم زندگی می‌کنند، معامله‌ای کاملاً متفاوت با آنها که ازدواج یا نامزد می‌کنند بین هم دارند. تنها وجه اشتراک آنها با زوج‌های قانونی، ارتباط جنسی و زندگی کردن زیر یک سقف است. مردانی که تن به ازدواج سفید می‌دهند معمولاً وفاداری نسبت به طرف خود نداشته و زنان نیز هیچ قطعیتی به آینده خود و فرزند احتمالی‌شان ندارند. بچه‌هایی که در چنین خانه‌هایی به دنیا می‌آیند نسبت به بقیه بچه‌ها عملکرد بدتر و ضعیف‌تری دارند. چنین ازدواجی فایده‌ای برای هیچ کس ندارد، نه زن، نه مرد و نه بچه‌ها.

مشخص است که زنان و مردانی که تصمیم به چنین زندگی زناشویی می‌گیرند، تفاوت عمده‌ای با آنها که ازدواج رسمی را پیش می‌گیرند، دارند. همین موجب بالاتر بودن میزان جدایی آنهاست. اما تاثیرات منفی ازدواج سفید فقط به این محدود نمی‌شود. چنین زندگی زناشویی فرد را دچار مشکلات سلامت احساسی کرده و او را از جامعه، مذهب و خانواده دور خواهد کرد.

اینطور که به نظر می‌رسد از جمله عواملی که می‌تواند جوان‌ها را به سمت این دست از ازدواج‌ها بکشاند مشکلات مالی، محک زدن رابطه، آشنایی بیشتر و نداشتن اعتقاد به ازدواج است. در چنین شرایطی به نظر لازم می‌آید با فراهم کردن زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی و از سوی دیگر با فرهنگ‌سازی و تشویق جوانان به ازدواج دائم از تمایل آنان به روابطی مانند ازدواج سفید کاسته و جامعه را از عوارض چنین پیوندهایی مصون نگه داشت.

برچسب‌ها: ادبی , اجتماعی

تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 1:10 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

براساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، ۳۰ حق اصلی و اساسی برای همه انسان‌ها در سرتاسر جهان وجود دارد که در سال ۱۹۴۸ توسط سازمان جهانی ملل متحد به تصویب رسیده است. این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی‌ که تمامی انسان‌ها، صرفنظر از نژاد و جنسیت در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند، مشخص کرده‌ است. هدف این اعلامیه، برقراری حقوق و آزادی‌های برابر برای همه انسان‌هاست.

حقوق بشر واژه‌ای جهانی است که بارها شنیده‌اید اما شاید خیلی‌ از شما قادر به تعریف آن نباشید. سوال این است که این حقوق بشر واقعاً چه هستند؟ این «حقوق» چیزهایی هستند که ما بخاطر انسان بودن آزادی انجام یا داشتن آنها را داریم. همه ما انسان‌ها دارای این ۳۰ حق هستیم و می‌بایست اطلاعات کامل درمورد حقوقی که سازمان ملل برای تک‌تک ما تصویب کرده است داشته باشیم. علاوه بر این، باید همدیگر و بخصوص کودکان را نیز از این حقوق آگاه کنیم.

اعلامیه جهانی حقوق بشر

۱. همه انسان‌ها آزاد بوده و از حقوق یکسان برخوردارند. همه انسان‌ها آزاد زاده شده‌اند، افکار و ایده‌های متفاوت دارند و با همه انسان‌ها باید به گونه‌ای یکسان رفتار شود.

۲. هیچ تمایزی بین انسان‌ها وجود ندارد، این حقوق متعلق به همه انسان‌ها صرفنظر از تفاوت‌های آنان، است.

۳. همه انسان‌ها حق زندگی کردن در آزادی و امنیت کامل دارند.

۴. از هیچ انسانی نباید بعنوان برده استفاده کرد. هیچکس حق برده کردن ما را ندارد و ما نیز نمی‌توانیم انسان دیگری را برده خود کنیم.

۵. هیچ کس نباید مورد شکنجه، بیرحمی و آزار قرار گیرد.

۶. همه انسان‌ها حق برابر برای استفاده از قانون را دارند. 

۷. همه انسان‌ها تحت حمایت قانون هستند و قانون برای همه یکسان است. با همه باید با عدالت رفتار شود.

۸. همه انسان‌ها حق استفاده از دادگاه‌های قانونی را دارند. درصورت رفتار ناعادلانه می‌توانند از قانون درخواست حمایت کنند.

۹. هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید بدون دلیل منطقی قرار گیرد.

۱۰. هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی آشکار و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.

۱۱. همه انسان‌ها تازمانیکه جرم آنها اثبات نشده است، پاک و بیگناه هستند. هیچکس را نباید قبل از اینکه جرمی از او ثابت شده باشد، مقصر دانست.  

۱۲. همه انسان‌ها سزاوار داشتن حریم شخصی هستند. هیچکس نباید سعی در تخریب خوشنامی کسی کند. بدون دلیل مشخص و قانونی، هیچکس حق وارد شدن به خانه دیگری، باز کردن نامه‌های او یا آزار رساندن به او و خانواده‌اش را ندارد.

۱۳. همه انسان‌ها محق به داشتن آزادی جابجایی و رفتن به هر جایی درون مرزهای کشور خود هستند.

۱۴. هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.

۱۵. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن یک ملیت است.

۱۶. هر انسان بالغ حق ازدواج و تشکیل خانواده دارد. زنان و مردان دارای حقوق برابر در ازدواج و زندگی زناشویی و پس از جدایی هستند.

۱۷. هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد. هیچ کس را نمی بایست خودسرانه از حق مالکیت خود محروم کرد.

۱۸. همه انسان‌ها محق به داشتن آزادی اندیشه هستند. همه حق این را دارند که به چیزی که می‌خواهند اعتقاد و باور داشته، مذهب دلخواه خود را داشته و درصورت تمایل آن را تغییر دهند.

۱۹. همه انسان‌ها محق به داشتن آزادی بیان هستند. همه آزادند هر چه دوست دارند فکر کنند و نظرات خود را با دیگران در میان بگذارند.

۲۰. همه انسان‌ها برای تشکیل گردهمایی، همکاری صلح‌آمیز برای دفاع از حقوق خود آزاد هستند. هیچکس نمی‌تواند کسی را مجبور به عضویت در یک گروه یا دسته کند.

۲۱. هر شخصی حق دارد که در مدیریت دولت کشور خود، مستقیماً یا به واسطه انتخاب آزادانه نمایندگان شرکت جوید.

۲۲. هر کسی به عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی، مسکن، دارو، تحصیلات، مراقبت از فرزند و سرمایه کافی برای زندگی برخوردار باشد.

۲۳. هر انسان بالغ حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خود را انتخاب کند.

۲۴. هر انسانی سزاوار استراحت و اوقات فراغت، زمان محدود و قابل قبولی برای کار و مرخصی است.

۲۵. هر انسانی سزاوار داشتن محل مناسب برای خواب و تغذیه خوب است. مادران و فرزندان، افراد سالخورده، افراد بیکار و ناتوان جسمی و سایر افراد حق دارند از مراقبت مناسب بهره‌مند شوند.

۲۶. آموزش و پرورش حق همگان است. تحصیلات دوره ابتدایی می‌بایست برای همه افراد رایگان باشد. همه می‌بایست با «ملل متحد» آشنا شوند. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود محق هستند.

۲۷. حق طبع و نشر (کپی‌رایت) قانونی خاص است که از آفرینش‌های هنری محافظت می‌کند. دیگران نمی‌توانند بدون اجازه آفریننده اثری، از آن تقلید کنند. 

۲۸. در جامعه باید نظم حاکم باشد که همه بتوانند از حقوق و آزادی‌های خود بهره‌مند شوند.

۲۹. همه انسان‌ها دربرابر دیگران مسئول هستند و باید از آزادی‌ها و حقوق دیگران محافظت کنند.

۳۰. هیچکس نباید حقوق عنوان‌شده در این اعلامیه را از دیگری سلب کند.

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم ادبی ، علوم اعصاب و روان
برچسب‌ها: ادبی , اجتماعی , روانشناسی

تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 1:9 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

 

«از کسانیکه سعی می‌کنند آرزوهای شما را کوچک بشمارند دوری کنید. این کار آدم‌های حقیر است. درحالیکه آدم‌های بزرگ همیشه کاری می‌کنند که احساس کنید شما هم می‌توانید فرد بزرگی شوید.» -- مارک تواین

اول باید بگوییم که تعریف ما از آدم‌های منفی کسانی هستند که همیشه از مشکلاتشان پیش شما شکایت می‌کنند اما کاری برای بهبود آن انجام نمی‌دهند. فرد منفی کسی است که هیچ حمایتی از شما نمی‌کند و فقط به شما حس بد می‌دهد. کسی که ایده‌های عالی و اهداف بزرگ شما را مسخره یا تحقیر می‌کند.

دوم اینکه، هدف این مقاله منفی دیدن افراد منفی نیست. این افراد معمولاً در جایگاهی از زندگی‌شان هستند که هیچ تغییر موثر و سازنده‌ای را نمی‌پذیرند و به همین دلیل در وضعیت کنونی‌شان باقی می‌مانند. این اشکالی ندارد. ما به آنها کاری نداریم فقط می‌خواهیم از شما دربرابر این افراد دفاع کنیم تا منفی بودن آنها بر زندگی شما اثر نگذارد.

اول باید بدانید که چرا لازم است افراد منفی را از زندگی‌تان بیرون کنید:

• افراد منفی سرعت رسیدن شما به اهدافتان را کندتر می‌کنند. چه خودشان متوجه آن باشند و چه نباشند، با ایجاد شک و تردید در ذهنتان، شما را از دنبال کردن آرزوها و اهدافتان دلسرد می‌کنند.

• انرژی منفی افراد منفی بر سطح انرژی، استرس و اضطراب و سلامتی‌تان اثر می‌گذارد. پس باید مراقب آن باشید.

• باید فضا را برای ایجاد تغییرات مثبت باز کنید. اینکه در روابط منفی خود با دیگران بمانید و اجازه دهید انرژی منفی آنها وارد زندگی شما شود جلو بروز فرصت‌های موفقیت را از خودتان می‌گیرید. همچنین بیرون کردن افراد منفی از زندگی‌تان فضا را برای ورود افراد مثبت باز می‌کند، افراد مثبتی که به شما برای رسیدن به اهدافتان انگیزه داده و از شما حمایت خواهند کرد.

چطور افراد منفی را از زندگی‌تان بیرون کنید:

قدم اول: تصمیم بگیرید که ارزش این کار را دارید

• باید احساس کنید که ارزش رسیدن به آرزوهایتان و تغییر کردن به آدمی که دوست دارید باشید را دارید. بیرون کردن منفی‌گرایی‌ها از زندگی‌تان کمکتان می‌کند سریعتر به آنجا برسید. باید به انجام این کار برای خودتان متعهد شوید وگرنه عذاب وجدانی که برای بیرون کردن این افراد از زندگی‌تان پیدا می‌کنید شما را همان جایی که هستید نگه خواهد داشت (در قدم سوم بیشتر در این زمینه توضیح می‌دهیم).

• از کجا بفهمید ارزشش را دارید: خیلی راحت. تصمیم بگیرید. باید انتخاب کنید که به خودتان متعهد شوید، به اهدافتان، به رویاهایتان و نباید بگذارید هیچ چیز سرعت شما را برای رسیدن به آنها کم کند.

• به عواقب منفی که ماندن در چنین روابطی برایتان خواهد داشت فکر کنید. از خودتان بپرسید:

- این روابط چه تاثیری در زندگی من دارند؟
- چه اهدافی دارم و چقدر دوست دارم به آنها برسم؟ آیا این افراد از اهداف من حمایت می‌کنند یا فقط من را از آن دلسرد می‌کنند؟

قدم دوم: افراد منفی را شناسایی کنید

• افراد منفی حالتان را نسبت به وقتی که شروع به حرف زدن با آنها کردید، بدتر می‌کنند. آنها سطح انرژی شما را پایین می‌آورند.

• بین کسی که چالش‌ها و مشکلات خودشان را با شما در میان می‌گذارند با کسی که مدام شکایت می‌کند فرق دارد. فرق آنها این است که کسی که مشکلاتش را با شما در میان می‌گذارد، به دنبال حمایت سازنده شماست و آماده تغییر است. اما آنهایی که مدام شکایت می‌کنند اصلاً نمی‌خواهند تغییر کنند فقط می‌خواهند شما برایشان احساس تاسف کنید.

• آنها ایده‌هایتان را تحقیر می‌کنند. مثلاً سوال می‌کنند که چه می‌کنید بعد چیزی می‌گویند مثل، «شاید بهتر باشه کارت رو عوض نکنی چون اینجا که هستی امنیت شغلی داری. سودت چطور؟ یا بازنشتگیت؟» این خیلی شایع است و گاهی تشخیص آن بسیار دشوار است. بااینکه ممکن است به نظر برسد قصد نصیحت کردن شما را دارند اما در آخر فقط شک و تردید بیشتری در دلتان می‌اندازند چون ممکن است اعمال شما ترس‌ها و ناامنی‌های خودشان را به یادشان بیاورد.

• منفی بودن این افراد ممکن است ضعیف یا قوی باشد اما در کمترین شدت منفی بودن هم باز این افراد موجب پایین کشیدن شما می‌شوند. برای این آدم‌ها بتوانند بر شما تاثیر منفی بگذارند لازم نیست حتماً به بدترین و دشمنانه‌ترین حالت رفتار کنند.

قدم سوم: بگذارید بروند

• فقط شروع کنید. از هر روشی که می‌توانید استفاده کنید. از آنها دوری کنید. تلفن‌هایشان را جواب ندهید. برای دور ماندنتان عذرخواهی کنید اما لازم نیست برایشان توضیح دهید که چرا چنین رفتاری می‌کنید.

• لازم نیست هیچ توضیحی به آنها بدهید مگر اینکه بخاطر اینکه بیش از حد به شما فشار می‌آورند این کار را لازم بدانید. این می‌تواند به این دلیل باشد که در وضعیت فکری نیستند که نمی‌توانند به چیزهایی که می‌گویید گوش کنند و اگر بخواهید کارتان را توضیح دهید حالت دفاعی به خود می‌گیرند.

• این کار را با احترام و عشق انجام دهید. با دعا و محبت آنها را از زندگیتان بیرون کنید. آماده باشید که هر زمان توانستند آماده تغییر و مثبت‌تر شدن باشند آنها را به زندگی‌تان برگردانید.

قدم چهارم: عذاب‌وجدان نداشته باشید.

• باز هم باید بگوییم که شما ارزشش را دارید. باید بهترین دوست خودتان باشید. اگر مسئولیت زندگیتان را نپذیرید، هیچکس اینکار را نمی‌تواند بکند.

• بااینکه ممکن است فکر کنید آنها را ترک کرده‌اید اما اینکار را نکرده‌اید. بین ترک کردن کسی و اینکه بگذارید از زندگی‌تان بیرون بروند فرق هست. اگر از نصیحت کردن و تشویق کردن آنها خسته شده‌اید و هیچ اتفاقی هم نیفتاده است، دیگر هیچ مقدار حرف از طرف شما بر فکر و رفتار آنها تاثیر نخواهد گذاشت.

• مجبور نیستید. ممکن است بخاطر اینکه فکر می‌کنید محبورید این افراد را در زندگی‌تان نگه دارید. شاید از دوران راهنمایی بهترین دوستتان بوده باشد. شاید هم پسرخاله یا دخترخاله‌تان است و احساس می‌کنید مجبورید بخاطر خویشاوندی آنها را تحمل کنید. دلیل آن هر چه که باشد، آدم‌ها رشد می‌کنند و هیچ اشکالی ندارد که روابط بین آنها تغییر کند.

قدم پنجم: مثبت باشید.

دور و اطرافتان را افراد مثبت پر کنید. اینها کسانی هستند که:

• از آمال و آرزوهای شما حمایت می‌کنند.

• هرچقدر هم که ایده‌ها و اهدافتان ترسناک، خطرناک و با نتیجه نامعلوم باشد، از آن دفاع می‌کنند چون می‌دانند که تا چه اندازه برای شما مهم است.

• اهدافی بزرگ دارند. شما تحسینشان می‌کنید چون زندگی فوق‌العاده‌ای دارند.

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم ادبی ، علوم اعصاب و روان
برچسب‌ها: ادبی , اجتماعی , روانشناسی

تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 1:7 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

مراحل تولیدمثل عقرب

به تصویر

در ادامه

با تشکر از:خانم شمسی


موضوعات مرتبط: علوم پایه ، تصاویر
برچسب‌ها: علوم

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 20 شهریور1393 | 10:28 قبل از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

تغذیه سودمند برای افزایش قـدرت بـاروری خانم ها:

1. نوشیدن فراوان آب علاوه بر کمک به عملکرد بهتر اندام‌های تولید مثل و زایشی سبب تأمین بیشتر مایع طبیعی لازم برای حرکت بهتر اسپرم به سمت دهانه رحم می‌ شود،بنابراین نوشیدن آب تصفیه ‌شده یا آب معدنی به میزان کافی را فراموش نکنید.

2. برگ‌ های سبز سبزیجات به خصوص اسفناج سرشار از آنتی ‌اکسیدان، آهن و اسید فولیک می ‌باشند که همگی برای حفظ سلامت اندام‌ های زایشی و تناسلی لازم هستند. اسید فولیک موجود در اسفناج نه‌ تنها باعث تشکیل تخمک ‌های قابل رشد و افزایش قدرت باروری می ‌شود، بلکه مانع از ایجاد نقص در نوزادان خواهد شد.

منبع:وبلاگ دانشجویان مامایی بم


موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم پایه ، علوم پزشکی
برچسب‌ها: سلامت , علوم , اجتماعی

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 20 شهریور1393 | 10:14 قبل از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |
 


 

تو را من چشم در راهم . . .

 

نشانش گریه ام ؛آهم

 

نشانش را بخوان


 

در شعرهای گاه و بیگاهم



 

بخوان در واژه هایم حرف هایی را



 

که گم شد  باز در اشک سحرگاهم



 

تو را من چشم در راهم



 

بخوان با من



 

من این هجران و دوری را نمی خواهم



 

تو را من چشم در راهم . . . . . .






موضوعات مرتبط: علوم ادبی
برچسب‌ها: ادبی

تاريخ : دوشنبه 17 شهریور1393 | 3:44 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |
 

نمی خوام بنویسم "تمام شد"

 

موفقیت ها باید همیشه ادامه داشته باشن


موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی
برچسب‌ها: ا

تاريخ : دوشنبه 17 شهریور1393 | 3:41 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |
 
 

از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟


خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و  بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و  ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن و  هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر
مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی
كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن
فرقى نمی كند گودال آب كوچكى باشى یا دریاى بیكران… زلال كه باشى، آسمان در توست

نلسون ماندلا

 

http://www.taknaz.ir/upload/86/0.149798001394600477_taknaz.jpg


موضوعات مرتبط: علوم ادبی
برچسب‌ها: ادبی

تاريخ : یکشنبه 16 شهریور1393 | 6:2 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |
مادرم حال ما خوبست اما تو باور نکن  

 

http://dl.topnaz.com/2013/04/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B11.jpg

 

مادرجان

 

هر وقت که میگذرد جای خالی ات  در جای جای قلبمان با تمام وجود حس می شود.

نه ماه  است که تو ارام زیر بستر خاک  ارمیده ای و ما گرفتار غم دوری تو.

دل ما در غم هجران تو ای خوبترین چه بگویم،چه می کشد. 

ندیدنت ونبودنت در عمق باورمان نمی گنجد.............

مادرجان  نه ماه از خاموشیت ... رفتنت و نبودنت را سوگواریم .

چقدر دلمان دلتنگ توست

دلتنگ مهربانیت

دلتنگ نوازشت

دلتنگ نگرانیت

دلتنگ ..........

ر


برچسب‌ها: حاجیه لیلاهاشم زاده

تاريخ : یکشنبه 16 شهریور1393 | 5:58 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

http://axgig.com/images/56872974519142881890.jpg

 

یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست

 

http://cdn1.bipfa.net/i/attachments/1/1348823007963652_large.jpg 

 

یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی

 

http://aksfa.ir//HLIC/d0b95e0045f135a824fbb2fff0ddae7a.jpg 

یاد من باشد

باز اگر فردا، غفلت کردم
آخرین لحظه ی از فردا شب ،
من به خود باز بگویم
این را
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت……

 

http://media.afsaran.ir/siswnU_535.jpg

 

 

http://wisgoon.com/media/pin/images/o/2014/3/1396132519975864.jpg

 


موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم ادبی
برچسب‌ها: ادبی , اجتماعی

تاريخ : یکشنبه 16 شهریور1393 | 5:54 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |
آلِرژی یا حَسّاسیَت، (به انگلیسی: allergy) واکنش افراطی سیستم ایمنی بدن نسبت به عوامل گوناگون است. کسانی که دچار حساسیت هستند، دارای دستگاه ایمنی فوق هوشیار هستند که نسبت به مواد ظاهراً بی ضرر موجود در محل زندگیشان، واکنشی بیش از حد معمول نشان می‌دهند.

allergy culprits e1409978048717 اطلاعاتی مختصر اما مفید در مورد آلرژی!

برای مثال گرده گیاهان، می‌تواند سیستم ایمنی شخص آلرژیک را طوری تحریک کند که گویی با یک خطر جدی روبرو شده‌است. حساسیت یک مشکل بسیار شایع است و تقریباً از هر ده نفر، دو نفر به نوعی از آن مبتلا هستند.
موادی مثل گرده گیاهان، برخی داروها، مو و پشم و پر حیوانات، گرد و غبار هوا، بعضی غذاها و نیش حشرات. این مواد آلرژی زا باعث می‌شوند که سیستم ایمنی بدن، بیش از حد فعال شود و علائم حساسیت را در بدن ایجاد کند. آلرژی‌های فصلی، یکی از انواع شایع آلرژی‌هاست. حساسیت فصلی یکی از مشکلاتی است که برخی از افراد در فصل بهار و پاییز به آن مبتلا می‌شوند.

ژنتیک از موثر‌ترین عوامل ابتلا به حساسیت است. به عبارت ساده‌تر، اگر یکی از والدین به هر نوعی از آلرژی مبتلا باشد، ابتلای یک فرزند از ۳ فرزندش به این بیماری دور از انتظار نخواهد بود. در صورتی که هر دو والد به حساسیت مبتلا باشند، احتمال ابتلای ۷ فرزند از ۱۰ فرزند آن‌ها به این مشکل وجود دارد.


موضوعات مرتبط: علوم پایه ، علوم پزشکی
برچسب‌ها: سلامت

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 16 شهریور1393 | 4:52 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ...

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ...

تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ...

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ...

تنهایی را دوست دارم زیرا....

در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد


موضوعات مرتبط: علوم ادبی
برچسب‌ها: ادبی

تاريخ : یکشنبه 16 شهریور1393 | 4:19 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |
تلخ میگذرد

.

.

.

.

.

.

این روز ها را میگویم

که قرار است از تو

که آرام جان لحظه هایم بودی......

برای دلم.....

یک انسان معمولی بسازم....


موضوعات مرتبط: علوم ادبی
برچسب‌ها: ادبی

تاريخ : یکشنبه 16 شهریور1393 | 4:17 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

حق حیاتی قصاص؛

سیدمصطفی محقق داماد

در قرآن مجید در خصوص قصاص آیات متعددی وجود دارد. در یکی ازآیات گوئی به فلسفه قصاص و حکمت آن اشاره شده است. اما آیه مزبور در ادبیات اسلامی با برداشتهای متفاوتی روبرو گشته که نیاز به بحث و گفتگو دارد. آیه چنین است:

لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یاأُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُم ْتَتَّقُونَ (بقره/179)

اى صاحبان خِرد! براى شما در قصاص، حیاتی است، شاید شما تقوا پیشه کنید.

بی شک به موجب نص صریح آیه فوق حیات حکمت قصاص برشمرده شده است ولی با توجه به «نکره» بودن کلمه حیات باید آنرا نه مطلق حیات که  گونه خاص از حیات تفسیر کنیم و به دیگر سخن زندگانی ای متفاوت از زندگانی رائج فلسفه قصاص محسوب شده است. نکته دیگر اینکه در انتهای آیه راز اثر مترتب بر آن حیا ت را تقوی و پارسائی اعلام گردیده است.

اینک سئوال این است که قصاص یعنی چه که برآن حیات و به دنبال آن تقوی و پارسائی مترتب است؟

آیا قصاص یعنی اجرای حق انتقام از رهگذر کشتن قاتل توسط اولیای دم مقتول؟


موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم اعصاب و روان
برچسب‌ها: اجتماعی

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 16 شهریور1393 | 4:6 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

 

alt


 


 

عمدتا از دست دادن رنگ دندانها به دلیل مصرف نوشیدنی ها مانند چای و قهوه است. افرادی که عادت به سیگار کشیدن دارندبیشتر اسیب پذیرن به تغییر رنگ دندانها . این عمدتا به دلیل محتوای نیکوتین موجود در تنباکو هست که باعث تغییر رنگ دندانها است.

 

بدست آوردن دندانهای سفیدتر چندان مشکل نیست . داروهای خانگی وجود دارد که بدون هزینه به شما کمک خواهد کرد دندانهای خود را سفید نگه دارید.


 

سفید کردن دندانها با کمک نمک

نمک طعام به دعنوان ۱ عامل سفید کننده خوب شناخته شده و از این رو می تواند در سفیدکردن دندانها به شما کمک کند. مالیدن نمک طعام بر روی دندانهای خود در برخی از زمانها و  انجام این کار بطور منظم قطعا به شما برای به‌دست آوردن دندانهای سفید تر کمک خواهد کرد.

 

سفید کردن دندانها با جوش شیرین

هیچ چاره دیگری بهتر از درمان خانگی مانند جوش شیرین وجود ندارد .می تونید برای چند هفته این کار را انجام بدهید و نتایج خوبی بدست آورید و یا با خمیر دندان بدون فلو راید خود مخلوط کرده و بکار ببندید.

 

سفید کردن دندانه با هویج خام

 هویج خام درمان خانگی خوبی برای سفید کردن دندانها می‌باشد. برای این کار هویج خام را حتی میتوانید رنده کنید و یا خود هویج بخورید و یا بر روی دندانهای خود بمالید و نتیجه فوری آن را ببینید . این روش یکی از ساده ترین داروهای خانگی برای سفید کردن دندان‌هاست.

 

سفید کردن دندانها با ابلیمو

یکی از بهترین راههای دندان سفید به دندان کشیدن اب لیمو ترش یا شیرین که پرزهای ان همانند نخ دندان عمل میکند . لیمو عامل سفید کننده خوبی است و کمک می‌کند نسبت به قبل دندانهای سفیدتری داشته باشید.

 

سفید کردن دندانها با استفاده از فراورده های لبنی سالم و طبیعی

شما می توانید دندانهای خود را با اضافه کردن محصولات لبنی سالم و طبیعی در رژیم غذایی، سفید نگه دارید. فراورده های لبنی از قبیل پنیر، ماست و شیر. لبنیات حاوی اسید لاکتیک است که می تواند دندانهای شما را سفید و از بیماریهای لثه جلوگیری به عمل آورد.

 

سفید کردن دندانها با خاکستر چوب

خاکستر چوب سخت واقعا می‌تواند درمان موثری برای سفید کردن دندانها باشد. شما می توانید خاکستر چوب را به خمیردندان بدون فلوراید خود اضافه و یا بدون خمیر بر روی دندان مالش دهید. با این حال اگر حساسیت یا مشکل لثه داشتید از مصرف آن خودداری کنید.

 

سفید کردن دندانها با محدود کردن مصرف چای

نوشیدنیهای گرم مانند چای و قهوه  مهم‌ترین دلیل تغییر رنگ دندانهاست.  با محدود کردن چای و قهوه شما قطعا قادر خواهید بود دندانهای سفید خود را حفظ کنید.

 

سفید کردن دندانها با ترک سیگار

سیگار کشیدن یکی از دلایل عمده تغییر رنگ دندانهاست . بنابراین اگر شما عادت به مصرف سیگار دارید بهتر است در اسرع وقت ترک کنید. انجام این کار علاوه بر کمک به داشتن دندانهای سفیدتر و تمیزتر از بیماریهایی که در اثر مصرف سیگار بوجود میایند نیز پیشگیری به عمل می‌آورد.

 

پودر زردچوبه

از زردچوبه بصورت پودر درشت و اضافه کردن نمک و آبلیو به عنوان یک خمیر دندان گیاهی استفاده کنید . انجام این کار برای ۱ هفته  و ادامه ۳ بار در هفته نتایج خوبی بدست می‌دهد.

 

پوست درخت گردو

پوست درخت گردو را میتوان خرد و اسیاب کرد و برای مسواک زدن با خمیر دندان خود بکار برد . این کار می‌تواند هر روز انجام شود و برای حفظ سفیدی دندان و پیشگیری از تشکیل پلاک بر روی دندانها بسیار موثر است.
 

 

سفید کردن دندانها با استفاده از توت فرنگی

مالیدن توت فرنگی بر روی دندانها یا اعمال ان بطور مستقیم در سفیدی دندانها موثر است.

 


موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم پایه ، علوم پزشکی
برچسب‌ها: سلامت , علوم , اجتماعی

تاريخ : شنبه 15 شهریور1393 | 5:15 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

 

براساس مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها، بیماری‌های قلبی هر ساله جان تعداد زیادی را می‌گیرد و می تواند یکی از مهمترین علل مرگ در سراسر جهان شناخته شود.

آیا می‌دانستید که بیماری‌های قلبی و سلامت دهان با هم مرتبط هستند؟ این دو، به دو طریق متفاوت با هم در ارتباطند:

۱. تحقیقات نشان داده است که افراد مبتلا به بیماری‌های لثه متوسط تا شدید به احتمال بیشتری به مشکلات و بیماری‌های قلبی مبتلا می‌شوند.

۲. سلامت دهان با سلامت عمومی بدن در ارتباط است. تحقیقات نشان داده است که سلامت دهان می‌تواند علامت هشداری برای سایر بیماری‌ها و مشکلات جسمی، ازجمله بیماری‌های قلبی باشد.

ارتباط ۱: چطور بیماری لثه احتمال حمله قلبی را بالا می‌برد

براساس آکادمی دندان‌پزشکی عمومی، ازآنجاکه دهان گذرگاه بدن است، افرادیکه دچار بیماری مزمن لثه هستند بیشتر در معرض ابتلا به حمله قلبی قرار دارند. بیماری لثه به علت به وجود آمدن پلاک ایجاد می‌شود. 

بعضی محققان پیشنهاد کرده‌اند که بیماری لثه به این علت که باکتری‌های لثه معیوب می‌توانند از آنجا بیرون آمده، وارد جریان‌خون شود، به رگ‌های خونی بچسبد و ایجاد لخته را افزایش دهد، می‌توانند با بیماری‌های قلبی در ارتباط باشد. همچنین گفته می‌شود که التهاب ناشی از بیماری لثه هم می‌تواند ساخت لخته خون را تحریک کند. لخته جریان خون به قلب را کاهش می‌دهد و درنتیجه موجب بالا رفتن فشارخون و افزایش خطر حمله قلبی می‌شود.

عوامل خطرزا

 تحقیقات مشخص نکرده‌اند که بیماری قلبی یا بیماری لثه کدامیک درواقع موجب دیگری می‌شود. این کار بسیار دشوار است زیرا بسیاری از عوامل خطرزای بیماری لثه با بیماری‌های قلبی یکسان هستند:

• کشیدن سیگار
• تغذیه ضعیف
• دیابت
• جنسیت مرد

ارتباط ۲: چطور سلامت دهان درمورد بیماری‌ قلبی هشدار می‌دهد

تحقیقات نشان می‌دهد که بیش از ۹۰ درصد از همه بیماری‌های سیستمیک--ازجمله بیماری‌های قلبی--نشانه‌های دهانی دارند. علاوه‌براین، دندان‌پزشکان می‌توانند با معاینه آنها برای نشانه‌های درد دهانی، عفونت یا التهاب، به بیمارانی که سابقه بیماری قلبی دارند کمک کنند. براساس آکادمی دندان‌پزشکی عمومی، تشخیص و درمان درست عفونت‌های دندان و لثه در بعضی از این بیماران موجب کاهش داروهای مصرفی فشارخون و ارتقای سلامت عمومی شده است.

علائم هشدار بیماری لثه

براساس آکادمی دندان‌پزشکی عمومی، بیماری لثه تعداد زیادی از افراد را درگیر می‌کند. علائم هشدار آن عبارتند از:

• قرمز، حساس و متورم شدن لثه‌ها
• خونریزی لثه موقع مسواک زدن یا استفاده از نخ‌دندان
• لثه‌هایی که به ظاهر از دندان جدا شده‌اند
• بدبو شدن مزمن دهان یا بدمزه شدن آن
• شل شدن دندان‌ها یا جدا شدن آنها از هم

پیشگیری بهترین درمان است

بااینکه به نظر می‌رسد بیماری لثه با بیماری‌های قلبی در ارتباط است اما قبل از اینکه بتوانیم با قطعیت بگوییم این رابطه چیست، نیاز به تحقیقات بسیار بیشتری داریم. تحقیقات نشان نداده است که درمان برای یکی از این بیماری‌ها به کنترل دیگری کمک می‌کند اما می‌دانیم که چکاپ‌های منظم، نظافت کامل و بهداشت خوب دهان می‌تواند به بالا بردن سلامت دهان کمک کند و سلامت خوب دهان به ارتقای سلامت عمومی بدن کمک می‌کند.

بااینکه برای برداشتن باکتری، پلاک و رسوب‌ها و تشخیص علائم بیماری لثه نیاز به معاینات منظم پزشکی و بهداشت و نظافت مرتب است، اما خودتان نقش عمده‌ای در پیشگیری از بیماری‌های لثه دارید:

• مسواک زدنتان دو تا سه دقیقه طول بکشد و اینکار را به یک خمیردندان حاوی فلوراید دو بار در روز انجام دهید. دقت کنید که در امتداد خط لثه مسواک بزنید.
• برای برداشتن پلاک از محل‌هایی که مسواک به آن دسترسی ندارد، هر روز از نخ‌دندان استفاده کنید.
• برای کاهش پلاک تا ۲۰ درصد از دهان می‌توانید از شوینده‌های دهان استفاده کنید.
• برای فراهم کردن موادمغذی لازم ( بخصوص ویتامین A، C) یک رژیم‌غذایی سالم را دنبال کنید.
• از کشیدن سیگار و ساید دخانیات پرهیز کنید.

اگر بیماری قلبی دارید…

• سعی کنید وضعیت سلامت دهانتان را در حالت مطلوب نگه دارید. این یعنی مرتب و روزانه مسواک بزنید و نخ‌دندان بکشید و به طور منظم برای چکاپ نزد دندان‌پزشک بروید.
• اطمینان یابید که دندان‌پزشکتان در جریان بیماری قلبی شماست و سابقه پزشکی کامل خود ازجمله داروهایی که در حال حاضر مصرف می‌کنید، در اختیار او قرار دهید.
• به دقت دستورالعمل‌های دکتر و دندان‌پزشکتان را درمورد مراقبت‌های سلامتی و بهداشتی ازجمله استفاده از داروهای تجویزی مثل آنتی‌یوتیک‌ها، دنبال کنید

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم پایه ، علوم پزشکی

تاريخ : شنبه 15 شهریور1393 | 4:29 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

 

"صرف زمان برای کودکان مهمتر است از صرف پول برای آنها."

هنوز اخبار ساعت ده شروع نشده اما خسته‌تر از آن هستید که تماشا کنید -- واقعاً چه کسی می‌تواند تا آن موقع شب بیدار بماند؟ سرویس مدرسه، تغذیه بچه‌ها، فعالیت‌های بعد از مدرسه، شام، تکالیف خانه، وقت حمام و نظافت، وقت خواب؛ اینها همه واقعیت‌های پدر/مادر بودن است. فقط آنقدر انرژی دارید که خودتان را تا تختخوابتان بکشانید تا بتوانید صبح زود بیدار شده و دوباره برنامه روزانه‌تان را شروع کنید. وقتی بچه کوچک داشته باشید، هر روز برایتان به اندازه یک هفته می‌گذرد و هر هفته برایتان یک ماه.

هر یک سالی که فرزندتان بزرگتر می‌شود، سالها برایتان مثل برق و باد می‌گذرد. با یک چشم به هم زدن، پنج ماهگی به پنج سالگی تبدیل می‌شود و بعد به خودتان می‌آیید و می‌بینید که پانزده ساله شده است. این گذشت برق‌آسای زمان که نوزادان را به نوجوان تبدیل می‌کند. همان ساعت بیولوژیکی دیگر است که زوج‌های جوان با آن روبه‌رو هستند. هر روز رشد و شگفتی‌های بسیاری از فرزندتان به شما نشان می‌دهد اما مشغله زندگی والدین آنقدر زیاد است که بیشتر وقت‌ها نمی‌توانید نکات ظریف و حساس کودکی فرزندتان را درک کنید.

والدین روش‌های مختلفی برای بزرگ کردن فرزندانشان دارند اما یک فلسفه در بین همه آنها مشترک است: باید با فرزندانتان وقت بگذرانید. آنها باید شما را بشناسند و ببینند که چطور زندگی می‌کنید. و درمقابل، به شما کمک خواهند کرد که خودتان هم خودتان را بهتر بشناسید.

وقتی همه زمانی که فرزندتان در مهدکودک، خواب، در مدرسه، در خانه دوستان، با پرستار، در اردو و مشغول فعالیت‌هایی است که شما در آن شرکت ندارید را جمع بزنید، ساعت‌های باقیمانده واقعاً ارزشمند خواهند بود. بین تولد فرزندتان تا رفتن او به دانشگاه فقط ۹۴۰ جمعه است که می‌توانید با او بگذرانید. شاید  به نظرتان زیاد برسد اما تا امروز چند تای آن را از دست داده‌اید؟ اگر فرزندتان ۵ ساله باشد، ۲۶۰ روز از این جمعه‌ها رفته است. و هرچه سن فرزندتان بالاتر می‌رود، جمعه‌هایش پرمشغله‌تر می‌شود و بیشتر دوست دارد آن را با دوستان و همسالانش بگذراند. روزهای هفته چطور؟ برحسب سن فرزندتان و اینکه بیرون از منزل شاغل باشید یا خیر، بیشتر از یک تا دو ساعت در روز نمی‌توانید با او بگذرانید.

اما به جای اینکه نگران این باشید که چند دقیقه در روز را می‌توانید با فرزندتان بگذرانید، سعی کنید این دقیقه‌ها را به اوقاتی فوق‌العاده تبدیل کنید. والدین معمولاً میزان زمان را با کیفیت آن اشتباه می‌گیرند. دو ساعت در طبیعت، یک عصر در سینما، شام در رستوران. ولی واقعیت این است که این زمان باکیفیت دقیقاً وقتی رخ می‌دهد که اصلاً انتظارش را ندارید. بله گشت و گذار در طبیعت عالی است اما زمانی که در راه برای رسیدن به کلاس زبانش هستید هم می‌تواند به اندازه آن مفید باشد.

از این حقه مغزی برای اصلاح طرزتفکرتان استفاده کنید: طی یک روز پرمشغله، تجسم کنید که ساعت بیولوژیکی زندگیتان جلو رفته و به زمانی می‌رسد که فرزندانتان بزرگ شده‌اند و خانه را ترک کرده‌اند. تختخواب‌هایشان را تمیز و مرتب تصور کنید. طبقات اسباب‌بازی‌ها را نگاه کنید که روی آن خاک نشسته است. لباس کثیفی در سبد رخت‌چرک‌ها نیست. حالا ساعت بیولوژیکی را دوباره به زمان حال برگردانید و دقایق امروز را همانطور که هستند ببینید: محدود و زودگذر.

شاید همه روزهایی که کنار فرزندنتان هستید عالی نباشد، اما مطمئناً یک روز با رفتنشان روبه‌رو می‌شوید و آن روز از هموار کردن مسیر موفقیت آن احساس رضایت می‌کنید. بااینکه ما هم نمی‌دانیم چطور می‌توان گذشت زمان را کندتر کرد اما ایده‌هایی داریم که کمکتان می‌کند بهترین استفاده را از اوقاتی که کنار فرزندتان هستید ببرید.

مدیتیشن مخصوص والدین را امتحان کنید

وقتی از مسئولیت‌های بی‌شمارتان خسته شده‌اید، احتمال اینکه توجه دقیقی به فرزندتان نداشته باشید بسیار زیاد است. اگر ذهنتان درگیر جاهای دیگر است، سعی کنید مدیتیشن مخصوص والدین را امتحان کنید. سعی کنید روی نگاه کردن به فرزندتان، گوش دادن به آنها، درک آنها و غرق شدن در چیزی که خلق کرده‌اید تمرکز کنید.

پیاده‌روی شبانه

ساعت قبل از خواب با بچه‌های کوچک می‌تواند واقعاً پر هرج و مرج باشد. یکی روش عالی برای آرام کردن آنها، راه رفتن در لباس خواب است. اینکار نه تنها به فرزندتان فرصت آرام شدن می‌دهد، لحظات فوق‌العاده‌ای هم در اختیار شما می‌گذارد که با فرزندتان بگذرانید.

رمز این کار همان لباس خواب است. باید بچه را کاملاً برای خواب آماده کنید. یعنی مسواکش را زده باشد، دستشویی رفته و لباس خوابش را بپوشد. بعد او را در روروک یا سه‌چرخه‌اش بنشانید و یا کفش‌هایش را پایش کنید و بعد به آرامی در محل یا خانه بچرخید. البته دقت کنید که این پیاده‌روی باید کاملاً خالی از هرگونه هیجان باشد، یعنی نه توپی پرت کنید، نه چیزی بخورید و نه صحبت پُرهیجانی کنید. مطمئن باشید وقتی که به خانه برسید، فرزندتان کاملاً آماده تختخواب خواهد بود.

شام‌های خانوادگی

شام در خانه با کل خانواده همینطوری خاص هست ولی اگر موضوعی هم داشته باشد، برای فرزندانتان بسیار جذاب‌تر خواهد بود. می‌توانید شام پیتزایی، شام تخم‌مرغی، شام چینی، و … داشته باشید، آشپزخانه را به یک سوشی‌بار یا یک رستوران ایتالیایی تبدیل کنید. وقتی بچه‌ها خوش بگذرانند و تفریح کنند، موقع حرف زدن سر میز شام انرژی بیشتری داشته و چیزهای بیشتری را دوست دارند با شما در میان بگذارند.

چنین شام‌هایی فرصتی عالی برای شرکت کردن بچه‌ها در آشپزی است. می‌توانید به آنها نقش خاص بدهید، نقشی که هر شب متفاوت باشد. آنوقت می‌بینید که وقتی مشغول شستن سبزیجات، به هم زدن سس یا رنده کردن پنیر است، درمورد اتفاقاتی که در مدرسه برایش افتاده است حرف می‌زند. وقتی که صبح می‌خواهد خانه را ترک کند به او یادآوری کنید که شب چه برنامه‌ای دارید. مطمئن باشید که همه روز به آن فکر خواهد کرد.

با هم درستش کنید

هیچوقت درست کردن شیر آبی که چکه می‌کند، تعویض لاستیکی که پنچر شده است یا رنگ کردن نرده‌ها را به تنهایی انجام ندهید. اصلاح مشکلات خانه یکی از بهترین راه‌ها برای وقت گذراندن با فرزندتان و آموزش کار کردن با وسایل خانه و تعمیرات به آنهاست. کافی است به آنها یک چراغ‌قوه دهید و درمورد کارهایی که قرار است با هم انجام دهید برایشان توضیح دهید. هرچه بزرگتر می‌شوند مطمئن باشید که دیگر این شما هستید که چراغ‌قوه را دستتان می‌گیرید و آنها هستند که کار را انجام می‌دهند.

همه جا را با ماشین نروید

لحظاتی که با بردن فرزندتان به فواصل نزدیک با ماشین صرفه‌جویی می‌کنید، لحظات نابی هستند که براحتی از دستشان می‌دهید. دفعه بعدی که خواستید فرزندتان را به جایی نزدیک ببرید، پیاده بروید. راه رفتن با فرزندتان راهی فوق‌العاده برای کندتر کردن شتاب زندگی و گذراندن اوقاتی لذت‌بخش با آنهاست. در طول مسیر درمورد اینکه کجا می‌خواهید بروید، به چه فکر می‌کنید، فرزندتان به چه فکر می‌کند،  در مسیر چه چیزهایی می‌بینید، و اینکه در مدرسه چه اتفاقاتی افتاده است صحبت کنید. اگر قرار است او را جایی بگذارید و دوباره برای برگرداندن او بیایید، یک کوله‌پشتی برای خودتان بردارید و کتابی برای خواندن یا وسیله کارتان را در آن بگذارید، و بعد محیطی خلوت و آرام پیدا کرده و در آنجا منتظر فرزندتان بمانید. بعد او را برداشته و با هم به سمت خانه پیاده برگردید.

با او بازی کنید

اگر تصمیم گفتید بازی‌های ویدئویی برای فرزندتان بخرید، یادتان باشد که خودتان هم  آن را یاد بگیرید تا بتوانید از این بخش از دنیای فرزندتان هم لذت ببرید. چرا؟ چون این راهی عالی است که فرزندتان شما را موجودی مثل خودش ملموس ببیند. دوم اینکه، مطمئناً خودتان هم از بازی کردن لذت خواهید برد. و آخر اینکه بعضی از بازی‌ها تقلید از فعالیت‌های دنیای واقعی هستند مثل بازی تنیس، بسکتبال، فوتبال و رقص. اما دقت کنید که باید زمان استفاده از آنها را محدود کنید تا واقعیت مجازی آنها بر واقعیت عینی زندگی‌تان غلبه نکند.

بستنی و پاپکرن درست کنید

بله همه ما می‌دانیم که بحران چاقی این روزها بیداد می‌کند و مطمئناً هم نمی‌خواهیم که به بچه‌هایمان یاد بدهیم که با غذاها آرامش بگیرند. اما بچه‌ها باید بچگی کنند و وقتی بزرگ می‌شوند و خودشان بچه‌دار می‌شوند (منظورمان خودتان هستید!) باز هم لازم است که گاه و بیگاه احساس بچگی کنند.

بعضی مناسبت‌های خاص را با تنقلات مفرح جشن بگیرید و با این کار خاص‌تر هم خواهند شد چون همیشه اتفاق نمی‌افتند. عصرهای تابستانی با بستنی یا شب‌های سرد زمستانی با شکلات گرم یا پاپکرن بسیار خوش خواهد گذشت. اگر واقعاً دوست ندارید فرزندتان اتقلات ناسالم بخورد، خوردن سیب پخته با دارچین و کشمش، اسموتی توت‌فرنگی و موز یخی با ماست هم می‌تواند هم برای شما و هم فرزندتان لذت‌بخش باشد.

مهم آن چیزی نیست که می‌خورید، مهم این است که تنقلات می‌توانند شروع‌کننده یک گفتگو باشند. شاید بچه‌ها سالهای بعد همه آن جوک‌ها و حرف‌هایی که آن شب‌ها زده‌اید را به خاطر نگه ندارند اما مطمئن باشید که طعم آن سیب و دارچین را به خاطره‌شان می‌سپارند.

اگر یاد بگیرید از همه لحظاتی که با فرزندتان دارید به خوبی استفاده کنید، نه تنها پدر/مادری فوق‌العاده خواهید بود، بلکه به فرزندانتان هم یاد می‌دهید که چطور در آینده پدر/مادری عالی باشند. به فرزندانتان نشان دهید که چقدر زمانی که با آنها دارید برایتان ارزشمند است.

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم اعصاب و روان
برچسب‌ها: اجتماعی , روانشناسی

تاريخ : شنبه 15 شهریور1393 | 4:16 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |
 

باتشکرویژه:استادعاقلی

گروه اینترنتی خورشید



گروه اینترنتی خورشید

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی
برچسب‌ها: اجتماعی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 11 شهریور1393 | 8:8 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

2-2-NGC-3603


موضوعات مرتبط: تصاویر
برچسب‌ها: تصاویر

تاريخ : سه شنبه 11 شهریور1393 | 7:53 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

 

«امروز روی تخت بیمارستان نشسته‌ام و منتظرم که هر دو سینه‌ام را درآورند. اما به طریق عجیبی احساس می‌کنم فوق‌العاده آدم خوش‌شانسی هستم. تا قبل از این هیچ مشکل جسمی نداشته‌ام. من زنی ۶۹ ساله در آخرین اتاق این راهرو قبل از بخش کودکان این بیمارستان هستم. طی چند سال گذشته ده‌ها بیمار سرطانی را دیده‌ام که با ویلچر یا تخت اینطرف و آنطرف برده می‌شوند. هیچکدام از این بیماران بیشتر از ۱۷ سال سن نداشتند.»

این جملات اولین سطرهای دفترچه خاطرات مادربزرگم بودند. ده سال پیش این صفحه را کپی گرفتم و آن را به دیوار اتاقم چسباندم تا یادم باشد همیشه چیزی هست که برای آن شکرگزار باشیم. و اینکه زندگی‌ام خوب بگذرد یا بد، هر روز باید شکرگزار از این زندگی از خواب بیدار شوم چون یک نفر جایی بخاطر زنده‌ماندنش شدیداً در کشاکش است. 

حقیقت این است که خوشبختی، نداشتن مشکل نیست، توانایی کنار آمدن با آنهاست. اگر ذهن شما مسئله‌ای برای متمرکز شدن روی آن نداشت، می‌دانید چقدر سرگردان می‌شد؟ همیشه نگاهتان به چیزهایی باشد که دارید نه چیزهایی که از دست داده‌اید. چون چیزهایی که زندگی از شما می‌گیرد مهم نیستند، آنچه اهمیت دارد این است که با چیزهایی که برایتان باقی مانده است چه می‌کنید.

در زیر به ۸ چیزی اشاره می‌کنیم که به شما در زمان سختی‌ها انگیزه می‌دهد:

۱. درد بخشی از رشد کردن است.

گاهی اوقات زندگی به این دلیل درها را به رویتان می‌بندد که وقت جلو رفتن است. و این چیز خوبی است چون معمولاً ما هیچوقت به خودمان تکان نمی‌دهیم مگر اینکه شرایط، ما را به آن مجبور کند. وقتی زندگی سخت می‌شود. به خودتان یادآور شوید که هیچ درد و غمی بی‌دلیل اتفاق نمی‌افتد. از چیزی‌هایی که اذیتتان کرده درس بگیرید ولی هیچوقت این درس‌ها را فراموش نکنید. فقط بخاطر اینکه با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنید به معنی این نیست که شکست خورده‌اید. افتادن اتفاق‌های خوب زمان می‌برد. صبور باشید و مثبت فکر کنید. همه چیز درست خواهد شد؛ البته شاید این اتفاق زود نیفتد اما بالاخره می‌افتد.

یادتان باشد که دو نوع درد وجود دارد: دردی که آسیب می‌زند و دردی که تغییرتان می‌دهد. هر دو این دردها به رشد شما کمک می‌کنند.

۲. همه چیز در زندگی گذرا و موقتی است.

هروقت باران می‌آید، بالاخره بند می‌آید. هروقت ضربه می‌خورید، بالاخره خوب می‌شوید. بعد از تاریکی همیشه روشنایی است -- هر روز صبح طلوع خورشید همین را می‌خواهد به شما بگوید اما معمولاً یادتان می‌رود و درعوض فکر می‌کنید که شب همیشه باقی می‌ماند. اما اینطور نیست. هیچ‌چیز همیشگی نیست.

پس اگر اوضاع زندگی خوب است از آن لذت ببرید چون همیشگی نیست. اگر اوضاع بد است، نگران نباشید چون این شرایط هم همیشه نمی‌ماند. فقط به این دلیل که در این لحظه زندگی‌تان سخت شده است به این معنی نیست که نمی‌توانید بخندید. فقط به این دلیل که چیزی اذیتتان می‌کند به این معنی نیست که نمی‌توانید لبخند بزنید. هر لحظه برای شما شروعی تازه و پایانی تازه است. هر لحظه فرصت جدیدی به شما داده می‌شود. فقط باید از این فرصت  بهترین استفاده را بکنید.

۳. نگران بودن و شکایت کردن چیزی را عوض نمی‌کند.

آنهایی که بیشتر از بقیه شکایت می‌کنند، کمتر از بقیه کار انجام می‌دهند. همیشه بهتر است که سعی کنید کاری بزرگ انجام دهید و شکست بخورید تا اینکه هیچکاری انجام ندهید و موفق شوید. اگر گم شوید، هیچ چیز تمام نمی‌شود؛ زمانی همه چیز تمام می‌شود که کاری انجام ندهید و فقط شکایت کنید. اگر به چیزی باور و اعتقاد دارید، تلاش کنید. اجازه ندهید سایه‌های گذشته، دریچه رو به آینده‌تان را تاریک کند. اینکه امروز را به شکایت کردن درمورد دیروز بگذرانید، آینده‌تان را روشن‌تر نمی‌کند. به جای آن دست به کار شوید. بگذارید درس‌هایی که گرفته‌اید زندگی‌تان را بهبود بخشند. تغییر ایجاد کنید و هیچوقت به عقب نگاه نکنید.

و صرفنظر از اتفاق‌هایی که در این راه طولانی می‌افتد، یادتان باشد که شادی و خوشبختی واقعی فقط زمانی می‌آید که دست از شکایت کردن بخاطر مشکلاتتان بردارید و شروع به شکرگزاری برای مشکلاتی که ندارید کنید.

۴. جای زخم‌های شما نشانه قدرتتان هستند.

هیچوقت بخاطر جای زخم‌هایی که زندگی رویتان گذاشته است خجالت نکشید. این جای زخم‌ها یعنی درد تمام شده و روی زخمتان بسته شده است. یعنی توانسته‌اید بر درد غلبه کنید، درسی بگیرید، قوی‌تر شوید و به جلو پیش روید. جای زخم، خالکوبی پیروزی است که باید به آن افتخار کنید. اجازه ندهید این زخم باعث شوند زندگی‌تان را با ترس سپری کنید. هیچوقت نمی‌توانید جای این زخم‌ها را از بین ببرید اما می‌توانید نگاه خودتان به آنها را تغییر دهید. می‌توانید به جای این زخم‌ها بعنوان نشانه قدرتتان نگاه کنید نه درد.

۵. هر مشکل کوچک، قدمی رو به جلو است.

صبر کردن در زندگی به معنی منتظر ماندن نیست؛ صبر کردن توانایی داشتن نگرشی خوب در زمان تلاش برای رسیدن به رویاهایتان است. پس اگر می‌خواهید امتحان کنید، وقت گذاشته و تا آخر راه را بروید. درغیراینصورت، هیچ دلیلی برای شروع کردن نیست. این می‌تواند به معنی از دست دادن راحتی و ثباتتان و بر هم خوردن عادت‌های خواب و خوراکتان  برای مدتی کوتاه باشد. می‌تواند به معنی قربانی کردن روابط و همه چیزهای آشنایی باشد که قبلاً در زندگی‌تان وجود داشت. می‌تواند به معنی قبول کردن تمسخرهای همسالان و دوستانتان باشد. می‌تواند به معنی ساعت‌های متمادی تنهایی باشد که البته تنهایی نعمتی است که می‌توان از آن برای خلق چیزهایی عالی استفاده کرد. تنهایی فضایی که لازم دارید را به شما می‌دهد. بقیه چیزها آزمایش کردن قطعیت شماست، اینکه چقدر آن هدف را می‌خواهید.

و اگر آن را بخواهید، با وجود همه شکست‌ها، طردشدگی‌ها و مسائل دیگر انجامش می‌دهید. و هر قدمی که رو به آن برمی‌دارید از هر چه که فکرش را هم بکنید حالتان را بهتر می‌کند. می‌فهمید که مشکلات اتفاقاتی نیست که سر راه برایتان می‌افتد، چالش اصلی خود آن راه است. و ارزشش را دارد. پس اگر می‌خواهید امتحانش کنید، راه را تا آخر بروید. هیچ حسی در دنیا بهتر از این نیست… هیچ حسی در دنیا بهتر از این نیست که بفهمید زنده بودن یعنی چه. 

۶. منفی بودن دیگران مشکل شما نیست. 

وقتی چیزهای منفی دور و برتان را می‌گیرد، مثبت باشید. وقتی دیگران می‌خواهند باعث ناراحتی‌تان شوند، لبخند بزنید. این بهترین و ساده‌ترین راه برای حفظ انگیزه و تمرکزتان است. وقتی دیگران با شما بدرفتاری می‌کنند، خودتان باشید. هیچوقت اجازه ندهید تلخی یک نفر شخصیتتان را تغییر دهد. هیچ چیز را به خودتان نگیرید، حتی اگر دقیقاً منظور خودتان باشد. خیلی کم پیش می‌آید که آدمها بخاطر شما کاری را انجام داده باشند. آنها کارهایشان را بخاطر خودشان انجام می‌دهند.

مهمتر از همه اینها، هیچوقت بخاطر اینکه کسی گفته به اندازه کافی خوب نیستید، خودتان را تغییر ندهید. زمانی تغییر کنید که می‌دانید آدم بهتری خواهید شد و آینده درخشان‌تری خوهید داشت. هر کاری که بکنید، چه درست و چه غلط، آدمها پشت سرتان حرف خواهند زد. پس قبل از اینکه نگران چیزی باشید که دیگران درموردتان می‌گویند، نگران کارهایی باشید که می‌کنید. اگر به چیزی واقعاً اعتقاد دارید، برای جنگیدن بخاطر آن نترسید. قدرت واقعی از غلبه بر چیزهایی به دست می‌آید که به نظر دیگران غیرممکن به نظر می‌رسد.

از همه اینها گذشته، شما فقط یکبار زندگی می‌کنید. پس سعی کنید همان طوری زندگی کنید که دوست دارید.

۷. اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، بالاخره خواهد افتاد.

قدرت واقعی زمانی می‌آید که چیزهایی زیادی برای گریه کردن بخاطرشان و شکایت کردن داشته باشید اما ترجیح دهید که لبخند بزنید و به جای این کارها بخاطر زندگی‌تان شکر کنید. همیشه در همه سختی‌هایی که با آن روبه‌رو می‌شوید، نقاط مثبتی هم وجود دارد اما باید بخواهید که دریچه قلب و ذهنتان را باز کرده و به استقبال آن بروید. نمی‌توانید به زور بخواهید بعضی اتفاق‌ها بیفتند. با تلاش در چنین جهتی فقط خودتان را خسته خواهید کرد. در بعضی نقاط فقط باید رها کنید و ببینید چه پیش می‌آید.

در آخر، دوست داشتن زندگی به اعتماد به حس‌تان، ریسک کردن، از دست دادن  به دست آوردن خوشبختی و درس گرفتن از تجربه های تان بستگی دارد. این سفری دور و دراز است. باید دست از نگرانی، سرگردانی و تردید بردارید، به دست‌پاچگی‌هایتان بخندید، در لحظه زندگی کنید و از چیزهایی که روزگار پیش پایتان قرار می‌دهد لذت ببرید. شاید در آخر دقیقاً به آن مقصدی که می‌خواستید نرسید اما مطمئن باشید همان جایی می‌رسید که باید می‌رسیدید.

۸. بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که به راهتان ادامه دهید.

از دوباره بلند شدن از زمین نترسید، از دوباره تلاش کردن، دوباره دوست داشتن، دوباره زندگی کردن و دوباره آرزو کردن. اجازه ندهید یک درس سخت از روزگار دلتان را سخت کند. بهترین درس‌های زندگی را معمولاً در سخت‌ترین شرایط و از بدترین اشتباهاتتان یاد می‌گیرید. زمان‌هایی هست که به نظر می‌رسد همه چیز بد پیش می‌رود و احساس خواهید کرد که این شرایط سخت همیشه می‌ماند. اما اینطور نخواهد بود. وقتی احساس کردید که کم‌کم ناامید و دلسرد می‌شوید، یادتان باشد که همیشه برای درست شدن مسایل، اول همه چیز باید خراب شود. گاهی برای اینکه به بهترین وضعیت خودتان برسید، باید بدترین وضعیتتان را پشت سر بگذارید.

بله، زندگی سخت است اما شما از آن سخت‌ترید. قدرت هر روز خندیدن را در خودتان ایجاد کنید. جرات داشتن احساسی متفاوت اما زیبا را در خودتان رشد دهید. سعی کنید لبخند را به لبان بقیه هم بیاورید. برای چیزهایی که قادر به تغییر آن نیستید، استرس نداشته باشید. ساده زندگی کنید. سخاوتمندانه دوست داشته باشید. صادقانه حرف بزنید. با دقت کار کنید و حتی اگر زمین خوردید، دوباره از جایتان بلند شوید. به رشد کردن ادامه دهید.

هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید سعی کنید این کارها را انجام دهید:

۱. مثبت فکر کنید.
۲. سالم غذا بخورید.
۳. ورزش کنید.
۴. سخت کار کنید.
۵. زیاد بخندید،
۶. خوب بخوابید.

و هر روز همه این کارها را تکرار کنید.

چه چیزهایی به شما برای کنار آمدن با مشکلات انگیزه می‌دهد؟ شما برای حفظ مثبت‌گرایی خود در زمان مشکلات به چه چیزی فکر می‌کنید؟ ما را نظرات خود مطلع کنید.

موضوعات مرتبط: علوم اعصاب و روان ، علوم پایه ، علوم پزشکی
برچسب‌ها: روانشناسی , سلامت

تاريخ : یکشنبه 2 شهریور1393 | 10:40 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

 

تعریف

انسداد روده انسدادی است که از عبور غذا و مایعات از روده کوچک یا بزرگ جلوگیری می‌کند. انسداد روده می‌تواند بخاطر نوارهای فیبری بافت‌های شکم (چسبندگی‌های داخل شکم) که پس از جراحی ایجاد می‌شود، غده‌های التهابی یا عفونی روده، فتق و تومور ایجاد شود.

اگر این مشکل تحت درمان قرار نگیرد، بخش‌های مسدودشده روده مرده و می‌تواند منجر به بروز مشکلات بسیار جدی شود. بااینحال، با مراقبت و پیگیری پزشکی صحیح، انسداد روده قابل درمان است.

علائم و نشانه‌ها

علائم و نشانه‌های انسداد روده عبارتند از:

• درد شکم
• حالت‌تهوع
• استفراغ
• اسهال
• یبوست
• ناتوانی در دفع گاز یا مدفوع
• تورم شکم

چه زمان باید به پزشک مراجعه کرد

باتوجه به مشکلات جدی که می‌تواند در اثر انسداد روده ایجاد شود، در صورت وجود درد شدید شکم یا سایر علائم انسداد روده باید بلافاصله به پزشک مراجعه شود.

عوامل

انسداد مکانیکی روده کوچک

علل متداول انسداد مکانیکی که در آن مانعی فیزیکی روده کوچک را مسدود می‌کند، عبارتند از:

• چسبندگی‌های روده – نوارهای بافت فیبری در حفره شکم که ممکن است بعد از جراحی شکم یا لگن ایجاد شوند
• فتق – قسمت‌هایی از روده که به قسمت‌های دیگری از بدن بیرون زده و برجستگی پیدا می‌کنند
• تومورهای روده کوچک
• بیماری‌های التهابی روده مثل بیماری کرون
• پیچ خوردن روده
• تلسکوپی شدن روده

انسداد مکانیکی روده بزرگ

انسداد مکانیکی روده بزرگ مشکل چندان شایعی نیست. علل احتمالی این نوع انسداد عبارتند از:

• سرطان روده بزرگ
• دیورتیکولیت – مشکلی که در آن کیسه‌هایی کوچک و بیرون‌زده (دیورتیکول) در مجرای گوارش دچار التهاب یا عفونت می‌شوند
• پیچ‌خوردگی روده بزرگ
• انبار شدن مدفوع
• باریک شدن روده بزرگ به علت التهاب و زخم

ایلئوس پارالیتیک 

ایلئوس پارالیتیک (paralytic ileus)می‌تواند موجب بروز علائم و نشانه‌های انسداد روده شود اما در آن انسداد فیزیکی وجود ندارد. در ایلئوس پارالیتیک، مشکلات عصب یا عضله موجب از هم گسیختگی انقباضات طبیعی و هماهنگ عضله روده‌ها، کندی یا توقف حرکت غذا و مایعات در دستگاه گوارش می‌شود.

ایلئوس پارالیتیک ممکن است در هر قسمتی از روده ایجاد شود. علل بروز این مشکل عبارتند از:

• جراحی شکم
• جراحی لگن
• عفونت
• برخی داروها ازجمله داروهای ضدافسردگی و داروهای مُسکنی که بر ماهیچه‌ها و اعصاب تاثیر دارند
• اختلالات عضله و عصب مانند بیماری پارکینسون

عوامل خطرزا

بیماری‌ها و مشکلاتی که احتمال بروز انسداد روده را افزایش می‌دهند عبارتند از:

• عمل جراحی شکم و لگن غالباً سبب بروز چسبندگی می‌شود که یکی از علت‌های شایع انسداد روده است
• بیماری کرون که موجب ضخیم شدن دیواره‌های روده و باریک شدن مجرای عبور می‌شود
• سرطان در شکم، به ویژه در صورت انجام عمل جراحی برای برداشتن تومور یا پرتودرمانی 

عوارض و مشکلات

انسداد روده اگر تحت درمان قرار نگیرد، ممکن است موجب بروز عوارض جدی و خطرساز از جمله موارد زیر شود:

• مرگ بافت. انسداد روده ممکن است خون‌رسانی به بخشی از روده را قطع کند. فقدان خون سبب مرگ دیواره روده می‌شود. مرگ بافت ممکن است به پارگی دیواره روده انجامیده و به بروز عفونت منجر شود.
• عفونت. پریتونیت اصطلاح پزشکی عفونت حفره شکم است که مشکلی بسیار خطرساز بوده و نیاز به درمان فوری و غالباً جراحی دارد.

آماده شدن برای ملاقات با پزشک

انسداد روده معمولاً یک وضعیت اورژانسی است. در نتیجه معمولاً بیمار وقت زیادی ندارد تا خود را برای ملاقات با پزشک آماده کند. اما اگر بیمار وقت کافی داشت، بهتر است فهرستی از علائم و نشانه‌های بیماری خود تهیه کند تا بتواند بهتر به سوالات پزشک خود پاسخ گوید.

چه انتظاری از پزشک داشته باشید

پزشکتان سوالات مختلفی از شما خواهد پرسید، ازجمله:

• درد شکم یا علائم دیگرتان از چه زمانی شروع شد؟
• آیا نشانه‌های بیماری در شما ناگهان بروز کردند یا پیش از این هم چنین علائمی را تجربه کرده بودید؟
• آیا دردتان مداوم بود؟
• آیا دچار حالت‌تهوع، استفراغ، تب، خون در مدفوع، اسهال یا یبوست شده‌اید؟
• آیا قبلاً جراحی شکم داشته‌اید؟
• آیا قبلاً پرتو درمانی شکم ‌شده‌اید؟

آزمایش‌ها و تشخیص

آزمایش‌ها و روش‌های مورد استفاده در تشخیص انسداد روده عبارتند از:

• معاینه جسمی. پزشکتان در مورد سابقه پزشکی و نشانه‌های بیماری‌تان سوال خواهد کرد. همچنین برای ارزیابی وضعیت شما معاینه جسمی انجام خواهد داد. در صورتی که تورم شکم یا غده‌ای در شکمتان دیده شود، ممکن است پزشک حدس به انسداد روده پیدا کند. همچنین ممکن است با گوشی صداهای روده‌تان را گوش کند.
• آزمایشات تصویری. برای تایید تشخیص انسداد روده، پزشک دستور رادیوگرافی یا CT اسکن شکم خواهد داد. این آزمایشات به پزشک کمک خواهد کرد تا بفهمد انسداد روده شما از نوع ایلئوس پارالیتیک است و یا انسداد مکانیکی و همچنین جزئی یا کامل بودن آن را مشخص کند.

درمان‌ها و داروها

درمان انسداد روده به علت بروز مشکل بستگی دارد ولی عموماً به بستری شدن بیمار نیاز خواهد بود.

بستری شدن برای تثبیت وضعیت. وقتی به بیمارستان می‌رسید، گروه پزشکی ابتدا تلاش برای تثبیت وضعیت شما خواهند کرد تا بتوانید درمان‌ها را پشت سر بگذارید. آنها برای این منظور:

• برای تجویز مایعات، خط وریدی در سیاهرگ بازو شما قرار خواهند داد.
• وارد کردن لوله نازو گاستریک از راه بینی و وارد کردن آن به معده برای مکش هوا و مایعات و تسکین ورم شکم. 
• قرار دادن یک لوله نازک قابل انعطاف (کاتتر) در مثانه برای زهکشی ادرار و جمع کردن ادرار برای آزمایش

درمان انسداد مکانیکی جزیی

در این نوع انسداد مکانیکی هنوز مقداری غذا و مایعات از روده قابل عبور است و پس از تثبیت وضعیت، بیمار به درمان بیشتری نیاز نخواهد داشت. در این حالت پزشک یک رژیم‌غذایی کم‌فیبر به شما خواهد داد که برای روده‌ای که دچار انسداد جزیی است، هضم آن ساده‌تر است. در صورتی که انسداد به خودی خود برطرف نشود، برای رفع انسداد، بیمار به جراحی نیاز خواهد داشت.

درمان انسداد مکانیکی کامل

اگر انسداد روده به گونه‌ای باشد که چیزی از روده رد نشود، انسداد کامل است و برای رفع آن بیمار نیاز به جراحی دارد. نوع عمل جراحی به عامل ایجادکننده انسداد و بخش آسیب‌دیده روده بستگی دارد. جراحی شامل برداشتن انسداد و همچنین بخش‌های دیگری از روده است که دچار صدمه یا مرگ شده است.

همچنین ممکن است پزشک به جای جراحی از یک استنت متسع‌شونده فلزی استفاده کند. در این حالت از طریق آندوسکوپ، لوله‌ای را از راه دهان یا مقعد، وارد روده بزرگ می‌کنند. این استنت با فشار روده بزرگ را باز می‌کند تا انسداد دفع شود. از استنت‌ها معمولاً برای درمان بیماران مبتلا به سرطان پستان یا برای تسکین موقت در افرادی استفاده می‌شود که از نظر عمل جراحی پرخطر تلقی می‌شوند. پس از تثبیت وضعیت نیز باز بیمار به عمل جراحی نیاز خواهد داشت.

درمان ایلئوس پارالیتیک 

در صورتی که مشخص شود نشانه‌های بیماری به علت ایلئوس پارالیتیک به وجود آمده است، پزشک به مدت یک یا دو روز وضعیت بیمار را در بیمارستان کنترل می‌کند. ایلئوس پارالیتیک غالباً یک حالت موقتی است که به خودی خود بهبود می‌یابد.

در صورتی که ظرف چند روز ایلئوس پارالیتیک بهبود نیابد، ممکن است پزشک دارویی تجویز کند که سبب انقباض عضله شود و به این ترتیب وضعیت مساعدی برای عبور غذا و مایعات در روده فراهم آید. در صورتی که ایلئوس پارالیتیک به علت بیماری یا دارو ایجاد شده باشد، با درمان بیماری زمینه یا قطع دارو، ایلئوس درمان خواهد شد.

موضوعات مرتبط: علوم پایه ، علوم پزشکی
برچسب‌ها: سلامت , علوم

تاريخ : یکشنبه 2 شهریور1393 | 10:29 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

 

 
روح انسان از دیر باز به عنوان موضوعی اسرار آمیز مورد بحث و جدل بوده است. باور اکثر مردم این است که انسان بجز بُعد جسمانی که فناپذیر است، دارای جنبه ای غیر مادی است که با مرگ جسمانی هیچگاه از بین نرفته و همیشه تا ابد زنده خواهد ماند که این موجود غیر مادی به عنوان روح آدمی شناخته میشود. اما روح انسانها در کجای جسم مادی آنها قرار دارد؟

برای یافتن این پرسش نگاهی به آناتومی و ساختار چشم می اندازیم.



.





همانطور که از تصویر معلوم است، وقتی به محیط اطراف نگاه می کنیم، تصویری سه بعدی از اجسام پس از عبور از مردمک در شبکیه تشکیل شده و از آنجا از طریق رشته های عصب بینایی به مغز منتقل میشوند. مکانیزم ارسال تصویر به مغز بسیار شبیه انتقال اطلاعات کامپیوتری است. به عبارت دیگر وقتی شما به اجسام نگاه میکنید، اطلاعات رنگها و اجسام بصورت داده های الکتریکی و با حجم چندین مگاپیکسل در هر لحظه از چشم به مغز منتقل میشود و در مغز مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. اما این تصاویر و اطلاعات دیداری چگونه در نهایت توسط ما درک می شوند و دیده میشوند؟

حقیقت این است که مجموعه جسم انسان و بخش هدایتگر آن یعنی مغز، دقیقاً همانند یک کامپیوتر، برای کار کردن نیاز به نرم افزاری دارند که بتواند بخشهای مختلف را در حالت عملیاتی قرار دهد و این نرم افزار چیزی نیست جز همان "روح". روح در واقع بخش کوآنتومی انسان است که بُعد مادی ندارد و برای زنده کردن انسان در کالبد وی قرار میگیرد.

در مثال بالا نیز وقتی داده ها از طریق رشته های عصبی به مغز منتقل میشوند، طی عملیاتی بسیار پیچیده، تصاویر توسط روح انسان دیده و درک میشوند. البته باید گفت که روح انسان بخودی خود قادر به درک شهودی است اما چون تا زمان زنده بودن انسان، در کالبد جسمانی گرفتار است، باید از طریق سخت افزار بدن اقدام به دیدن و درک محیط اطراف کند.

این موضوع زمانی مشخص تر میگردد که به مکانیزم خوابیدن فکر کنیم. وقتی می خوابیم، روح بصورت موقت از بدن خارج میشود به همین دلیل است که وقتی کسی بصورتی خوابیده که چشم هایش نیمه باز است، قادر به دیدن چیزی نیست چون نرم افزار لازم (روح) جهت درک تصاویر دریافتی از چشم موقتاً وجود ندارد. وقتی خواب می بینیم معمولاً تصاویر واضح و طبیعی هستند چون اکثر رویاها توسط روح دیده میشوند. در صورتی که هیچگاه نمیتوانید در حالت بیداری چشمهای خود را ببندید و مثلاً چهره کسی را بصورت کاملاً واضح در ذهن خود مجسم کنید. شاید یکی از دلایلی که انسانها بدون بستن چشم نمی توانند بخوابند این باشد که تعامل روح و مغز وقتی چشم باز است هیچگاه متوقف نمیشود و روح امکان خروج از بدن را نمی یابد.

در مورد شنیدن هم دقیقاً وضعیت به همین صورت است. وقتی شخصی خواب است. ممکن است صداهایی در محیط وجود داشته باشد اما چون روح خارج از بدن است صداها توسط فرد شنیده نمیشود در حالی که هم گوش فعال است و هم مغز.

بنابراین میتوان نتیجه گیری کرد که آنچه که ما می بینیم و میشنویم نه توسط مغز، بلکه توسط روح است که درک میشود و مغز تنها نقش پردازش اطلاعات را به عهده دارد و به نوعی میتوان دریافت که محل قرار گرفتن روح انسان در مغز اوست و در واقع یک جنبه از روح، مجموعه دستورالعملهایی است که سخت افزار مغز را بکار می اندازد.

اگر روح درون انسان نبود، همانند کامپیوتری که فاقد نرم افزار است، عملاً جسم با تمام پیچیدگی هایش فاقد حرکت، احساس و اندیشه می شد. این روح است که باعث میشود انسانها بتوانند درکی همه جانبه از محیط اطراف خود داشته باشند و به زندگی ادامه دهند و در انتها این مرگ است که باعث جدایی روح از انسان میشود. روح همیشه وجود خواهد داشت و هرگز با مرگ از بین نخواهد رفت.

موضوعات مرتبط: علوم اعصاب و روان ، علوم پزشکی
برچسب‌ها: سلامت , روانشناسی

تاريخ : یکشنبه 2 شهریور1393 | 10:28 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.