پایگاه اجتماعی،علمی،آموزشی

تماس با مدیر وبلاگ sorena30@gmail.com

پایگاه اجتماعی،علمی،آموزشی

دکترمحمدرضامجيدي
پایگاه اجتماعی،علمی،آموزشی تماس با مدیر وبلاگ sorena30@gmail.com

islamic

توکلت علی الحی الذی لایموت والحمدالله الذی لم یتخد ولدا و لم

 یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا

Welcome

[عکس: 139454000261.gif]

بازدیدکنندگان عزیز و محترم:

وبلاگ حاضر برای  بالا بردن میزان آگاهی عموم از جمله دانشجویان،دانش آموزان

و دانش دوستان در زمینه های مختلف از جمله مسائل اجتماعی و بهداشتی و

غیره طراحی گردیده است.لذا جهت بالابردن  سطح علمی آن  انتقاد  و پیشنهادات

خود را  مرقوم فرمایید.درضمن از بازدیدکنندگان عزیزی که دارای وبلاگ فعال

می باشند در صورت تمایل برای تبادل لینک ابتدا وبلاگ حاضر را لینک نموده و

سپس در نظرات آن را درج نموده تاوبلاگ یاسایت آنها در پیوندهای روزانه درج

گردد. قبلا از همکاری شما صمیمانه تشکر  و قدردانی می شود. 

[عکس: 139454000261.gif]

 



تاريخ : شنبه 4 دی1389 | 3:18 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

پرچم

 منبع:وبلاگ نقاب تاریخ

همانند نام، پرچم و نشان هر کشور در شناخت آن کشور نقش مهمی دارد و نشان دهنده انگیزه ها، آرمان ها چگونگی نگرش سیاسی مذهب و فلسفه یک ملت و بیان کننده شرایط جغرافیایی فرهنگی و حوادث سرنوشت ساز در تاریخ یک ملت است. نظر به اهمیت ویژه پرچم مطالعه علمی پرچم ها معنا و مفهوم و سیر دگرگونی آنها در گزارشی کوشیده ایم به مطالعه تاریخچه و مفهوم نهفته در رنگ ها، نشانه های موجود در پرچم برخی از کشورها بپردازیم.

  ایالات متحده امریکا:پرچم آمریکا پرچم رسمی دولت فدرال ایالات متحده آمریکا است. این پرچم از زمان طرح خود از زمان طراحی در سال ۱۷۷۵ تا به امروز ۲۶ مرتبه تغییر و تحول پیدا کرده تا به شکل فعلی خود رسیده است. پرچم ایالات متحده در ابتدا مشابه پرچم کمپانی هند شرقی بریتانیا بود. این پرچم امروزه ۱۳ باند (خط) سفید و قرمز دارد و پنجاه ستاره. ۱۳ باند نشان ۱۳ مستعمره‌ای است که برای اولین بار علیه بریتانیا قیام نمودند و منجر به استقلال آمریکا شدند. ۵۰ ستاره سفید در یک زمینه آبی نیز نشان ۵۰ ایالتی است که امروزه عضو ایالات متحده آمریکا می‌باشند. لازم به ذکر است که هر یک از ۵۰ ایالات متحده خود بطور جداگانه پرچم رسمی ایالت خود را نیز دارند.

  بریتانیا: پرچم بریتانیا یا پرچم اتحاد، پرچم رسمی کشور پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی است. این پرچم مشهور پس از تشکیل کشور پادشاهی متحد در سال ۱۷۰۷میلادی در پی اتحاد پادشاهی انگلستان (شامل انگلستان و ولز) در جنوب و پادشاهی اسکاتلند در شمال بریتانیا به وجود آمد. پرچم بریتانیا از ترکیب پرچم های این دو پادشاهی و ایرلند شمالی ایجاد شده‌ است: پرچم اسکاتلند یا صلیب سنت اندروز: زمینه آبی، صلیب ضربدری سفید اندریاس قدیس. پرچم انگلستان یا صلیب سنت جرج: زمینه سفید، صلیب قرمز سنت جرج. پرچم ایرلند شمالی یا صلیب سنت پاتریک: با زمینه سفید و صلیب قرمز پاتریک قدیس. در پرچم سه رنگ بریتانیا رنگ سفید به معنی؛ صلح و صداقت، قرمز: سرسختی، قدرت و شجاعت، و آبی: هوشیاری، حقیقت، پشتکار و عدالت، می باشد.


موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم سیاسی
برچسب‌ها: سیاسی , اجتماعی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 6 آبان1393 | 10:0 قبل از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

درد امروز ما.....

بعضي سوختن ها جوري هستند كه تو امروز ميسوزي، اما فردا

دردش را حس ميكني...

داستان كيفيت زندگي و" رشد" آدمها در جاهايي كه "جهان سوم "

ناميده ميشوند، مثل همين جور سوزش هاست ....
 
از هردوره كه ميگذري، ميسوزي و در دوره بعد

دردش را ميفهمي ...

شادي ها و دغدغه هاي كودكي ما :

در همان گوشه دنيا كه "جهان سوم "ناميده ميشود، شادي هاي

كودكي ما درجه سه است ، ولي دغدغه هاي ما جدي و درجه يك...

شادي كودكيمان اين است كه كلكسيون " پوست آدامس" جمع كنيم...

يا بگرديم و چرخ دوچرخه اي پيدا كنيم و با چوبي آن را برانيم...

توپ پلاستيكي دو پوسته اي داشته باشيم و با آجر، دروازه درست

كنيم و دركوچه هاي خاكي فوتبال بازي كنيم...

اما دغدغه هايمان ترسناك تر بود...

اينكه نكند موشكي يا بمبي، فردا صبح را از تقويم زندگي ات خط بزند ... 

اينكه نكند "دفاعي مقدس"، منجر به مرگ نامقدس تو بشود يا تو را يتيم كند....

از ديفتري ميترسيديم...

از وبا......

از جنون گاوي ...

مدرسه، دغدغه ما بود...

خودكار بين انگشتان دستمان كه تلافي حرفهاي ديروز صاحبخانه به معلممان بود.....

تكليفهاي حجيم عيد ...

يا كتابهايي كه پنجاه سال بود بابا در آنها آب و انارمي‌داد....

شادي ها و دغدغه هاي نوجواني ما :

دوره اي كه ذاتا بحراني بود و بحران " جهان سوم" بودن هم به آن اضافه شده ...

در آين دوره، شاديهايمان جنس " ممنوعي" دارند...

اينكه موقتي عاشق شوي...

دوست داشتن را امتحان كني...

اينكه لبت را با لبي آشنا كني....

اما همه اين شادي ها را در ذهنمان برگزار ميكرديم...

در خيالمان عاشق ميشويم...ميبوسيم....

كلا زندگي يك نفره اي داريم با فكري دو نفره ....

اين ميشد كه ياد بگيريم "جهان سومي" شادي كنيم..

به جاي اينكه دست در دست دخترك بگذاريم،او را....

با او قدم نزنيم و فقط دنبالش كنيم...

يا اينكه نگوييم "دوستت دارم"

در عوض دغدغه هايمان بازهم جدي هستند...

اينكه از امروز كه 15 سال داري، بايد مثل يك مرتاض روي

كتابهاي ميخي مدرسه ات دراز بكشي و تا بيست و چهار سالگي همانجا بماني.....

بترسي از اين كه قرار است چند صفحه پر از سوالات "چهار

گزينه اي " ، آينده تو ، شغل تو ، همسر تو و لقب تو را تعيين كند...

تو فقط سه ساعت براي همه اينها فرصت داري...

شادي ها و دغدغه هاي جواني ما:

شادي ها كمرنگ تر ميشود و دغدغه ها پررنگ تر...

شايد هم اين باشد كه شادي هايت هم، شكل دغدغه به خودشان ميگيرند..

مثلا شادي تو اين است كه روزي خانه و ماشين ميخري ...

اما رسيدن به اين شادي ها برايت دغدغه ميشود....

رسيدن به آنها براي تو هدف ميشود...

هدفي كه حتما بايد "جهان سومي" باشي كه آنرا داشته باشي ...

و هيج جاي ديگربراي كسي هدف نيستند...

بعضي از شادي هايت غير انساني مي‌شود...

با پول شهوتت را مي‌خري...

با گردي سفيد مست ميشوي نه با شراب...

با دود دغدغه هايت را كمرنگ‌تر ميكني و غبار آلود...

اگر جهان سومي باشي، استاندارد و مقياس هاي تمام اجزاي زندگي تو ،

جهان سومي ميشود...

اينكه در سال چند بار لبخند ميزني....

در روز چند بار گريه ميكني...

راهي كه تو را به بهشت و جهنم مي‌رساند...

و حتي جنس خداي تو هم جهان سوميست .....

دراين دنياي عجيب، ديدن دست برهنه يك زن هم ميتواند براحتي تو را

خطاكار كند وقلبت را به تپش وادارد....

در اين دنيا "سلام " به غريبه و بي دليل، نشانه ديوانگيست...

لبخند بي جاي زن هم دليل فاحشگي اوست ...

در اين جهان سوم ، كسي را نداري كه به تو بگويد چقدر مسواك

و خميردندان، واكسن، بوسيدن، خنديدن، رقصيدن خوب هستند...

اينكه آينده خوب را خودت بايد رقم بزني و كسي قرار نيست براي

اين كار به تو كمك بكند.....

اينكه هميشه جهان اول ، طاعون جهان سوم نيست ...

گاهي فكر ميكني که به سرزمين جهان اولي ها مهاجرت كني تا از جهان

سومي بود ن رها شوي...

اما ميفهمي كه با مهاجرتت شادي ها، دغدغه ها، جهانبيني، خدا و

معيارهايت هم با تو سفر ميكنند.....

 

گاهي ميماني كه اين جهان سوم است كه كيفيت تو را تعيين ميكند

يا اينكه "تو"جهان سوم را درست ميكني؟

ما آدمهای یک نفره هستیم با ذهن های دو نفره

منبع:وبلاگ نقاب تاریخ


موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم ادبی
برچسب‌ها: ادبی , اجتماعی

تاريخ : سه شنبه 6 آبان1393 | 9:58 قبل از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

چرا در گوش نوزاد، اذان می‌گویند؟

 

پس از تولد می‌بایست در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه خواند واین امر قبل از بریدن ناف برای كودك مستحب است.
تبیان: پس از تولد می‌بایست در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه خواند واین امر قبل از بریدن ناف برای كودك مستحب است و در روایات اسلامی این امر را پناهی در برابر لغزش های شیطانی ذكر كرده‌اند. به طور خلاصه باید گفت كه این عمل در ایجاد روح دینی در كودك مؤثر است.

قبل از بریدن بندناف، درگوش نوزاد اذان بخوانید

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم دینی
برچسب‌ها: مذهبی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 6 آبان1393 | 9:51 قبل از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

درمان آکنه و چین و چروک با این خوراکی لذیذ

 

ویتامین E معمولا بنام غذای پوست شناخته می‌شود، چرا که واقعا پوست شما را تغذیه کرده و آنرا سالم می‌کند.
عصر ایران: ویتامین E معمولا بنام غذای پوست شناخته می‌شود، چرا که واقعا پوست شما را تغذیه کرده و آنرا سالم می‌کند. این ویتامین به وفور در بادام یافت می‌شود. شاید بخواهید بدانید که مصرف بادام دقیقا چه فوایدی برای پوست شما دارد.

معجزه بادام برای پوست و زیبایی شما

در ادامه‌ این مطلب آنچه که باید درباره‌ مزایای بادام برای پوستتان بدانید را خواهید خواند. بادام حاوی آنتی اکسیدان‌های مفیدی است که بطور موثری سموم و رادیکال‌های آزاد را در بدن شما پاکسازی خواهد کرد. اگر می‌خواهید ناپاکی‌های پوستتان را تمیز کنید، می‌توانید بطور مداوم از این آجیل بخورید. مطمئنا موثر خواهد بود، چرا که محتویات بادام بطور موثری ناپاکی‌های بدن را تمیز کرده و پوست شما را از درون نرم و درخشان می‌کند.

 برای اینکه بادام جزو تنقلات محبوب شما باشد، دلایل خوبی وجود دارد. اما آنچه که شاید برای شما تعجب بر انگیز باشد، این است که مواد مغذی مختلفی که در بادام وجود دارد، می‌تواند به فرایند التیام پوست و همزمان با آن، به دوباره جوان سازی‌اش سرعت بدهد.  

پاکسازی سموم بدن بادام حاوی آنتی اکسیدان‌های مفیدی است که بطور موثری سموم و رادیکال‌های آزاد را در بدن شما پاکسازی خواهد کرد. اگر می‌خواهید ناپاکی‌های پوستتان را تمیز کنید، می‌توانید بطور مداوم از این آجیل بخورید. مطمئنا موثر خواهد بود، چرا که محتویات بادام بطور موثری ناپاکی‌های بدن را تمیز کرده و پوست شما را از درون نرم و درخشان می‌کند.

 منبع بزرگ ویتامین E آلفا توکوفرول ماده‌ایست که به وفور در بادام یافت می‌شود. این ماده یکی از مهم‌ترین منابع ویتامین E است. ویتامینی که یکی از مهم‌ترین نیازمندی‌های پوست شماست! ویتامین E معمولا بنام غذای پوست شناخته می‌شود، چرا که واقعا پوست شما را تغذیه کرده و آنرا سالم می‌کند.

این ویتامین به وفور در بادام یافت می‌شود. کاهش چین و چروک و خطوط ریز صورت بدلیل آنتی اکسیدان‌های گوناگون و خواص ضد پیری، می‌توانید از بادام برای کاهش چین و چروک و خطوط ریز صورتتان نیز استفاده نمایید. بدین منظور می‌توانید صورتتان را بطور منظم با روغن بادام ماساژ دهید. هنگامی که منظما با این روغن پوستتان را ماساژ دهید، به اندازه‌ی قابل توجهی پوستتان درخشنده خواهد شد، بدین ترتیب جوان‌تر از سن و سالی که دارید به نظر خواهید رسید.

 بادام همچنین فواید دیگری همچون کاهش تیرگی اطراف چشم و جوانسازی پوست هم دارد که باعث پیشگیری از پیری خواهد شد. کمک به درمان آکنه، جوش‌های سر سفید و جوش‌های سر سیاه یکی از فواید بادام برای پوست، بهبود وضعیت آکنه است، چرا که بادام می‌تواند ظاهر آکنه و انواع جوش‌ها را کمرنگ کند. هنگامی که مرتبا از روغن بادام استفاده نمایید، آکنه‌های شما به تدریج محو خواهند شد.

اگر خیلی جوش داشته باشید، در حدی که رفع کردنشان سخت باشد، مطمئن باشید که بادام، بالاخره کاری برایتان خواهد کرد. درمان یبوست و روان کردن فرایند هضم ما اینرا می‌دانیم که روانی کارکرد دستگاه گوارش در سلامت پوست تاثیر دارد.

چرا دستگاه گوارش روان، بلافاصله سموم را از بدن دفع می‌کند. اما زمانی که یبوست داشته باشیم، فرایند گوارش ما با مشکل مواجه خواهد شد.

 بادام به درمان یبوست و روان ساختن دستگاه گوارش کمک کرده و باعث خواهد شد تا پوستتان درخششی سالم و طبیعی‌تر از همیشه بدست بیاورد. حالا شما با برخی از مهم ترین فواید بادام برای پوست آشنا شدید. پس این آجیل خوش طعم و بو را به تنقلات هر روزتان اضافه نمایید و از فواید آن سود ببرید.

موضوعات مرتبط: علوم پایه ، علوم پزشکی
برچسب‌ها: سلامت , علوم

تاريخ : سه شنبه 6 آبان1393 | 9:46 قبل از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

مجلس روضه چه تأثیری بر کودک دارد؟

طفل گرچه زبان ندارد ولى ادراک می‌کند، و روحش در دوران کودکى اگر در محل و یا حال ذکر و عبادت و علم برده شود، آن پاکى و صفا را به خود می‌گیرد.
فرهنگ نیوز: طفل گرچه زبان ندارد ولى ادراک می‌کند، و روحش در دوران کودکى اگر در محل یا در حال معصیت برده شود، آن جرم و گناه او را نیز آلوده خواهد کرد؛ و اگر در محل و یا حال ذکر و عبادت و علم برده شود، آن پاکى و صفا را به خود می‌گیرد.

تأثیرگذاری مجلس روضه بر اطفال

داستان واقعه کربلا، داستان بسیار غامض و پیچیده‏اى، عیناً مانند سکه دو رو است: یک روى آن عشق و شور و نیل و فوز حضرت سید الشهداء علیه‌السلام به آن عوالم، و روى دیگر آن غصه و اندوه و عذاب و شکنجه و گریه است. اما کسى می‌تواند آن روى سکه را تماشا کند که این رو را دیده و تماشا کرده و از آن عبور کرده باشد.

علامه طهرانی درباره استاد سلوکی خویش، مرحوم حداد بیان می‌کند: «حاج سید هاشم حداد تربیت شده دست مبارک مرحوم حاج سید میرزا على آقاى قاضى بود. او می‌دانست دست پرورده‌‏اش چیست، و درجات و مقاماتش کدام است، ایقان و عرفان او در چه حد اعلاىی از ارتقاء و سُمُو راه یافته است. من چه می‌‏فهمم؟ خبره و خریت این فن آن بزرگ مرد الهى است.

من از حداد فقط عبادتى، توجهى، مراقبه‌‏اى، التزامی‌ به دستورات شرع، متانت، وقار، تمکین و صبر و تحمل و امثال ذلک را درمى‏یابم، ولى از منشأ و مصدر این خصائص و آثار خبرى ندارم. من نورى را مشاهده می‌کنم …».

حاج سید هاشم حداد (۱۴۰۴ – ۱۳۱۸ ق) از شاگردان سلوکی مرحوم علامه قاضی بود.


تاثیر پذیری اطفال از محافل نورانی

علامه طهرانی همچنین می‌نویسد: استادم سید هاشم حداد می‌گفت: براى احترام کودکان نوزاد، خوب است قنداقه نوزادان را تا چند ماهگى در مجالس علم و محافل ذکر و حسینیه و محال عزادارى که نام حضرت سید الشهداء(ع) برده مى‏‌شود ببرند؛ چرا که نفس طفل همچون مغناطیس است و علوم و اوراد و اذکار و قُدوسیت روح امام حسین(ع) را جذب می‌کند.

طفل گرچه زبان ندارد ولى ادراک می‌کند، و روحش در دوران کودکى اگر در محل یا در حال معصیت برده شود، آن جرم و گناه او را نیز آلوده خواهد کرد؛ و اگر در محل و یا حال ذکر و عبادت و علم برده شود، آن پاکى و صفا را به خود می‌گیرد.

همچنین توصیه می‌کرد: شما اطفال خود را در کنار اطاق روضه خوانى یا اطاق ذکرى که دارید قرار دهید! علماء سابق این طور عمل می‌‏کردند زیرا آثارى را که طفل در این زمان، کسب می‌کند تا آخر عمر در او ثابت مى‌ماند و جزو غرائز و صفات فطرى وى می‌شود. چرا که نفس بچه در این زمان، قابلیت محضه است؛ گرچه این معنىِ مهم و این سر خطیر را عامه مردم ادراک نکنند.


تشریح وقایع عاشورا که عشق محض بوده است‏

مرحوم علامه طهرانی در کتاب «روح مجرد» حالات استاد سلوکی خویش، حاج سید هاشم حداد را چنین بیان می‌کند: در دهه عاشورا آقاى حداد بسیار گریه می‌کرد، ولى همه‌‏اش گریه شوق بود. و بعضى اوقات از شدت وَجد و سرور، چنان اشک هایش متوالى و متواتر مى‏‌آمد که گویى ناودانى است که آب رحمت باران عشق را بر روى محاسن شریفش می‌ریزد.

این استاد وارسته می‌فرمود: مردم خبر ندارند، چنان محبت دنیا چشم و گوششان را بسته که بر آن روز تأسف می‌خورم که همچون زن فرزند مرده می‌‏نالند. مردم نمی‌دانند که همه آنها فوز و نجاح و معامله پر بها و ابتیاع اشیای نفیسه و جواهر قیمتى در برابر خَزَف بوده است. آن کشتن مرگ نبود؛ عین حیات بود. انقطاع و بریدگى عمر نبود؛ حیات سرمدى بود.

آرى، مرگ براى سیدالشهداء، سید مظلومان عالم(ع) عین درجه، ارتقا و فوز و نجاح است. از این رو در روایت وارده در مبحث «معاد شناسى» آمده است که در روز عاشورا هر چه آتش جنگ افروخته‏تر مى‏شد و مصائب آن حضرت افزون‌تر، چهره منورش بر افروخته‏تر و شاداب‏تر مى‏شد.

علامه طهرانی خاطرنشان می‌کند: باید دانست که آنچه را که مرحوم حداد فرموده‏، حالات شخصى خویش در آن أوان بوده است که از عوالم کثرات عبور نموده و به فناى مطلق‏ فى الله رسیده بود و به عبارت دیگر: سفر إلى الله به پایان رسیده، اشتغال به سفر دوم که فى الله بود، داشته‌ است.

اما سایر مردم که در عالم کثرات گرفتارند و از نفس برون نیامده‌‏اند، حتماً باید گریه و عزادارى و سینه زنى و نوحه خوانى کنند تا بدین طریق بتوانند راه را طى کنند و بدان مقصد عالى نائل آیند. این مجاز قنطره‏اى است براى آن حقیقت. همچنان که ما در روایات بسیاری به عزادارى امر شده‌ایم تا به این وسیله، جان خود را پاک کنیم و با آن سروران در طى این سبیل هم آهنگ شویم.

چنانکه عین خود این حالات در حضرت آقاى حداد در اواخر عمر مشاهده مى‏شد که توأم با همان عشق شدید، در مجالس سوگوارى، گریه و عزادارى ناشى از سوز دل و حرقت قلب وی مشهود بود. خود حضرت سید الشهداء علیه السلام هم به حضرت سکینه دختر عزیزشان فرمودند:

لا تُحْرِقى قَلْبى بِدَمْعِکِ حَسْرَةً             مادامَ مِنى الروحُ فى جُثْمانى‏

«قلب مرا با سرشکت آتش مزن، این سرشکى که از روى حسرت‏ می ریزد؛ تا وقتیکه جان در بدن دارم!»

حالات مرحوم حداد در مجالس سید الشهداء(ع) وصف ناشدنى است.‏

در جلد دوم کتاب «اسرار ملکوت» تألیف آیت‌الله سید محمد محسن حسینی طهرانی، فرزند علامه طهرانی می‌خوانیم: وقتى یاد و ذکر سیدالشهداء(ع) مى‌آمد چنان حالت انقلاب و وجد و شعفى بر سیماى آیت‌الله حداد نقش مى‏‌بست که وصف ناشدنى است.

در ایام محرم چنانچه ذکر این واقعه را خود علامه طهرانی در کتاب «روح مجرد» ذکر کرده‏‌ است، آثار وجد و عشق و شور و حال کاملًا از وجنات سید هاشم حداد مشهود بود. گویى حلول این ماه دور جدیدى را در حیات و زندگى او به وجود می‌‏آورد و حال و هواى او را به کلى عوض می‌‏کرد، گرچه او تماماً و مستمراً با محبوبش حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام اتحاد و معیت داشت، اما ورود در این ماه براى او جاذبیت و تلألؤ دیگرى را به همراه می‌‏آورد.

صبح‌ها در منزلش زیارت عاشورا و شب‌ها سخن از حالات و عوالم و حقایق توحیدى متجلیه از نفس آن حضرت بود.

در روزهاى تاسوعا و عاشورا به شاگردانش دستور مى‌‌داد به خیابان بروند و در دستجات عزادارى شرکت کنند، و خود نیز در انقلاب عجیبى به سر می‌‏برد. اشک بدون اختیار مانند ناودان بر چهره‌اش جارى می‌شد و قدرت تکلم و معاشرت را از وی سلب مى‌کرد. ولى آرام و بى‏سر و صدا و به دور از هیا و هو، در درون خود با معشوق به راز و نیاز و نجوا مى‏پرداخت.

موضوعات مرتبط: علوم اعصاب و روان ، علوم پزشکی
برچسب‌ها: سلامت , روانشناسی

تاريخ : سه شنبه 6 آبان1393 | 9:44 قبل از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

اختصاصی دانشجویان مامایی:ورزش‌های مناسب برای زنان باردار

 

زنان باردار به دلیل شرایط حساسی که دارند باید ورزش‌های مناسب و با شدت مناسب انجام دهند.
ایسنا: هر چقدر در دوران بارداری فعال‌تر باشید و آمادگی جسمانی بیشتری داشته باشید، برای شما راحت‌تر خواهد بود که به فرم بدن و وزن جدید خود عادت کنید. ضمنا بدین شکل بعد از فارغ شدن نیز راحت‌تر به وزن قبلی خود باز می‌گردید.

سعی کنید تا زمانی که می‌توانید و راحت هستید ورزش همیشگی خود را انجام دهید. ورزش برای نوزاد شما خطرناک نیست. از نظر علمی ثابت شده است زنان بارداری که فعال هستند کمتر در دوران بارداری مشکل پیدا می‌کنند.
 
ورزش های مناسب برای زنان باردار
 
با این حال بهتر است زنان باردار خود را خسته نکنند. سعی کنید هر چقدر که به ماه‌های آخر نزدیک می شوید ورزش خود را سبک تر کنید. به توصیه‌های پزشک خود توجه کنید. سرعت شما به هنگام ورزش باید به میزانی باشد که بتواند حرف بزنید نباید به هنگام ورزش نفس شما بند بیاید.

اگر پیش از بارداری فعال نبودید، سریع شروع به ورزش شدید نکنید. سعی کنید سه بار در هفته‌ به مدت پانزده دقیقه‌ ورزش هوازی یا پیاده روی انجام دهید. کم‌کم این زمان را افزایش دهید و آن را به چهار جلسه نیم ساعته برسانید.
 
قبل از ورزش بدن را گرم کنید و بعد از آن بدن را خنک کنید. سعی کنید هر روز فعال باشید. در هوای گرم فعالیت شدید انجام ندهید. به هنگام ورزش مایعات مصرف کنید. شنا کردن ورزشی مناسب برای زنان باردار است، زیرا در آب وزن کمتری احساس می‌شود. ورزش‌هایی که احمال حادثه در آنها هست مانند اسب سواری، اسکی، ژیمناستیک ، دوچرخه‌سواری و غیره انجام ندهید.
 
سعی کنید از شانزده هفته‌ بعد از بارداری کاملا روی کمر دراز نکشید. این کار باعث می‌شود که به دلیل وزن زیاد بدن به عروق خونی که در کمر هستند فشار بیاید و راه آنها بسته شود. این کار باعث از هوش رفتن می‌شود. در زمان بارداری در ارتفاع بالاتر از دو هزار و 500 متر ورزش نکنید، زیرا ممکن است اکسیژن رسانی کافی به جنین صورت نگیرد.
 
سعی کنید ورزش‌های زیر را انجام دهید. این ورزش‌ها به افزایش عضلات، قدرتمند شدن مفاصل، بهتر شدن جریان خون و کمتر شدن کمر درد کمک می‌کنند:
 
- پشت به دیوار بایستید، زانوها را صاف نگه دارید. شکم را در ناحیه ناف کمی به طرف داخل بکشید طوری که کمر شما صاف شود و به دیوار بچسبد، چند ثانیه در این حالت بمانید و سپس شکم را رها کنید. این کار را 10 بار انجام دهید.
 
- در حالت سجده قرار بگیرید و دست‌ها را کمی پایین تر زیر شانه‌ها قرار دهید. زانوها باید زیر ناحیه لگن قرار دهید. عضلات شکم را به داخل بکشید و کمی کمر را به سمت سقف خم کنید.

بدین شکل پشت کمی حالت کمانی شکل می‌گیرد . چند ثانیه در این حالت بمانید و سپس آرام بدن را رها کنید و کمر را به حالت عادی بازگردانید. سعی کنید کمر را در حالت دوم به داخل گود نکنید. آرام این حرکت را 10 بار تکرار کنید. این حرکت از کمر درد دوران بارداری می‌کاهد.

موضوعات مرتبط: علوم پزشکی
برچسب‌ها: سلامتی

تاريخ : سه شنبه 6 آبان1393 | 9:42 قبل از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

اختصاصی دانشجویان مامایی:بهترین نوع زایمان کدام است؟

برای رسیدن زمان زایمان بچه عجله نکنید زیرا زندگی داخل رحمی حق اوست و باید تا رسیدن کامل بچه به رشد مورد نیاز خود صبر کرد.
ایسنا:رییس انجمن علمی مامایی ایران با تاکید بر اینکه نباید حق حیات داخل رحمی را از بچه گرفت، عنوان کرد: برای رسیدن زمان زایمان بچه عجله نکنید زیرا زندگی داخل رحمی حق اوست و باید تا رسیدن کامل بچه به رشد مورد نیاز خود صبر کرد.
 
 
ناهید خداکرمی افزود: تاریخی که برای زایمان به مادر می دهیم یک تاریخ تخمینی است که ممکن است دو هفته زودتر یا دیرتر اتفاق بیفتد. پس مادران هر روز مراجعه نکنند که چرا زایمان من عقب افتاده است و تقاضای انجام زودتر از موعد سزارین کنند.
 
وی با بیان اینکه درخواست من از مادران باردار این است که نه ماه بارداری را به اتمام برسانند و بعد از آن صبر کنند تا بچه زمان ورودش را خودش تعیین کند، گفت: علامت رسیدگی کامل جنین شروع دردهای زایمانی یا پارگی کیسه آب دور جنین است، پس مادر باید تا بروز این علائم صبر کند مگر در موارد فشار خون بالای مادر یا ورم بیش از اندازه معمول که ماما در این موارد توصیه های لازم را از قبل می دهند.
 
خداکرمی، زایمان بدون علامت را ظلم به بچه دانست و گفت: تعیین زمان انجام سزارین بدون علامت چه توسط دکتر چه توسط مادران که به خاطر مدرسه و ... می خواهند نوزادشان را در یک روز خاص به دنیا بیاورند ظلم به کودک است. زندگی داخل رحمی حق اوست و باید تا رسیدن کامل بچه به رشد مورد نیاز خود صبر کرد.
 
رییس انجمن علمی مامایی ایران با بیان اینکه روش طبیعی بهترین نوع زایمان است، عنوان کرد: سزارین را ابدا برای وضع حمل توصیه نمی کنیم.
 
وی تاکید کرد: انجام عمل سزارین علاوه بر از دست دادن خون زیاد، احتمال ابتلا به مشکلات تنفسی، دیابت و آسم را در دوران بزرگسالی برای کودک به همراه دارد. فرزند حق دارد که از کانال زایمانی عبور کند و نفس کشیدن را کم کم یاد بگیرد، همان طور که غذا از مری وارد معده و بعد روده می شود. بنابراین توصیه اکید دارم که مادران به دلیل چشم و هم چشمی از روی آوردن به عمل سزارین خودداری کنند.

موضوعات مرتبط: علوم پزشکی
برچسب‌ها: سلامتی

تاريخ : سه شنبه 6 آبان1393 | 9:34 قبل از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

تک‌تک شما حداقل 400 ژن خطرناک با خود حمل می‌کنید

حتی در بدن سالم‌ترین افراد، میلیون‌ها ژن جهش‌یافته وجود دارد که در بین آن‌ها،‌ تعدادی هم به پروتئین‌ها آسیب می‌رسانند و برخی حتی باعث بیماری‌های خطرناکی می‌شوند. اما چه‌طور با این ژن‌ها،‌ ما هنوز سالم می‌مانیم؟

هیچ‌کس کامل نیست. حتی سالم‌ترین افراد هم حداقل 400 ژن دارای نقص و مشکل در بدن خود دارند. ژن‌هایی که برخی از آ‌ن‌ها می‌توانند بیماری‌های مرگ‌آوری را به وجود بیاورند. 
به گزارش نیوساینتیست، کریس تایلر-اسمیت از موسسه تراست سنگر واقع در کمبریج انگلستان به اتفاق همکارانش،‌ ژنوم 179 زن و مرد سالم از کشورهای آمریکا، چین، ژاپن و نیجریه را بررسی کردند. آن‌ها ژنوم این افراد را با 50,000 جهش ژنی شناخته‌شده‌ای که می‌توانند باعث بروز اختلال و بیماری شوند مقایسه کردند. تمرکز گروه محققین بر جهش‌های ژنتیکی بود که به طور مستقیم با خطر بالای ابتلا به یک بیماری مرتبط هستند. آنها همچنین جهش‌های ژنتیکی را بررسی کردند که می‌دانیم روی پروتئین‌ها اثر تخریبی دارند، اما پیامدهای تخریبی که به وجود می‌آورند هنوز برایمان شناخته‌شده نیست.
محققین به این نتیجه رسیدند که به طور میانگین، مردم 400 جهش ژنتیکی در ژنوم خود دارند که به پروتئین‌ها آسیب می‌زند. همچنین هر فرد در بدن خود دست‌کم یک یا دو جهش ژنتیکی دارد که خطرناک‌تر است. تایلر- اسمیت در این زمینه می‌گوید: «ما تعداد قابل‌توجهی از ژن‌هایمان را از دست می‌دهیم بدون این که تاثیر چشمگیری روی سلامتی‌مان داشته باشد.» 
مردم می‌توانند علیرغم داشتن جهش ژنی‌های خطرناک در بدن خود، همچنان سالم بمانند،‌ مانند نسخه‌هایی از ژن MYBPC3 که خطر ایست قلبی را افزایش می‌دهد. شاید به این دلیل که چنین جهش‌هایی آثار خود را در سنین بالاتر نشان می‌دهند و در زمان این مطالعه،‌ افراد در سنی نبودند که این تاثیر بر بدنشان دیده شود یا شاید به این دلیل که تاثیر این جهش‌های ژنی در بدن توسط سایر ژن‌ها جبران می‌شود. 
به گفته این محققین، انسان‌ها در حدود 3 میلیون جهش ژنی در بدن خود حمل می‌کنند. بنابراین 400 جهش آسیب‌زا، سهم بسیار کوچکی را در این میان دارند. بنابراین لازم نیست زیاد نگران آن‌ها باشید!

موضوعات مرتبط: علوم پایه ، علوم پزشکی
برچسب‌ها: علوم , سلامت

تاريخ : دوشنبه 5 آبان1393 | 12:18 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

میکروب ها از آنچه فکر می کنید با هوش تر هستند

 
 
 

 
بسیاری از باکتری ها و آغازیان رفتارهای هوشمندانه و قابل ملاحظه ای از خود نشان می دهند. این رفتارهای هوشمندانه، از آن نوع که در انسان و یا سایر موجودات پیچیده می بینیم، نمی باشد چرا که موجودات تک سلولی نه تنها مغز، بلکه سیستم عصبی هم ندارند. به عبارت دیگر آنها کامپیوترهای زیستی هستند که می تواند اطلاعات را پردازش کند. در این مطلب به چندین مثال برجسته از این رفتارهای هوشمند اشاره می کنیم.
بخش اعظم گونه های موجود بر روی زمین تک سلولی هستند. بسیاری از این موجودات تک سلولی تا کنون شناخته نشده اند و بسیاری از آنهایی هم که شناسایی شده اند، نام گذاری نشده اند. اما بخش کوچکی از گونه های تک سلولی که تا به حال مورد مطالعه قرار گرفته اند، توانایی های قابل ملاحظه ای از خود نشان داده اند. 

بسیاری از این توانایی ها فیزیکی هستند؛ به طور مثال، برخی از آنها می توانند برای صدها هزار سال غیر فعال باشند و یا در محیطی رشد کنند که سایر میکروارگانیسم ها بلافاصله در آن از بین می روند.

 بسیاری از باکتری ها و آغازیان رفتارهای هوشمندانه و قابل ملاحظه ای از خود نشان می دهند و به نظر می آید آنها کامپیوترهای زیستی هستند که می تواند اطلاعات را پردازش کند. در اینجا به چندین مثال برجسته از این رفتارهای هوشمند اشاره می کنیم.


موضوعات مرتبط: علوم پایه ، علوم پزشکی
برچسب‌ها: علوم , سلامت

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 5 آبان1393 | 12:13 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

ساخت دماسنج برای اندازه گیری دمای درون سلول

حدود ۲۷۰ سال از اختراع دماسنج های جیوه ای می گذرد و آنها همچنان به خوبی وظیفه شان را انجام می دهند. اما گاهی اوقات به یک دماسنج کوچکتر نیاز داریم. مثلا می خواهیم بدانیم که دمای درون یک سلول چقدر است! 

 
برای پیدا کردن پاسخ این سوال، محققین دانشگاه هاروارد روشی جدید پیدا کرده اند که با کمک لیزر و نانوکریستال های الماس می تواند دمای اجزای میکروسکپی را محاسبه نمود.
 
در این روش آنها یک قطعه الماس که البته فقط ۱۰۰ نانومتر است را به درون یک سلول بدن انسان فرستاده اند و سپس با تاباندن لیزر سبز به آن الماس، و محاسبه زوایه برگشت لیزر، دمای درون سلول را محاسبه کرده اند.
 
آنها حتی قطعه دوم الماس را هم به بخش دیگر سلول فرستاده و توانسته اند اختلاف دمای دو بخش مختلف یک سلول را هم محاسبه کنند! جالب تر اینکه میزان دقت این اندازه گیری دما در حد 0.05 کلوین است.
 
اما فهمیدن دمای درون یک سلول به چه دردی می خورد؟ هم اکنون فعالیت های زیادی روی مهندسی فرایندهای بیولوژیکی انجام می شود و برای دستکاری سلول ها، شما به تنظیم دمای آنها هم نیاز دارید. بنابراین داشتن یک دماسنج بسیار دقیق به محققین کمک خواهد کرد تا تحقیقات سلولی را بسیار دقیق تر از قبل انجام دهند.
 
مثال دیگر از کاربرد این فناوری جهت کشتن سلول های سرطانی است. حالا می توان تحقیقات بسیار موثری روی این سلول ها انجام داد و محاسبه کرد که با وارد کردن چه دمایی می توان کاری نمود که سبب مرگ سلول های سرطانی شد در حالی که سلول های دیگر زنده بمانند.
 
www.bbook.ir

موضوعات مرتبط: علوم پایه
برچسب‌ها: علوم

تاريخ : دوشنبه 5 آبان1393 | 12:7 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

بهشت :

 

بهشت مفهومی است که در اغلب مذاهبِ معتقد به زندگانی پس از مرگ و یا آخرت وجود دارد. بهشت جایی است که نیکوکاران پس از مرگ، در آن جاودانه می‌شوند. بر اساس آموزه‌های مذهبی اسلام و برخی دیگر از مذاهب، بهشت جایگاه نهایی هر انسانی است که در آن جا به اندازه اعمال نیکش از مواهب آن برخوردار خواهد شد. ادیان مختلف تعریف‌های متفاوتی از این مفهوم به دست داده‌اند.

از ۱۸۰۰ سال پیش از مسیح، دین زرتشت سخن روز قیامت را مطرح کرده و آتشگاه (جهنم) و پردیس (بهشت) را توصیف میکند. روح مرده سه روز در کنار جسد میماند و سحر گاهان روز چهارم به سوی پل چینوت در قلّه کوه البرز (دماوند؟) روان میشود. در آنجا در دادگاهی در حضور ایزدان سروش، رشن و اشتاد و نظارت ایندرا و میترا برگزار و با ترازو به کارهای نیک و زشت او رسیدگی می‌شود تا بتوان دید کدامین کفه ترازو سنگین تر است. سپس انسان نیک سرشت از راهی نورانی به سوی پردیس (بهشت) و انسان گناهکار به دره ای پرتاب میشود و دیو ها او را از آنجا به دوزخ میرانند.

بهشت از دیدگاه اسلام : در نظر قرآن، مؤمنان و صالحان سرانجام به جایی ابدی به نام جنت می‌روند و زندگی پر نعمت و خوشی را در پیش می‌گیرند بنا بر آیات قرآن این وعده الهی قطعی است.

قرآن از دو بهشت نام برده: یکی در عالم برزخ که موقت است و دیگری در آن جهان که جاودان است.

بهشت درجات و مراتبی دارد و برخی از آنها بر دیگری برتری دارند. نعمت‌های بهشتی نیز بسته به درجات بهشتیان، گوناگونی دارند

توصیف ویژگیهای بهشت از دیدگاه علی ابن ابی طالب : اگر با چشم دل به آنچه که از بهشت برای تو وصف کرده‌اند بنگری، از انچه در دنیاست دل میکنی، هر چند شگفتی آور و زیبا باشد؟ از خواهشهای نفسانی و خوشیهای زندگانی و منظره‌های آراسته و زیبای ان کناره می‌گیری، و اگر فکرت را به درختان بهشتی مشغول داری که شاخه‌هایشان همواره به هم می‌خورند و ریشه‌های آن در توده‌های مشک پنهان و در ساحل جویباران بهشت قرار گرفته آبیاری می‌گردند، و خوشه‌هایی از لؤلؤ آبدار به شاخه‌های بزرگ و کوچک درختان آویخته و میوه‌های گوناگونی که از درون غلاف‌ها و پوشش‌ها سر بیرون کرده‌اند، سرگردان و حیرت‌زده میگردی: شاخه‌های پر میوه بهشت که بدون زحمتی خم شده در دسترس قرار گیرند، تا چیننده ان هرگاه که خواهد برچیند، مهمانداران بهشت گرد ساکنان ان و پیرامون کاخهایشان در گردشند و آنان را با عسلهای پاکیزه و شراب‌های گوارا پذیرایی کنند. آنان کسانی اند که همواره از کرامت الهی بهره مندند تا انگاه که در سرای ثابت خویش فرود آیند و از نقل و انتقال سفرها آسوده گردند. ای شنونده! اگر دل خود را به منظره‌های زیبایی که در بهشت به ان میرسی مشغول داری، روح تو با اشتیاق فراوان به ان سامان پرواز خواهد کرد، و از این مجلس من با شتاب به همسایگی اهل قبور خواهی شتافت.خداوند با لطف خود من و شما را از کسانی قرار دهد که با دل و جان برای رسیدن به جایگاه نیکان تلاش می‌کند.

بهشت از دیدگاه مسیحیت : از دیدگاه مسیحیت کشور اسرائیل سرزمین مقدس خداست و شهر ارشلیم که همانا پایتخت اسرائیل است شهر مقدس خداست و خداوند در کتاب مقدس انجیل بهشت را ارشلیم آسمانی مینامد که با طلا و نقره و انواع جواهرات زیبنده شده و خداوند در راس همه چیز قرار دارد و کنترل کامل بر همه چیز دارد و در آنجا به اشخاصی که به بهشت میروند که ایمانداران مسیح هستند بدن های جدیدی داده میشود که در آنها شهوت و گرسنگی و بیماری و درد وجود ندارد و اشخاصی که این بدن ها را دریافت میکنند در مرکز ارشلیم آسمانی دائماً خداوند را با سرود و آواز و سازهای زیبا و رقص به همراه فرشتگان پرستش میکنند و اشخاصی که این بدن های جدید را دارند (یعنی کسانی که در بهشت هستند ) به هیچ عنوان از پرستش و عشق ورزیدن به خدا خسته نخواهند شد و تا به ابد در شادی و آرامش او خواهند بود (مکاشفه یوحنا باب 21 آیات 1 تا 6 | باب 21 آیات 15 تا 27)

بهشت از دیدگاه آئین بهائی : بهائیان بهشت را حالتی روحانی می‌دانند و آن را از نعمت‌های جسمانی به دور می‌بینند.

بهائیان معتقدند که روح انسان پس از صعود به عالم بالا؛ مجرد از زمان و مکان به ترقیات کمالی و نه مکانی خود ادامه می‌دهد.بهشت در ان عالم، رضای خداوند از انسان است. زمانی که فردی به موجب دستورات مظهر ظهور الهی (پیامبران) عمل کند و سبب ارتقاء روحانی خود شود، موفق به کسب رضای الهی خواهد شد. این رضایت حق از انسان، بهشت است.


موضوعات مرتبط: علوم دینی
برچسب‌ها: مذهبی

تاريخ : شنبه 3 آبان1393 | 5:7 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

همه چیز در باره فسیل ها

مقدمه

واژه فسیل (سنگواره) از کلمه لاتینی فسیلس گرفته شده که به معنای درآوردن چیزی از طریق حفاری است. موضوعی که مورد مطالعه این علم قرار می گیرد شامل بقایا یا نشانه های حیوانات و گیاهانی است که زمانی بر روی کره زمین می زیسته اند.

209272 673 300x230 فسیل چیست؟

الف ) علم دیرینه شناسی (Paleontology)

واژة پالئونتوژی از سه کلمه پالئوس (Paleos) به معنی قدیمی ، اُنتا (Onta) به مفهوم موجودات و لوگوس (Logos) به معنای شناخت ترکیب شده است و منظور علم و شناسائی تمام موجودات زنده در زمانهای گذشته زمین شناسی با توجه به ساختمان ، روابط ارثی و ژنتیکی ، رده بندی و تکامل آنان می باشد.

علم پالئونتولوژی اصولاً شامل دو قسمت است:

۱) پالئوزئولوژیPaleozoology) ( : که دربارة جانوران گذشته زمین بحث و تحقیق می شود. به این علم امروزه پالئونتولوژی جانوری اطلاق می شود.

۲) پالئوبوتانی (Paleobotany) : که علم بررسی گیاهان در ادوار مختلف زمین شناسی است. پالئونتولوژی جانوری خود به دو بخش دیرینه شناسی بی مهره گان (Invertebarte Paleonetology) و دیرینه شناسی مهره داران (Vertebrate Paleonetology) تقسیم می گردد. سرانجام رشته دیگری از فسیل شناسی به نام میکروپالئولوژی (Micropaleonetology) خوانده می شود که مطالعة فسیلهای میکروسکپی اعم از جانوری یا گیاهی را شامل می گردد.
فسیل شناسی

فسیل شناسی بحث دربارة گیاهان و جانورانی است که سابقاً در سطح زمین زندگانی کرده اند بقایا و اثراتی را که از گیاهان و جانوران در ته نشین های مختلف زمین دیده می شود فسیل می نامند بنابراین فسیل شناسی را می توان به دو قسمت تقسیم نمود:

۱) فسیل شناسی گیاهان

۲) فسیل شناسی جانوران

فسیل شدن عبارت از مجموع پدیده هائی است که در نتیجه آن آثار یا بقایای گیاهان و جانوران در ته نشین های مختلف زمین حفظ می شوند . نخستین شرط لازم برای اینکه جانور گیاهی فسیل شود این است که گیاه یا جانور در هوای آزاد نماند و بواسطه خاک یا عوامل دیگر محفوظ گردد و در میان ته نشینهای جای گیرد. بنابراین هر چه جانور یا گیاه کوچکتر باشد بهتر باقی خواهد ماند در صورتیکه جانوران بزرگ بندرت باقی می مانند و به حالت فسیل دیده می شوند.

چون عموماً گیاهان و جانواران بعد از مرگ از بین می روند و فقط قسمتهای سختی از آنها به حالت فسیل باقی می ماند از این جهت فسیل شناسی باید فسیلهای خود را با موجودات مشابه کنونی مقایسه کند و به سایر قسمتهای آن فسیل پی ببرد این روش که در فسیل شناسی اهمیت زیادی را دارا می باشد روش استدلالی نامیده می شود. برطبق همین روش است که کوویه فسیل شناسی معروف فرانسوی از روی آرواره یا کاسه سر یا استخوان پای جانوری به ساختمان سایر قسمتهای جانور پی می برده و بیشتر اوقات شکل حقیقی جانور را نیز ترسیم می نموده است.

قسمتهای نرم جانوران بندرت به حالت فسیل یافت شده اند خصوصاً که در بعضی از کشورها : در انگلستان و آمریکا و آلمان و روسیه فسیلهائی کشف گردیده که تمام قسمتهای بدن آنها بخوبی دیده می شود – مثلاً در یخهای سیبری کرگردنها و فیلهای زیادی به حالت فسیل کشف کرده اند که پوست و گوشت و حتی پشم بدن آنها هنوز بخوبی دیده می شود..

همچنین در آلمان در تشکیلات آهکی ژواسیک ناحیه سلن هوفن پرندگانی یافت شده اند که علاوه بر استخوان بندی پرهای آنها نیز بخوبی محفوظ مانده است.

در ایران در اصطهبانات فارس ماهی هائی کشف گردیده که ستون مهره ها و آلت شنای آنها بخوبی دیده می شوند بطور کلی فسیل بی مهرگان در ته نشینهای مارنی آهکی – پله سنگی و گل رستی زیاد دیده می شود ولی بقایای مهره داران اغلب در گسترشهایی یافت می شوند که بواسطه جریانهای آب گذاشته شده باشد در بعضی از گسترشها فسیل فراوان است و در برخی از گسترشها فسیل کمتر یافت می شود و علت این امر را می توان منوط به دلائل فیزیکی و زیستی دانست بطور کلی عواملی که باعث از بین رفتن گیاهان و جانوران در منطقه محدودی می شوند عبارتند از: تغییر درجه گرمای آب تغییر شوری آب – طغیان رودخانه ها و غیره.

مثلاً در اوائل دوران سوم زمین شناسی جریان سردی وارد شمال غربی اروپا شده است چون این جریان سرد وارد دریای گرمی می شده از این جهت جانورانی که وارد این دریا می شده اند تاب مقاومت نیاورده و یکمرتبه از بین رفته اند همچنین موقعی که جریان سرد لابرادر با جریان گرم گولف استریم تلاقی

می کند عده زیادی از جانوران بواسطه تغییر حرارت از بین می روند.

فغعفغعفغع فسیل چیست؟


موضوعات مرتبط: علوم پایه
برچسب‌ها: علوم

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 3 آبان1393 | 4:47 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

متنی از یک بازدید کننده عزیز

آنچه میخواهیم نیستیم و آنچه هستیم نمیخواهیم


آنچه دوست داریم نداریم و آنچه داریم دوست نداریم


وعجیب است که هنوز امیدوار به فردایی روشنیم.

باتشکر:خانم محمدزاده


برچسب‌ها: ادبی

تاريخ : شنبه 3 آبان1393 | 4:30 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

چند واقعیت تلخ در مورد چای!

«چرا می خواهید گیاهی را در ایران رواج دهید که حتی

الاغ ها از نزدیک شدن به مزارع آن خودداری می کنند!

چای مولد سودا در بدن و سودا مقدمه سرطان است!


موضوعات مرتبط: علوم پزشکی
برچسب‌ها: سلامتی

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 26 مهر1393 | 4:57 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

بیکاری در چه‌ رشته‌هایی بالاست؟

 
بیشترین جمعیت دانش‌آموختگان بیکار، فارغ التحصیلان چه رشته هایی هستند؟ مطابق تحقیقات سازمان همیاری اشتغال دانش آموختگان بیشترین تعداد بیکاران در رشته‌های مهندسی، ساخت و تولید با 251 هزار و 402 نفر وجود دارد و پس از آن نیز 222 هزار و 112 نفر در رشته‌های علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق قرار دارند. از مجموع بیش از 768 هزار نفر بیکار فارغ‌التحصیل دانشگاهی، 363 هزار و 740 نفر مرد و 404 هزار و 311 نفر نیز زن است که بالاترین تعداد مردان بیکار در رشته مهندسی، ساخت و تولید با 178 هزار و 461 نفر است و بیشترین تعداد زنان بیکار نیز با 134 هزار و 791 نفر در رشته علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق تحصیل کرده‌اند. مجموعاً 100 هزار و 912 نفر مرد و زن در رشته‌های علوم انسانی و هنر و 76 هزار و 191 نفر نیز در علوم، ریاضی و کامپیوتر بیکار هستند.. 38 هزار و 438 نفر در رشته‌های کشاورزی و دامپزشکی، 25 هزار و 997 نفر در رشته‌های بهداشت و رفاه (بهزیستی) و 17 هزار و 407 نیز در رشته خدمات بیکار هستند. از کل 768 هزار بیکار فارغ‌التحصیل دانشگاه کشور 13 هزار و 45 نفر رشته تحصیلی خود را اظهار نکرده‌اند.

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی
برچسب‌ها: اجتماعی

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 26 مهر1393 | 4:52 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

کشف جسد کاملا سالم۲۳۰۰ ساله

 
هنگامی که در دهه پنجاه قرن پیشین گروهی از کارگران دانمارکی از باتلاقی در مجاورت معدن زغال سنگ تولوند پیکر بیجان مردی را بیرون کشیدند نمی‌دانستند که بیش از ۲۳۰۰ سال از مرگ او می‌گذرد.این جسد بلافاصله به پزشکی قانونی منتقل شد و گزارش‌های منتشره همه را شوکه کرد.

 
در آغاز می‌پنداشتند که وی یک اعدامی بوده چرا که طناب و ریسمانی بر گردن داشت. اما بعدها بطور صریح مشخص شد که او حلق آویز نشده و بدون شک یک قربانی انسانی بوده است. نبود اکسیژن در باتلاق از تجزیه و تخریب بدن او جلوگیری کرده بود. آزمایش کربن ۱۴ مرگ وی در حدود سه قرن پیش از میلاد مسیح را تایید کرد. مرد نگون بخت تولوندی ۴۰ سال سن و ۱۶۱ سانتیمتر قد داشته که برای آن ناحیه بسیار کوتاه بنظر می‌رسد. لباسی از پشم گوسفند بر تن داشته و موهای سرش کاملا کوتاه و بدنش نیمه برهنه بود.از ته ریش کم پشتی که داشت مشخص شد او در روز مرگ صورت خود را نتراشیده بوده و آخرین غذایش نیز نوعی فرنی بود که از شیر و دانه‌ها جو و شماری از غلات بود که به آسانی بدست نمی‌آید. بنظر می‌رسد این غذا را برای قربانی‌ها تدارک می‌دیدند. در دستگاه هاضمه وی اثری از گوشت دیده نشده بود و مشخصا تا ۱۲ ساعت پیش از مرگ چیزی نخورده بوده. پس از بیرون آوردن او از باتلاق بدن او تحلیل رفت. امروزه سر او را در محفظه‌ای قرار داده‌اند که به ماکتی از بدنش وصل است که در موزه موسگارد به عموم نمایش داده می‌شود.

موضوعات مرتبط: علوم تاریخی
برچسب‌ها: تاریخی

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 26 مهر1393 | 4:44 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

برای عزیزان دانشجو(رشته های پرستاری-مامایی-مهندسی پزشکی)

[ شنبه 8


موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی
برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : جمعه 11 مهر1393 | 5:54 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

مادرانی که به دخترانشان حسادت می‌کنند

 


حسادت مادر رشد طبیعی دخترانشان را مختل می‌کند


داستان دخترانی که اسیر مادران خودشیفته می‌شوند، خیلی به هم شبیه است. یکی از آنها حسادتی است که مادر به دخترش دارد. 

مادران سالم و نرمال به فرزندانشان افتخار کرده و دوست دارند شاهد پیشرفت آنها باشند. اما یک مادر خودشیفته دخترش را تهدیدی برای خودش می‌بیند. اگر توجه از روی مادر برداشته شده و به دختر معطوف شود، مطمئناً مورد تنبیه و سرکوفت از جانب مادر قرار خواهد گرفت. مادر ممکن است به دلایل مختلف به دختر خودش حسادت کند: بخاطر ظاهر او، جوانی‌اش، مسائل مادی، موفقیت‌هایش، تحصیلات و حتی رابطه دختر با پدرش. این حسادت برای دختر بسیار دشوار است و پیامی دوگانه برای او دارد: «سعی کن کارهایت را درست انجام بدی که مادرت به تو افتخار کنه اما نباید خیلی خوب کار کنی چون ممکنه به تو حسادت کنه.»

- سارا کوچکترین فرد خانواده است. می‌گوید که بیشتر نزدیکان او از جمله مادرش چاق هستند و اضافه وزن دارند. وقتی سارا ۲۲ ساله بود مادرش با عصبانیت همه لباس‌هایش را از کمدش بیرون و کف اتاق ریخته و داد زده که «چطور این سایز لباس‌ اندازه تو می‌شود؟ فکر می‌کنی کی هستی؟ تو حتماً سوءهاضمه داری باید ببرمت پیش دکتر.»

- فرانک می‌گوید، «مادرم همیشه می‌خواست که من زیبا به نظر برسم اما نه خیلی زیبا. من کمر باریک و زیبایی داشتم اما اگر کمربندی روی لباسم می‌بستم که کمرم را نمایان می‌کرد او همیشه دعوایم می‌کرد.»

- مریم با ناراحتی می‌گوید، «مامانم به من می‌گوید که زشتم این در حالی است که بیرون از خانه همه از زیبایی‌ام تعریف می‌کنند. » 

بااینکه خیلی‌ها می‌گویند اینکه کسی به شما حسادت کند تجربه‌ای خوشایند و قوی است، در واقعیت مورد حسادت واقع شدن، مخصوصاً توسط مادر، واقعاً بد است. حس اعتماد به نفس دختر با انتقادات مداوم مادرش کاملاً تخریب می‌شود. خوبی او همیشه زیر سوال بوده و موفقیت‌هایش دست‌کم گرفته می‌شود. وقتی دختر می‌فهمد که مادرش به چه چیز او حسادت می‌کند، احساس بی‌ارزش بودن می‌کند. برای دختر واقعاً بی‌مفهوم است که مادرش این احساسات ناخوشایند را درمورد او داشته باشد. دختر نهایت تلاش خود را می‌کند که بفهمد ماجرا چیست و بخاطر همین ممکن است تصور کند که اشکال از خودش است.

برای دخترانی که مادرانی چنین حسود و خودشیفته دارند خیلی سخت است که درمورد حسادت مادر خودشان حرف بزنند و کنار آمدن با این موضوع هم برایشان خیلی سخت است.  آنها هیچوقت نمی‌توانند خوبی خودشان را به درستی ببینند تا بفهمند که حسادت مادرشان به چه دلیل است. درمقابل تصور می‌کنند که کار اشتباهی انجام داده‌اند که موجب چنین رفتاری از طرف مادرشان شده است. این موقعیت واقعاً موقعیت سختی برای دختر است و او را سردرگم خواهد کرد. 

اما برای مادر چه اتفاقی می‌افتد؟ حسادت به مادری که فقدان اعتماد‌به‌نفس دارد، اجازه می‌دهد که موقتاً احساس بهتری نسبت به خود پیدا کند. وقتی او به دخترش حسادت کرده و بعد از او انتقاد کرده و بی‌ارزشش می‌کند، تهدیدی که به سمت اعتماد‌به‌نفس ضعیف خودش بوده است را از بین می‌برد. حسادت برای خودشیفتگان ابزاری بسیار قدرتمند است و می‌توانید این مسئله را در برخورد مادر با افراد دیگر هم ببینید. اما وقتی این رفتار متوجه دختر می‌شود، نوعی حس درماندگی و بی اعتمادی به خود ایجاد می‌کند. بااینکه حسادت مادر برای دختر به روش‌های مختلف ممکن است برای دختر مشکل‌شاز شود اما در زیر به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌کنیم.

اختلال در رشد طبیعی:

دختر جوان در زمان رشد مادر خود را نمونه‌ای از چیزی می‌بیند که باید به آن تبدیل شود. اگر همین مادر او را خوار و خفیف کند و به موفقیت‌هایش حسادت کند، دختر نه تنها سردرگم و گیج می‌شود، خیلی وقت‌ها هم دلسرد و ناامید شده و دست از تلاش برمی‌دارد. ازآنجاکه این وظیفه والدین است که هر مرحله از رشد بچه‌ها را با عشق، محبت، حمایت و تشویق کنترل کنند، دختر دچار خلائی می‌شود که توضیحی برای آن نمی‌بیند. بیشتر بچه‌های دوست دارند والدین خودشان را خوشنود و راضی کنند و اگر چنین پیام گیج‌کننده‌ای از طرف آنها درافت کنند، برایشان خیلی راحت‌تر خواهد بود که هیچ‌کاری انجام ندهند تا در معرض انتقاد آنها قرار نگیرند. پیام مادر به آنها این است، «اگر همان اول موفق نشدی، از آن کار دست بکش!»

اختلال در ارتباط با پدر:

بچه‌ها باید هم با پدر و هم با مادر خود رابطه سالمی داشته باشند اما اگر مادر به ارتباط دختر خود با پدرش حسادت کند، دختر باید چه کند؟ دختر دوست دارد هم پدر و هم مادرش او را دوست داشته باشند. او باید کدامشان را راضی کند؟ چطور باید این تعادل ظریف را برقرار کند؟ سوال پیچیده‌تر این است که پدر در چنین شرایطی چه باید بکند؟ معمولاً مردان در ارتباط با زنان خودشیفته سعی می‌کنند که به اندازه کافی به زن توجه کنند تا ارتباطشان حفظ شود. همین مسئله باعث می‌شود که نتوانند با دخترشان ارتباط برقرار کند و این موجب ایجاد فقدان ارتباط احساسی خوب با هر دو والدین در دختر می‌شود.

زنای با محارم:

شدیدترین موارد حسادت مادر-دختری در خانواده‌هایی دیده می‌شود که در آن زنای با محارم اتفاق می‌افتد. اگر پدر خانواده فرد آسیب‌رسان باشد و مادر به رابطه بین پدر و دختر حسادت کند، او هم آسیب‌رسان خواهد شد و دخترش را آن زن دیگری می‌بیند که دنبال شوهرش است. اما در بسیاری از موارد دیده شده، وقتی پدر آسیب‌رسان است، این اتفاق نمی‌افتد، درعوض مادر سمت بچه‌اش را می‌گیرد و فرد آسیب‌رسان ر ا رها می‌کند. اما گاهی حسادت در مادر دیده می‌شود که واقعاً دردآور است. در چنین مواقعی دختر نه تنها قربانی آزار جنسی است بلکه قربانی حسادت و نفرت مادر خود نیز می‌شود.

درد دوست نداشته شدن:

در کلیه موارد حسادت مادر نسبت به دختر، دختر تحت هیچ حمایتی قرار نمی‌گیرد. احساس خواهد کرد که کسی او را دوست نداشته و احساس تنهایی خواهد کرد. حسادت مثل خشمی است که می‌تواند به یک دختر در حال رشد به شدت آسیب بزند و برای کودک در هر سنی وحشت‌آور است.

با مرور تحقیقات و مطالعات مختلفی که روی این موضوع انجام گرفته است می‌بینیم که خیلی عقیده دارند که حسادت مادر به دختر چندان مسئله شایعی نیست و در بیشتر مواقع با سوءتعبیر همراه است. خیلی هم عقیده دارند که تا حدی نرمال و طبیعی است. بیشتر مادران وقتی دخترانشان در سن بلوغ و رشد هستند، نزدیک به سن یائسگی قرار دارند و بعضی می‌گویند که طبیعی است که بعضی مادران کمی حس حسادت پیدا کنند. خیی مهم است که درک کنید که این حس حسادت مسموم و مخرب که مادر خودشیفته احساس می‌کند به هیچ عنوان طبیعی نیست. بلکه بسیار مخرب بوده و دشواری که برای دختر ایجاد می‌شود این است که بفهمد چطور آن را تشخیص داده و با آن کنار بیاید.

یکی از شایع‌ترین الگوهایی که در چنین خانواده‌هایی وجود دارد مقایسه کردن مداوم با دیگران است. حسادت هم سر زشت خود را در بسیاری از موقعیت‌ها نمایان می‌کند. «خانواده ما در مقایسه با خانواده‌های دیگر چه وضعیتی دارد و آیا از دید دنیای بیرون به اندازه کافی خوب به نظر می‌آید؟» بچه‌ها در چنین خانواده‌هایی این را یاد می‌گیرند و تبدیل به بزرگسالانی می‌شوند که مدام نگران مقایسه هستند. اگر وضعیت شما هم همینطور است و توسط والدینی خودشیفته تربیت شده‌اید، بخشی از روند بهبودی شما این است که یاد بگیرید چطور با آن کنار آمده و برخورد کنید. مقابله با آن هیچ سودی برایتان نخواهد داشت. باید خودتان را از سردرگمی که دارید آسوده کنید و آن حسادت را همانطور که هست ببینید. برای این منظور باید بتوانید نقاط قوت و توانایی‌های خودتان را خوب بشناسید. به هیچ عنوان نباید کینه ورزی کنید چون وضعیتتان را بدتر خواهد کرد. این حسادت متعلق به شما نیست، بخشی از اختلال شخصیت یک مادر است.

روند ریکاوری به شما کمک می‌کند خودتان را طوری بشناسید که دیگر کسی نتواند آن را برایتان تعریف کند. مطمئن باشید که زمان و انرژی که برای این ریکاوری می‌گذارید ارزشش را خواهد داشت و هرچه کمکتان کند به زنی تبدیل شوید که مادرتان مانع از آن شده بود، احساس فوق‌العاده‌تری نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و زندگیتان لذت‌بخش‌تر خواهد شد.

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم اعصاب و روان ، علوم پزشکی
برچسب‌ها: روانشناسی , علوم , اجتماعی

تاريخ : جمعه 11 مهر1393 | 8:44 قبل از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

6 محاوره عامیانه که باید از فرهنگمان کنار بگذاریم

 

 
گفتگوهای روزمره جزء تفکیک ناپذیر زندگی است و یکی از بخشهای اصلی روابط اجتماعی را تشکیل میدهد. هر کسی ناگزیر به برقراری رابطه کلامی با دیگران است و گاهی برخی از محاوره ها که ریشه در پیشینه تاریخی و نوع فرهنگ یک ملت دارند، تا حدی نامناسب و غیر ضروری بنظر میرسند و بهتر است تا حد امکان حذف شوند یا کمتر از آنها استفاده گردد. در این بخش به 6 مورد از اینگونه محاوره ها که در فرهنگ ایرانی به چشم میخورد اشاره میکنیم:

1-محاوره های از جان گذشتگی

حتما شما هم از جمله کسانی هستید که یا خود از اینگونه اصطلاحات در محاوره های روزمره تان استفاده میکنید یا دیگران شما را با آنها خطاب میکنند. جملاتی از قبیل: "فدات شم،" "قربونت برم،" "دورت بگردم،"... بسیار دیده میشود که این اصطلاحات حتی در بین کسانی که هیچ رابطه خاصی با هم ندارند، مانند مشتری و مغازه دار، دو همسایه و افرادی که هیچ آشنایی قبلی با هم ندارند رد و بدل میشود. این نوع جملات بسیار به ندرت حس واقعی گوینده را منتقل میکند و مخاطب به وضوح می داند که تعارفی بیش نیست و هرگز به مرحله عمل در نخواهد آمد. به عبارت دیگر وقتی کسی به دیگری میگوید "قربانت شوم،" حتی اگر رابطه بسیار نزدیکی بین آن دو باشد، اینکه واقعاً آن شخص حاضر باشد جانش را قربانی نفر دیگر کند بسیار اندک و بعید است.

2-محاوره های آتشین عشقی

این روزها افراد به سرعت باور نکردنی عاشق میشوند و با همان سرعت نیز فارغ. در این میان اصطلاحاتی که بین افراد در بدو رابطه عاشقانه رد و بدل میشود بسیار شگفت آور و بدور از واقعیت است. در نظر بگیرید آقا و خانمی که تازه یک روز است وارد رابطه عاشقانه شده اند، همدیگر را با اصطلاحاتی از قبیل: "عشقم،" "نفسم،" "عمرم،" "عاشقتم،" "زندگیمی،" و... مورد خطاب قرار میدهند. بدیهی است که واژگان اینچنینی دارای بار معنایی سنگینی است که نباید بسادگی از آنها استفاده کرد لااقل تا زمانی که رابطه احساسی بین دو طرف ایجاد نشده باشد.

3-محاوره های ارادتی

اینگونه محاوره ها بسیار متداول و در عین حال بسیار غیر واقعی و تعارف گونه هستند و معمولاً برای نشان دادن ارادت و محبت افراط گونه افراد به همدیگر مورد استفاده قرار میگیرند. اصطلاحاتی مانند: "نوکرتم،" "چاکرتم،" "مخلصتم،" "غلامتم،"... طبیعی است که فرد گوینده این اصطلاحات هیچگاه در مقام عمل در این سطح از ارادت قرار نخواهد گرفت که مثلا نوکری یا غلامی طرف مقابل را انجام دهد و اگر به آن فکر کنیم اینگونه محاوره حالتی مزاح گونه دارد تا ابزاری برای انتقال خلوص نیت افراد.

4-محاوره های قَسَمی

چه برای اثبات وفاداری در یک رابطه عاشقانه باشد، چه اثبات اینکه فروشنده دارد جنسی را به قیمت واقعی به خریدار می فروشد، قسم خوردن، یکی از ارکان محاوره ای در فرهنگ ما تبدیل شده است. قسم یاد کردن از گذشته همیشه دارای تقدس فراوان بوده و در موارد بسیار جدی مورد استفاده قرار میگرفته است. اما امروزه می بینیم مثلا شخصی برای فروختن یک لباس ساده حاضر است به همه گونه قسم به مقدسات متوسل شود تا خریدار را قانع کند. قسم خوردن در موارد کم ارزش و سطح پایین لازم است که از محاورات روزمره حذف شود.

5-محاوره های باکلاسی

این نوع محاورات بیشتر میان قشری عمومیت دارد که مدتی در خارج از کشور زندگی کرده اند و یا افرادی که با برخی از اصطلاحات انگلیسی آشنا شده اند و سعی میکنند ما بین صحبت های خود از واژه های غیر فارسی استفاده کنند در حالی که معادل فارسی آنها کاملا رایج است. انگیزه های بکار بردن کلمات انگلیسی و یا گفتن بخشی از یک جمله به زبان انگلیسی میتواند این باشد که شخص گوینده مایل است به مخاطب برساند که او زندگی خارج از کشور را تجربه کرده و یا احساس میکند که با اینکار نوعی "باکلاس بودن" به محاوره خود می بخشد.

6-محاوره های تعارفی

تعارف های افراط گونه در فرهنگ ایرانی امری متداول است.  وقتی به میهمانی دعوت می شوید، میزبان با تعارف های مکرر هنگام صرف غذا، میوه و شیرینی و غیره شروع به پذیرایی از مهمانان میکند و گاهی این کار را آنقدر افراط گونه انجام میدهد که موجب رنجش و ناراحتی دیگران میشود. تعارفات افراط گونه در محیط کار و اماکن عمومی هم به وفور دیده میشود و زمانی به نامطلوب ترین سطح خود میرسد که با قسم دادن طرف مقابل همراه میگردد: "مرگه من اول تو برو،" "جانه من این غذارو نخوری نمیشه،"...

شما هم اگر از اینگونه محاوره های غیر ضروری سراغ دارید میتوانید آن را در بخش نظرات با دیگران به اشتراک بگذارید.

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم اعصاب و روان
برچسب‌ها: اجتماعی , روانشناسی , علوم

تاريخ : جمعه 11 مهر1393 | 8:42 قبل از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

زندگــــــی ...

زندگی رویا نیست، زندگی زیباییست

می توان بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی

می توان در دل این مزرعه ی خشک و تهی بذری ریخت

می توان از میان فاصله ها را برداشت

دل من با دل تو

هر دو بیزار از این فاصله هاست!

 





موضوعات مرتبط: علوم ادبی
برچسب‌ها: ادبی

تاريخ : شنبه 5 مهر1393 | 5:5 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

ایـــن جـــا ....

 این جا هیچکس شبیه حرفهایش نیست

این جا همیشه تر و خشک با هم میسوزند

این جا همیشه کاسه ای زیرنیم کاسه است

این جا نمیتوانی به کسی چیزی بیاموزی همه نمیدانند و بابت

نمیدانم هایشان پول میگیرند

این جا بید سایه اش را به زمین میفروشد

این جا پراز دستهایست که خسته نمیشوند از نگه داشتن نقاب

این جا بهشت را دوست دارند ولی عجیب از مرگ میترسند

این جا فقط باید زنها پاک و باکره باشند برای آسایش خاطر مردانی

که پیش از آنها پردها دریده اند

این جا همه همدیگر را میشناسند و یک غریبه فقط این جاست اسمش خداست

این جا شیطان از شیطان بودنش دست میکشد

این جا بی دینی نماد روشن فکریست

این جا انسانیت نیست ، اینجا صداقت مُرده

این جا هیچ وقت عوض نمیشود مگر ...

آلیس بیا این جا عجیب ترین سرزمین دنیاست ....

با تشکر از :سمیه

 



تاريخ : شنبه 5 مهر1393 | 4:54 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

۳۰ حق اصلی و اساسی برای همه انسان‌ها

براساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، ۳۰ حق اصلی و اساسی برای همه انسان‌ها در سرتاسر جهان وجود دارد که در سال ۱۹۴۸ توسط سازمان جهانی ملل متحد به تصویب رسیده است. این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی‌ که تمامی انسان‌ها، صرفنظر از نژاد و جنسیت در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند، مشخص کرده‌ است. هدف این اعلامیه، برقراری حقوق و آزادی‌های برابر برای همه انسان‌هاست.

حقوق بشر واژه‌ای جهانی است که بارها شنیده‌اید اما شاید خیلی‌ از شما قادر به تعریف آن نباشید. سوال این است که این حقوق بشر واقعاً چه هستند؟ این «حقوق» چیزهایی هستند که ما بخاطر انسان بودن آزادی انجام یا داشتن آنها را داریم. همه ما انسان‌ها دارای این ۳۰ حق هستیم و می‌بایست اطلاعات کامل درمورد حقوقی که سازمان ملل برای تک‌تک ما تصویب کرده است داشته باشیم. علاوه بر این، باید همدیگر و بخصوص کودکان را نیز از این حقوق آگاه کنیم.

اعلامیه جهانی حقوق بشر

۱. همه انسان‌ها آزاد بوده و از حقوق یکسان برخوردارند. همه انسان‌ها آزاد زاده شده‌اند، افکار و ایده‌های متفاوت دارند و با همه انسان‌ها باید به گونه‌ای یکسان رفتار شود.

۲. هیچ تمایزی بین انسان‌ها وجود ندارد، این حقوق متعلق به همه انسان‌ها صرفنظر از تفاوت‌های آنان، است.

۳. همه انسان‌ها حق زندگی کردن در آزادی و امنیت کامل دارند.

۴. از هیچ انسانی نباید بعنوان برده استفاده کرد. هیچکس حق برده کردن ما را ندارد و ما نیز نمی‌توانیم انسان دیگری را برده خود کنیم.

۵. هیچ کس نباید مورد شکنجه، بیرحمی و آزار قرار گیرد.

۶. همه انسان‌ها حق برابر برای استفاده از قانون را دارند. 

۷. همه انسان‌ها تحت حمایت قانون هستند و قانون برای همه یکسان است. با همه باید با عدالت رفتار شود.

۸. همه انسان‌ها حق استفاده از دادگاه‌های قانونی را دارند. درصورت رفتار ناعادلانه می‌توانند از قانون درخواست حمایت کنند.

۹. هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید بدون دلیل منطقی قرار گیرد.

۱۰. هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی آشکار و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.

۱۱. همه انسان‌ها تازمانیکه جرم آنها اثبات نشده است، پاک و بیگناه هستند. هیچکس را نباید قبل از اینکه جرمی از او ثابت شده باشد، مقصر دانست.  

۱۲. همه انسان‌ها سزاوار داشتن حریم شخصی هستند. هیچکس نباید سعی در تخریب خوشنامی کسی کند. بدون دلیل مشخص و قانونی، هیچکس حق وارد شدن به خانه دیگری، باز کردن نامه‌های او یا آزار رساندن به او و خانواده‌اش را ندارد.

۱۳. همه انسان‌ها محق به داشتن آزادی جابجایی و رفتن به هر جایی درون مرزهای کشور خود هستند.

۱۴. هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.

۱۵. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن یک ملیت است.

۱۶. هر انسان بالغ حق ازدواج و تشکیل خانواده دارد. زنان و مردان دارای حقوق برابر در ازدواج و زندگی زناشویی و پس از جدایی هستند.

۱۷. هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد. هیچ کس را نمی بایست خودسرانه از حق مالکیت خود محروم کرد.

۱۸. همه انسان‌ها محق به داشتن آزادی اندیشه هستند. همه حق این را دارند که به چیزی که می‌خواهند اعتقاد و باور داشته، مذهب دلخواه خود را داشته و درصورت تمایل آن را تغییر دهند.

۱۹. همه انسان‌ها محق به داشتن آزادی بیان هستند. همه آزادند هر چه دوست دارند فکر کنند و نظرات خود را با دیگران در میان بگذارند.

۲۰. همه انسان‌ها برای تشکیل گردهمایی، همکاری صلح‌آمیز برای دفاع از حقوق خود آزاد هستند. هیچکس نمی‌تواند کسی را مجبور به عضویت در یک گروه یا دسته کند.

۲۱. هر شخصی حق دارد که در مدیریت دولت کشور خود، مستقیماً یا به واسطه انتخاب آزادانه نمایندگان شرکت جوید.

۲۲. هر کسی به عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی، مسکن، دارو، تحصیلات، مراقبت از فرزند و سرمایه کافی برای زندگی برخوردار باشد.

۲۳. هر انسان بالغ حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خود را انتخاب کند.

۲۴. هر انسانی سزاوار استراحت و اوقات فراغت، زمان محدود و قابل قبولی برای کار و مرخصی است.

۲۵. هر انسانی سزاوار داشتن محل مناسب برای خواب و تغذیه خوب است. مادران و فرزندان، افراد سالخورده، افراد بیکار و ناتوان جسمی و سایر افراد حق دارند از مراقبت مناسب بهره‌مند شوند.

۲۶. آموزش و پرورش حق همگان است. تحصیلات دوره ابتدایی می‌بایست برای همه افراد رایگان باشد. همه می‌بایست با «ملل متحد» آشنا شوند. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود محق هستند.

۲۷. حق طبع و نشر (کپی‌رایت) قانونی خاص است که از آفرینش‌های هنری محافظت می‌کند. دیگران نمی‌توانند بدون اجازه آفریننده اثری، از آن تقلید کنند. 

۲۸. در جامعه باید نظم حاکم باشد که همه بتوانند از حقوق و آزادی‌های خود بهره‌مند شوند.

۲۹. همه انسان‌ها دربرابر دیگران مسئول هستند و باید از آزادی‌ها و حقوق دیگران محافظت کنند.

۳۰. هیچکس نباید حقوق عنوان‌شده در این اعلامیه را از دیگری سلب کند.

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی

تاريخ : شنبه 5 مهر1393 | 4:39 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

باسوادی!!

 
 
 
 
بی سوادی سیاه، بی سوادی سفید
 
تلنگری برای همه ما: باسواد هستیم یا توهم سواد داریم؟
 
به نظر می‌رسد، امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و ده‌ها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همه‌ی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد: "سواد زندگی".

امروز «سواد»، به معنای لغوی آن که معنای «سیاه کردن» کاغذ را می‌دهد، تضمین‌کننده‌ی هیچ چیز نیست.
«مدارک آموزشی»، ابزار جدیدی که قرار بود «سواد» انسانها را بسنجد و ارزش «کاغذ‌های سیاه شده توسط آنها» را تعیین کند، خود به بازاری جدید، برای معامله‌ی «هویت» و «شخصیت» تبدیل شده است.
شاید امروز بتوان، بی سوادی - این غول ترسناک دهه‌های گذشته - را، به دو دسته‌ی سیاه و سفید تقسیم کرد:
بی سوادی سیاه، همان شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه، مشاهده و درک می‌گردد. اینکه چه کسی نمی‌تواند اسم خود را روی برگه‌ی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند. این شکل از بی سوادی، ساده‌تر از سایر شکل‌ها قابل اندازه‌گیری و ثبت در آمارهاست. ارزان‌تر از سایر اتواع بی سوادی هم، می‌توان با آن مبارزه کرد.

اما چیزی که می‌تواند موجب هراس ما شود،
بی سوادی سفید است؛ کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند، هر روز در فضای حقیقی و مجازی، می‌نویسند و حرف می‌زنند و حال و روز خود و  اطرافیانشان را با کلمات و جملات،به تصویر می‌کشند،کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات دانشگاهی و گواهینامه‌های حضور در انواع دوره‌ها و همایش‌ها را در کیف خود جابجا می کنند. اما، هنوز در ساده‌ترین تعامل ها و ارتباط‌ ها با دوستان و همکاران و اعضای خانواده‌ی خویش، دچار چالش‌های جدی هستند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد ارتباطی" ندارند.

یا این که انواع اخبار هیجان انگیز اما دروغ و غیر موثق‌ را، در قالب ایمیل و پیام و پیامک، به دوست و آشنا منتقل می‌کنند و با ساده‌ترین معیارهای ارزیابی صحت و سقم یک خبر آشنایی ندارند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از "سواد رسانه" بی‌بهره مانده‌اند.

هر روز با شنیدن هر خبر سیاسی و اقتصادی، پول خود را از خانه به بانک می‌برند، از بانک به بورس، از بورس به بازار طلا، از طلا به دلار و سپس، ناامیدانه، نقدینگی در کف، از دوست و آشنا، طلب توصیه برای انتخاب گزینه‌های مناسب سرمایه‌گذاری می‌کنند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از "سواد مالی" در حد معمول بی‌بهره‌اند.

دوست می‌دارند، عشق می ورزند، رابطه می‌سازند و محبت می‌بازند. به جای اینکه از محبت، پله‌ای بسازند برای بالاتر رفتن و بهتر دیدن دنیا دیواری می‌سازند به گرد یکدیگر. ناآگاهانه وارد رابطه‌ها می‌شوند و ناراضی آنها را ترک می‌کنند. عشق خود را نه برای تجربه‌ی لذت، بلکه به عنوان سرمایه‌گذاری و ثروت، هزینه می‌کنند و دیر یا زود، به دنبال اصل و بهره‌ی سرمایه‌گذاری می‌گردند. تمام رویای خود را در دنیای دیگری می‌بینند و در نهایت،‌ زخم‌های عاطفی خود را از رابطه‌ای به رابطه‌ای و از خانه به کار و از محیط کار به خانه جابجا می‌کنند. سواد خواندن و نوشتن هست، اما از "سواد عاطفی" خبری نیست.

فرزنددار می‌شوند؛ زندگی و سرمایه و وقت و انرژی خود را صرف رشد و تربیت آنها می‌کنند. از نان خود می‌زنند تا در آینده لقمه‌ای بیشتر به دهان فرزندانشان بیاید. اما، نتیجه آن طور که انتظار می‌رود نمی‌شود. کودکان و نوجوانانی رشد می‌کنند که روحیه‌ی جنگجویی و رقابتی دارند. دنیای آنها در چند نقطه‌ی مشخص مانند درس و مدرسه و کنکور و خانه و ماشین، خلاصه می‌شود. تفاوت شادی و موفقیت و رضایت را درک نمی‌کنند. بزرگ می‌شوند و تشکیل خانواده می‌دهند و می‌کوشند «ناآموخته‌های خود» را، به نسل بعد منتقل کنند.
سواد خواندن و نوشتن هست. "سواد آموزش و پرورش" نیست.

سالها برای کسب مدرک دانشگاهی و جمع‌آوری انواع کاغذها و روزمه‌ها تلاش می‌کنند. شب ها و روزها بیدار می‌مانند و درس می‌خوانند تا نمره و معدل بهتری کسب کنند. اما زمانی که رزومه‌ی خود را برای یک کارفرما ارسال می‌کنند، حتی با نحوه‌ی تنظیم فونت و رسم‌الخط در یک فایل متنی هم آشنایی ندارند. حتی نمی‌توانند جدولی زیبا و چشم‌نواز ترسیم کنند که بتواند چشم اندازی زیبا از استخدام آنها را برای کارفرمای احتمالی، ترسیم کند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد رایانه" ندارند.

روزها و شبها، وقت خود را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند. از لپ‌تاپ به موبایل و از موبایل به تبلت و از تبلت به تلویزیون‌های هوشمند پناه می‌برند. اما شبکه‌های اجتماعی هم، شکل مدرن همان ایستادن‌های سر کوچه می‌شود. کاری که نسل قبل می‌کرد تا از اخبار در و همسایه سر در بیاورد و امروز، به مدد تکنولوژی، این کار سریع‌تر و ارزان‌تر و در مقیاسی وسیع‌تر در حال انجام است.قبلاً در خانه به همسایه‌ی خود ناسزا می‌گفت و امروز به همراه صدها هزار نفر دیگر، به خانه‌ی مجازی فرد دیگری حمله می‌کند و ناسزا می‌گوید.
سواد خواندن و نوشتن دارد، اما "سواد حضور در فضای آنلاین" را ندارد.

این شکل از بی سوادی را شاید بتوان "بی سوادی سفید" نامید. چرا که در نگاه اول، مشاهده نمی‌شود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمی‌آورد.
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمی‌شود. این نوع بی سوادی، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، «ندانستن مرکب» را باعث می‌شود. حالا فرد به ابزارهایی جدید برای "تقویت بی سوادی" خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است.

بی سوادی سفید درد امروز جامعه‌ی ما و بسیاری از جوامع دیگر است. چنین است که یونسکو نیز، به آرامی، هر سال دغدغه‌ای جدید را به عنوان این روز می‌افزاید و امسال، «روز جهانی سواد و توسعه پایدار» را شعار خود قرار داده است.

همه فهمیده‌ایم که سواد، معنای سابق خود را از دست داده است. اما هر یک به نوعی، چنان در دام بیسوادی‌های سفید گرفتار شده‌ایم، که ترجیح می‌دهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی، آرام و بیصدا عبور کنیم و تهدید‌های انکارناپذیر آن، مسکوت و مغفول باقی بماند.

به نظر می‌رسد، امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و ده‌ها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همه‌ی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم اعصاب و روان
برچسب‌ها: اجتماعی , روانشناسی

تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 1:14 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

انرژی مثبت!!

تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 1:13 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

داستان:پسرک و گلدان کوچک

روزی دست پسر بچه‌ای در گلدان کوچکی گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. به ناچار پدرش را به کمک طلبید. اما پدرش هم هر چه تلاش کرد نتوانستند دست پسر را از گلدان خارج کنند. گلدان گرانقیمت بود، اما پدر تصمیم گرفته بود که آن را بشکند. قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت: «دستت را باز کن، انگشت‌هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن. آن وقت فکر می‌کنم دستت بیرون می‌آید.»
 
پسر گفت: «می‌دانم اما نمی‌توانم این کار را بکنم.»
 
پدر که از این جواب پسرش شگفت‌زده شده بود پرسید: «چرا نمی‌توانی؟»
پسر گفت: «اگر این کار را بکنم سکه‌ای که در مشتم است، بیرون می‌افتد.»
 
شاید شما هم به ساده‌لوحی این پسر بخندید، اما واقعیت این است
 
که اگر دقت کنیم می‌بینیم:
 
همه ما در زندگی به بعضی چیزهای کم‌ارزش،چنان می‌چسبیم که ارزش
دارایی‌های پرارزشمان را فراموش می‌کنیم و در نتیجه آنها را از دست می‌دهیم

 


موضوعات مرتبط: علوم ادبی
برچسب‌ها: ادبی

تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 1:12 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

وطیفه یک هموطن

سرزمین مادری جایی است که متولد شده ایم و در آن پرورش یافته ایم. جایی است که هر کسی به آن تعلق خاطری خاص و جدا ناشدنی دارد. بوی خاکش و رنگ آسمانش همیشه در ذهن می ماند. جایی که مردمانش نسبت به هم احساس نزدیکی دارند و به نوعی همراه و پشتیبان هم هستند. سرزمین مادری موسم عاطفه های یکرنگ است، جولانگاه خاطره های شیرین و خاستگاه عشق ابدی. سرزمین مادری  دارای حرمت است و همگان موظفند به طریقی دین خود را در برابر آن ادا کنند چون از هوایش نفس میکشند، از غذایش می خورند، از آبش می نوشند و زندگانی میگذرانند.

در این بخش به 10 راه اشاره میکنیم که می توانید بوسیله آنها مقداری از دین خود را به سرزمین مادری تان ادا کنید:

1- هر روز کاری خوب انجام دهید.

از کمک کردن به افراد بی بضاعت و تنگدستان گرفته تا عیادت از بیماران و سالمندان و گره گشودن از مشکلات گرفتاران، با خود قرار بگذارید که در هر روز کاری خوب، هرچند کوچک، انجام دهید.

2- تلاش کنید فرد مفیدی باشید.

شرایط کنونی یک سرزمین، برآیند افکار و رفتار همه افراد آن سرزمین است. هر کسی برای اعتلا و پیشرفت سرزمین مادری اش باید از خود شروع کند و سعی نماید سهم خود را ادا کند. حتما نباید کاری بزرگ انجام دهید، همین که قدمهای کوچک مثبت را با عشقی بزرگ بردارید کافیست.

3- هوای هموطنان خود را داشته باشید.

برای پشتیبانی و یاری رساندن به دیگران پیشقدم شوید. به انسانها احترام بگذارید و همیشه لبخند بر لب داشته باشید. وقتی در طول روز به اطراف خود نگاه میکنید مطمئناً فرصت های زیادی را خواهید یافت که میتوانید با دستگیری از دیگران، به آنها کمک کنید. حق تقدم سالمندان و کودکان را در همه حال رعایت کنید، بی توقع عشق بورزید و هیچکس را قضاوت نکنید.

4-محافظت از محیط زیست را یک اولویت بدانید.

همه ما دربرابر محیطی که در آن زندگی میکنیم و تلاش برای ایجاد شرایط بهتر زیستی و جلوگیری از صدمه دیدن طبیعت مسئولیم. کاشتن درخت، تولید زباله کمتر، استفاده بیشتر از وسایل نقلیه عمومی و جلوگیری از هدر رفت منابع تجدید ناپذیر مانند آب، رعایت بهداشت و پرهیز از آلوده کردن اماکن عمومی، برخی از مواردی هستند که برای نگهداری از محیط زیست باید لحاظ شوند.

5- زمان مطالعه خود را افزایش دهید.

افراد جامعه ای که مطالعه نمیکنند همیشه در یک زندان فکری و اعتقادی محبوس هستند و اینگونه است که سرزمین مادری شان فرصت پیشرفت و توسعه پیدا نمی کند. مردمی که کتاب نمی خوانند به نوعی اسیر و دنباله رو کسانی هستند که از این نقطه ضعف و عدم آگاهی عموم به نفع خود برای فریفتن و به بیراهه کشاندن آدمها بهره میبرند. بنابراین مطالعه و ارتقای فرهنگ کتاب خوانی درنهایت به اعتلای همه جانبه یک سرزمین خواهد انجامید.

6- در یک زمینه تخصص پیدا کنید.

متخصص شدن در یک حرفه، هم آینده شما را از لحاظ شغلی تضمین میکند و هم سودآوری سرشاری برای سرزمین مادری تان دارد. تصور کنید که همه افراد یک جامعه در حرفه شان متخصص باشند و از تجربه خود برای بهبود شرایط استفاده کنند، آنگاه بسیاری از مشکلات و معضلات براحتی حل میشد. سعی کنید تا جایی که میتوانید تجربه کسب کنید و سطح شغلی خود را بالا ببرید و اندکی از این اندوخته را رایگان به دیگران اختصاص دهید.

7- در شرایط اضطرار، منافع جمع را به منافع شخصی مقدم بدانید.

وقتی حادثه ای غیر مترقبه مانند سیل، زلزله و طوفان رخ میدهد، هم دل و متحد برای حمایت از دیگران بکوشید و بجای هجوم برای جمع آوری مواد غذایی و سایر مایحتاج، بکوشید تا منافع عموم به رفع نیازهای شخصی تان ارجحیت داشته باشد.

8- به فکر نسلهای بعد باشید.

سرزمین مادری شما فقط به شما تعلق ندارد، بلکه به نسلهایی که قرار است در آینده در آن زندگی کنند نیز متعلق است. یادتان باشد که پیشرفت و آبادانی مطالبه ای است که نسلهای آینده از شما خواهند داشت و منابع یک سرزمین امانتی است که باید بخوبی از آن مراقبت کنید تا به دست آیندگان برسد.

9- در برابر متجاوزان متحد شوید.

در دنیای امروز همیشه احتمال دارد کشوری یا گروهی به سرزمین شما تجاوز کنند. در این شرایط باید همه در برابر این تعدی متحد و همصدا برای دفاع از سرزمینشان به پا خیزند و تا بیرون راندن متجاوزان از پای ننشینند و از هیچ فداکاری دریغ نکنند. دفاع از سرزمین مادری دینی است که بر گردن همه است.

10- به سلامتی تان اهمیت بدهید.

یک سرزمین سالم نیاز به مردمانی سالم دارد. باید به سلامت جسم و فکرتان اهمیت دهید. سالم غذا بخورید و همیشه وقتی را برای ورزش کنار بگذارید. شادی را فراموش نکنید و مثبت بیاندیشید. استرس و افکار منفی را از خود دور کنید. هر روز بخندید و از غم و اندوه فاصله بگیرید. تفریح و مسافرت کنید. به موسیقی گوش دهید، به سینما، تئاتر، کنسرت و موزه بروید و ذهنتان را از نا امیدی و افسردگی خالی کنید.


شما معماران سرزمین مادری تان هستید، معماری خوب باشید...

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم سیاسی
برچسب‌ها: اجتماعی , سیاسی

تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 1:11 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

ازدواج سفید؟؟؟؟

ازدواج برای غربی ها رابطه‌ای خصوصی و شخصی است. ولی وقتی زن و مردی فقط به دلایل شخصی خودشان زیر یک سقف رفته و بدون ثبت رسمی، قانونی و حقوقی در کنار هم زندگی می‌کنند و هم خانه میشوند، به آن ارتباط ازدواج سفید گفته می‌شود. زندگی بدون ازدواج یکی از شیوه‌های رایج زندگی در غرب است. بیش از دوسوم زوج‌های آمریکایی پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر زیر یک سقف می‌گذرانند. در سال ۱۹۹۴، حدود ۳/۷ میلیون زوج آمریکایی بدون ازدواج با یکدیگر زندگی می‌کردند و نزدیک به اواخر دهه ۱۹۹۰، حداقل ۵۰ تا ۶۰ درصد زوج‌ها پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر می‌گذراندند. این در حالی است که تا پیش از ۱۹۷۰، زندگی بدون ازدواج در ایالات متحده غیرقانونی بود. طبق آمار آمریکا، تعداد زوج‌های ازدواج‌نکرده‌ای که با یکدیگر زندگی کرده‌اند، از ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۰ ده برابر شده و اکنون، زندگی بدون ازدواج، به مرحله‌ای عادی در روند آشنایی دو فرد تبدیل شده‌است. اکثر ازدواج‌های سفید عمری کوتاه دارند و معمولاً حدود یک سال یا کمی بیشتر طول می‌کشند که یا به ازدواج رسمی و یا جدایی ختم می‌شوند. 

ازدواج رسمی درمقابل زندگی زناشویی بدون ثبت قانونی

ازدواج سفید، پیوندی غیرقانونی و غیررسمی است که در آن دو طرف هیچ تعهد برای کنار هم ماندن ندارند. حتی اگر یک طرف رابطه دوست داشته باشد که زندگی آنها دائمی و همیشگی باشد، خیلی وقت‌ها طرف دیگر خواستار آن نیست. احتمال بر هم خوردن ازدواج‌های سفید بسیار بالاتر از ازدواج‌های رسمی است. این زوج‌ها هیچ تعهد حمایت مالی در برابر همسر خود ندارند. این زوج‌ها بیشتر از زوج‌هایی که ازدواج رسمی داشته‌اند، وقت آزاد خود را به تفریحات مجردی می‌گذرانند و زندگی اجتماعی خود را مستقل نگه می‌دارند. بااینکه بیشتر این افراد توقع دارند که زندگی‌جنسی‌شان با وفاداری باشد اما خیانت جنسی در این روابط بسیار بیشتر از زوج‌های قانونی دیده می‌شود. 

تعداد قابل‌توجهی از این زوج‌ها تصمیمات و برنامه‌های قطعی برای ازدواج قانونی دارند و رفتارشان در جامعه درست مثل زن و شوهرهای عادی است. خیلی از آنها هم هیچ تصمیمی برای ازدواج ندارند و این روابط بی‌تعهد فقط بر معامله هم‌زیستی پایبند هستند. درواقع، بهتر است زوج‌ها با دقت بسیار بیشتری درمورد ازدواج سفید فکر کنند زیرا هیچ محدودیت یا مسئولیت‌پذیری رسمی و قانونی را شامل نمی‌شود.

اما این معامله هزینه‌هایی دارد. طبیعت آزمایشی، موقت و بی‌تعهد ازدواج سفید مانع می‌شود که بسیاری فواید ازدواج رسمی را برای دو طرف داشته باشد. عدم قطعیت درمورد ثبات و طول عمر این روابط، سرمایه‌گذاری در آن را برای هر دو طرف پرخطرتر می‌کند. زوج‌هایی که انتظار دارند زمان زیادی کنار هم بمانند مهارت‌هایی پیدا می‌کنند و به طرفشان اجازه می‌دهند نقص‌ها و ضعف‌هایی داشته باشند چون خودشان هم می‌توانند برای پر کردن نقاط ضعف خودشان به طرفشان تکیه کنند. این کسب مهارت به این معنی است که زوج‌هایی که برای رابطه‌ای طولانی کنار هم کار می‌کنند بسیار بیشتر از مقداری که به تنهایی عایدشان می‌شده است، به دست می‌آورند. اما ازدواج سفید این فواید را کمتر کرده و هزینه یادگیری این مهارت‌ها را بالا می‌برد -- خیلی راحت‌تر است که هر کاری را برای خودتان انجام دهید چون نمی‌دانید کسی که الان با او زندگی می‌کنید سال آینده کنارتان باشد. به همین دلیل این زوج‌ها بسیار کمتر از زوج‌هایی که ازدواج رسمی کرده‌اند عایدی دارند. 

طبیعت موقت و غیررسمی ازدواج سفید سرمایه‌گذاری در این رابطه و حمایت کردن را برای خانواده دو طرف هم سخت‌تر می‌کند. والدین، خواهر و برادرها و دوستان دو طرف تمایل بسیار کمتری برای شناخت طرف مقابل و شرکت دادن او در فعالیت‌ها، مراسم‌های خانوادگی و معاملات مالی خواهند داشت. والدین معمولاً زمانی روی طرف‌مقابل فرزندشان سرمایه‌گذاری احساسی و مالی می‌کنند که بدانند رابطه آنها طولانی‌مدت خواهد بود. حتی سعی می‌کنند به فرزندانی که از چنین روابطی به وجود می‌آیند هم دلبستگی چندانی پیدا نکنند زیرا با بر هم خوردن رابطه فرزندشان، ارتباط آنها با نوه‌شان هم نامعلوم خواهد شد. 

جدا بودن زندگی این زوج‌ها هم مفید بودن آنها بعنوان منبع حمایتی طی زمان‌های سخت را کاهش می‌دهد. آمار نشان می‌دهد که این زوج‌ها از همدیگر توقع دارند که از آنها حمایت کند و انجام ندادن آن تهدیدی برای ارتباطشان خواهد بود. این زندگی‌ها که معمولاً به صورت دانگی اداره می‌شود، معمولاً به ضرر خانم‌ها تمام می‌شود زیرا درآمد خانم‌ها معمولاً پایین‌تر از آقایان است. 

یکی دیگر از مشکلات ازدواج سفید این است که به نظر می‌رسد فرد را از برخی مسائل اجتماعی مهم مثل مذهب دور نگه می‌دارد. این سبک زندگی در اکثر مذاهب مردود است و به همین دلیل افرادیکه چنین روش زندگی پیش می‌گیرند در جمع‌های مذهبی چندان پذیرفته نیستند. و به همین دلیل است که معمولاً دختران و پسران مذهبی به چنین زندگی تن نمی‌دهند و آنهایی که ازدواج سفید را پیش می‌گیرند، چندان افراد مذهبی نیستند.

در چنین زندگی زناشویی، ارتباط هر طرف با بچه‌هایی که طرف‌مقابل از زندگی قبلی خود می‌آورد هم تعریف درستی ندارد. او هیچ حق یا مسئولیت قانونی در مقابل فرزندان طرف‌مقابل خود ندارد و این ابهام سرمایه‌گذاری در چنین رابطه‌ای را برای هر دو طرف خطرناک می‌کند.

ازدواج سفید چه حاصلی دارد؟

همانطور که در قسمت قبل توضیح داده شد مشاهده کردید که ازدواج رسمی تغییرات رفتاری ایجاد می‌کند -- هم در زوج و هم در اطرافیان آنها -- که هیچ آثاری از‌ آن در ازدواج سفید دیده نمی‌شود: دو طرف می‌توانند به هم اعتماد کنند، بچه‌ها و والدین دو طرف می‌توانند در این رابطه سرمایه‌گذاری عاطفی و مالی کنند، و از این قبیل. اما نتایج تجربی این تغییرات رفتاری چیست؟

قبل از تلاش برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید درک کنیم که زوج‌ها در ازدواج سفید، بخصوص آنهایی که هیچ برنامه‌ای برای ازدواج رسمی ندارند، حتی قبل از شروع هم‌خانگی‌شان هم با زوج‌هایی که ازدواج رسمی می‌کنند فرق دارند. زندگی کردن با یک نفر به جای ازدواج کردن با او، جذابیت ازدواج را برای افراد و احتمال موفق شدن آن را کمتر می‌کند. در زیر ازدواج رسمی و ازدواج سفید را از جوانب مختلف مقایسه می‌کنیم.

خشونت خانگی. طی گزارش یک تحقیق مشخص شده است که بچه‌های زیادی در سراسر جهان در نتیجه ازدواج‌های سفید به دنیا می‌آیند، فقط بخاطر اینکه مادران بسیاری از ترس خشونت‌های خانگی و کودک‌آزاری تن به ازدواج رسمی نداده‌اند. آیا این ترس منطقی است؟ اما طی تحقیقی که در سال ۱۹۸۷ انجام گرفت مشخص شد که میزان این خشونت‌ها در ازدواج‌های سفید نه تنها کمتر نیست بلکه میزان مشاجراتی که به خشونت‌های فیزیکی تبدیل شده است در ازدواج‌های سفید دو برابر ازدواج‌های رسمی بوده است. یکی از علت‌های آن این است که این زوج‌ها به طور متوسط جوان‌تر هستند و تحصیلات پایین‌تری دارند.

اما این مسئله که زوج‌هایی که وارد ازدواج‌سفید می‌شوند قصد تبدیل آن به ازدواج رسمی را دارند یا نه اهمیت بسیاری دارد. نامزد‌هایی که با هم زندگی‌ می‌کنند هم درست مثل زوج‌هایی که ازدواج رسمی می‌کنند تمایل کمتری به مشاجرات خشونت‌آمیز نشان می‌دهند. زنانی که با مردی که هیچ تصمیمی برای ازدواج رسمی با آنها ندارد هم‌خانه می‌شوند تا حد زیادی در معرض خشونت قرار دارند. سلامت زنانی که ازدواج رسمی می‌کنند به مراتب بالاتر از دسته‌ای است که فقط با مردی هم‌خانه می‌شوند. برخی محققان اعتقاد دارند که تعهد در رابطه و به طرف‌مقابل خشونت را کاهش می‌دهد. 

رابطه جنسی. رابطه‌جنسی یکی از مهمترین اصول در معامله ازدواج سفید است. طبق تحقیقی که در سال ۱۹۹۲ انجام گرفت، زوج‌هایی که ازدواج سفید دارند به طور متوسط هفت مرتبه در ماه و تقریباً یک مرتبه بیشتر از زوج‌هایی که ازدواج رسمی کرده‌اند، با هم رابطه‌جنسی دارند. اما احتمال اینکه زوج‌هایی که ازدواج سفید کرد‌ه‌اند فقط با همسر خود ارتباط جنسی برقرار کنند بسیار کمتر از زوج‌هایی است که ازدواج رسمی داشته‌اند، هرچند اکثر آنها می‌گویند که از طرفشان چنین انتظاری دارند. در یک تحقیق مشخص شد که آمار زنانی که در ازدواج رسمی به شوهرانشان خیانت می‌کنند ۴ درصد، آنها که در ازدواج سفید اینکار را می‌کنند ۲۰ درصد و آنها که در روابط دوستی این کار را می‌کنند ۱۸ درصد است. طبق آمار زنان پس از ازدواج رسمی تغییر رفتاری قابل‌توجه داشته و تمایل آنها برای برقراری ارتباط جنسی با مردی جز همسرشان بسیار پایین می‌آید. 

کارهای خانه. زنانی که با مردی زندگی می‌کنند باید خانه داری بسیار بیشتری نسبت به زنانی که تنها یا با زنان دیگر زندگی می‌کنند انجام دهند. در تحقیقی که اخیراً انجام گرفته است مشخص شد که با در نظر گرفتن وجود فرزندان و شخصیت همسرانشان، زنان ازدواج‌کرده ۱۴ ساعت بیشتر از مردان ازدواج‌کرده به کار خانه مشغولند و این آمار برای زنانی که بدون عقد رسمی با مردی زندگی می‌کنند ۱۰ ساعت است. بسیاری از اقتصاددانان نیز عنوان می‌کنند که مردان با صرف زمان بیشتر برای کار بیرون از خانه و کسب درآمد و تقسیم آن با همسرانشان، زحمات همسر خود در خانه را جبران می‌کنند اما این در حالی است که در ازدواج سفید، مرد که بیرون از خانه کار می‌کند، تعهدی برای تقسیم درآمد خود با زن ندارد و این یعنی زنانی که ازدواج سفید کرده‌اند، بدون هیچ مزد دریافتی در خانه زحمت می‌کشند.

ثروت. مرد و زنی که ازدواج رسمی می‌کنند، نه تنها سرنوشتشان بلکه اموالشان نیز به هم گره می‌خورد. آمار و ارقام نشان می‌دهد که آندسته از زوج‌هایی که به جای ازدواج رسمی و قانونی، ازدواج بدون عقد رسمی را انتخاب می‌کنند، در طول زمان ثروت کمتری را اندوخته می‌کنند زیرا اغلب تحت حمایت مالی خانواده‌ها قرار نگرفته و درآمدهای کسب‌شده از هر دو طرف نیز برای خانواده هزینه یا پس‌انداز نمی‌شود و این می‌تواند برای بچه‌هایی که ممکن است از چنین والدینی به دنیا بیایند، جای نگرانی داشته باشد.

سلامت احساسی. ذات ازدواج برای طولانی‌مدت است. زوج‌های ازدواج‌کرده زندگی زناشویی خود را بسیار محکم‌تر و باثبات‌تر از زوج‌هایی می‌بینند که ازدواج سفید کرده‌اند. و زمانیکه دو طرف تصور کنند که احتمال شکست ارتباط‌شان وجود دارد، تاثیری بسیار منفی بر روحیه آنها خواهد داشت. نتیجه آن: سلامت روانی در زوج‌هایی که ازدواج سفید کرده‌اند درمقایسه با آنهایی که ازدواج رسمی کرده‌اند بسیار ضعیف‌تر است. این زوج‌ها به مراتب افسرده‌تر بوده و سطح رضایت از زندگی بسیار پایین‌تری نیز دارند. اینکه زندگی آنها ممکن است خیلی زود بر هم بخورد، فشار عصبی سنگینی هم بر مرد و هم زن خواهد داشت و به همین دلیل است که علائم افسردگی به شدت در این افراد به چشم می‌خورد.

طلاق و جدایی. معمولاً همه تصور می‌کنند که با هم زندگی کردن در یک زندگی آزمایشی به دو طرف نشان می‌دهد که ازدواجشان به چه شکل می‌تواند باشد و با اطلاعاتی که از چنین زندگی آزمایشی از همدیگر به دست می‌آورند می‌توانند انتخاب درست‌تری داشته باشند. آمار نشان می‌دهد که دلیلی که اکثر این زوج‌ها برای ازدواج سفید ارائه می‌دهند این است که بفهمند به اندازه کافی با هم سازگار هستند که ازدواج کنند یا خیر.

شاید تعجب‌آور باشد که بدانید برخلاف باور عموم، احتمال طلاق و شکست رابطه در زوج‌هایی که قبل از ازدواج رسمی با هم زندگی می‌کرده‌اند بسیار بالاتر است. دلیل آن می‌تواند این باشد که زندگی زیر یک سقف بدون عقد ازدواج رفتار دو طرف را طوری تغییر می‌دهد که باعث می‌شود در ازدواج کمتر متعهد شوند. تحقیقات نشان می‌دهد که آنهایی که تصمیم به ازدواج سفید می‌گیرند ویژگی‌هایی دارند که راضی به ازدواج سفید می‌شوند و همین مسئله نشان می‌دهد که به درد ازدواج نمی‌خورند.

این آمار و ارقام به وضوح نشان می‌دهد که همزیستی بی‌تعهد در مقایسه با ازدواج قانونی، از لحاظ اجتماعی توافقی پست به شمار می‌رود. زوج‌هایی که بدون هیچ برنامه مشخص برای ازدواج با هم زندگی می‌کنند، معامله‌ای کاملاً متفاوت با آنها که ازدواج یا نامزد می‌کنند بین هم دارند. تنها وجه اشتراک آنها با زوج‌های قانونی، ارتباط جنسی و زندگی کردن زیر یک سقف است. مردانی که تن به ازدواج سفید می‌دهند معمولاً وفاداری نسبت به طرف خود نداشته و زنان نیز هیچ قطعیتی به آینده خود و فرزند احتمالی‌شان ندارند. بچه‌هایی که در چنین خانه‌هایی به دنیا می‌آیند نسبت به بقیه بچه‌ها عملکرد بدتر و ضعیف‌تری دارند. چنین ازدواجی فایده‌ای برای هیچ کس ندارد، نه زن، نه مرد و نه بچه‌ها.

مشخص است که زنان و مردانی که تصمیم به چنین زندگی زناشویی می‌گیرند، تفاوت عمده‌ای با آنها که ازدواج رسمی را پیش می‌گیرند، دارند. همین موجب بالاتر بودن میزان جدایی آنهاست. اما تاثیرات منفی ازدواج سفید فقط به این محدود نمی‌شود. چنین زندگی زناشویی فرد را دچار مشکلات سلامت احساسی کرده و او را از جامعه، مذهب و خانواده دور خواهد کرد.

اینطور که به نظر می‌رسد از جمله عواملی که می‌تواند جوان‌ها را به سمت این دست از ازدواج‌ها بکشاند مشکلات مالی، محک زدن رابطه، آشنایی بیشتر و نداشتن اعتقاد به ازدواج است. در چنین شرایطی به نظر لازم می‌آید با فراهم کردن زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی و از سوی دیگر با فرهنگ‌سازی و تشویق جوانان به ازدواج دائم از تمایل آنان به روابطی مانند ازدواج سفید کاسته و جامعه را از عوارض چنین پیوندهایی مصون نگه داشت.

برچسب‌ها: ادبی , اجتماعی

تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 1:10 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

۳۰ حق اصلی و اساسی برای همه انسان‌ها

براساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، ۳۰ حق اصلی و اساسی برای همه انسان‌ها در سرتاسر جهان وجود دارد که در سال ۱۹۴۸ توسط سازمان جهانی ملل متحد به تصویب رسیده است. این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی‌ که تمامی انسان‌ها، صرفنظر از نژاد و جنسیت در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند، مشخص کرده‌ است. هدف این اعلامیه، برقراری حقوق و آزادی‌های برابر برای همه انسان‌هاست.

حقوق بشر واژه‌ای جهانی است که بارها شنیده‌اید اما شاید خیلی‌ از شما قادر به تعریف آن نباشید. سوال این است که این حقوق بشر واقعاً چه هستند؟ این «حقوق» چیزهایی هستند که ما بخاطر انسان بودن آزادی انجام یا داشتن آنها را داریم. همه ما انسان‌ها دارای این ۳۰ حق هستیم و می‌بایست اطلاعات کامل درمورد حقوقی که سازمان ملل برای تک‌تک ما تصویب کرده است داشته باشیم. علاوه بر این، باید همدیگر و بخصوص کودکان را نیز از این حقوق آگاه کنیم.

اعلامیه جهانی حقوق بشر

۱. همه انسان‌ها آزاد بوده و از حقوق یکسان برخوردارند. همه انسان‌ها آزاد زاده شده‌اند، افکار و ایده‌های متفاوت دارند و با همه انسان‌ها باید به گونه‌ای یکسان رفتار شود.

۲. هیچ تمایزی بین انسان‌ها وجود ندارد، این حقوق متعلق به همه انسان‌ها صرفنظر از تفاوت‌های آنان، است.

۳. همه انسان‌ها حق زندگی کردن در آزادی و امنیت کامل دارند.

۴. از هیچ انسانی نباید بعنوان برده استفاده کرد. هیچکس حق برده کردن ما را ندارد و ما نیز نمی‌توانیم انسان دیگری را برده خود کنیم.

۵. هیچ کس نباید مورد شکنجه، بیرحمی و آزار قرار گیرد.

۶. همه انسان‌ها حق برابر برای استفاده از قانون را دارند. 

۷. همه انسان‌ها تحت حمایت قانون هستند و قانون برای همه یکسان است. با همه باید با عدالت رفتار شود.

۸. همه انسان‌ها حق استفاده از دادگاه‌های قانونی را دارند. درصورت رفتار ناعادلانه می‌توانند از قانون درخواست حمایت کنند.

۹. هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید بدون دلیل منطقی قرار گیرد.

۱۰. هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی آشکار و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.

۱۱. همه انسان‌ها تازمانیکه جرم آنها اثبات نشده است، پاک و بیگناه هستند. هیچکس را نباید قبل از اینکه جرمی از او ثابت شده باشد، مقصر دانست.  

۱۲. همه انسان‌ها سزاوار داشتن حریم شخصی هستند. هیچکس نباید سعی در تخریب خوشنامی کسی کند. بدون دلیل مشخص و قانونی، هیچکس حق وارد شدن به خانه دیگری، باز کردن نامه‌های او یا آزار رساندن به او و خانواده‌اش را ندارد.

۱۳. همه انسان‌ها محق به داشتن آزادی جابجایی و رفتن به هر جایی درون مرزهای کشور خود هستند.

۱۴. هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.

۱۵. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن یک ملیت است.

۱۶. هر انسان بالغ حق ازدواج و تشکیل خانواده دارد. زنان و مردان دارای حقوق برابر در ازدواج و زندگی زناشویی و پس از جدایی هستند.

۱۷. هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد. هیچ کس را نمی بایست خودسرانه از حق مالکیت خود محروم کرد.

۱۸. همه انسان‌ها محق به داشتن آزادی اندیشه هستند. همه حق این را دارند که به چیزی که می‌خواهند اعتقاد و باور داشته، مذهب دلخواه خود را داشته و درصورت تمایل آن را تغییر دهند.

۱۹. همه انسان‌ها محق به داشتن آزادی بیان هستند. همه آزادند هر چه دوست دارند فکر کنند و نظرات خود را با دیگران در میان بگذارند.

۲۰. همه انسان‌ها برای تشکیل گردهمایی، همکاری صلح‌آمیز برای دفاع از حقوق خود آزاد هستند. هیچکس نمی‌تواند کسی را مجبور به عضویت در یک گروه یا دسته کند.

۲۱. هر شخصی حق دارد که در مدیریت دولت کشور خود، مستقیماً یا به واسطه انتخاب آزادانه نمایندگان شرکت جوید.

۲۲. هر کسی به عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی، مسکن، دارو، تحصیلات، مراقبت از فرزند و سرمایه کافی برای زندگی برخوردار باشد.

۲۳. هر انسان بالغ حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خود را انتخاب کند.

۲۴. هر انسانی سزاوار استراحت و اوقات فراغت، زمان محدود و قابل قبولی برای کار و مرخصی است.

۲۵. هر انسانی سزاوار داشتن محل مناسب برای خواب و تغذیه خوب است. مادران و فرزندان، افراد سالخورده، افراد بیکار و ناتوان جسمی و سایر افراد حق دارند از مراقبت مناسب بهره‌مند شوند.

۲۶. آموزش و پرورش حق همگان است. تحصیلات دوره ابتدایی می‌بایست برای همه افراد رایگان باشد. همه می‌بایست با «ملل متحد» آشنا شوند. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود محق هستند.

۲۷. حق طبع و نشر (کپی‌رایت) قانونی خاص است که از آفرینش‌های هنری محافظت می‌کند. دیگران نمی‌توانند بدون اجازه آفریننده اثری، از آن تقلید کنند. 

۲۸. در جامعه باید نظم حاکم باشد که همه بتوانند از حقوق و آزادی‌های خود بهره‌مند شوند.

۲۹. همه انسان‌ها دربرابر دیگران مسئول هستند و باید از آزادی‌ها و حقوق دیگران محافظت کنند.

۳۰. هیچکس نباید حقوق عنوان‌شده در این اعلامیه را از دیگری سلب کند.

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم ادبی ، علوم اعصاب و روان
برچسب‌ها: ادبی , اجتماعی , روانشناسی

تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 1:9 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |

چگونه بدون عذاب‌ وجدان افراد منفی را از زندگیتان بیرون کنید

 

«از کسانیکه سعی می‌کنند آرزوهای شما را کوچک بشمارند دوری کنید. این کار آدم‌های حقیر است. درحالیکه آدم‌های بزرگ همیشه کاری می‌کنند که احساس کنید شما هم می‌توانید فرد بزرگی شوید.» -- مارک تواین

اول باید بگوییم که تعریف ما از آدم‌های منفی کسانی هستند که همیشه از مشکلاتشان پیش شما شکایت می‌کنند اما کاری برای بهبود آن انجام نمی‌دهند. فرد منفی کسی است که هیچ حمایتی از شما نمی‌کند و فقط به شما حس بد می‌دهد. کسی که ایده‌های عالی و اهداف بزرگ شما را مسخره یا تحقیر می‌کند.

دوم اینکه، هدف این مقاله منفی دیدن افراد منفی نیست. این افراد معمولاً در جایگاهی از زندگی‌شان هستند که هیچ تغییر موثر و سازنده‌ای را نمی‌پذیرند و به همین دلیل در وضعیت کنونی‌شان باقی می‌مانند. این اشکالی ندارد. ما به آنها کاری نداریم فقط می‌خواهیم از شما دربرابر این افراد دفاع کنیم تا منفی بودن آنها بر زندگی شما اثر نگذارد.

اول باید بدانید که چرا لازم است افراد منفی را از زندگی‌تان بیرون کنید:

• افراد منفی سرعت رسیدن شما به اهدافتان را کندتر می‌کنند. چه خودشان متوجه آن باشند و چه نباشند، با ایجاد شک و تردید در ذهنتان، شما را از دنبال کردن آرزوها و اهدافتان دلسرد می‌کنند.

• انرژی منفی افراد منفی بر سطح انرژی، استرس و اضطراب و سلامتی‌تان اثر می‌گذارد. پس باید مراقب آن باشید.

• باید فضا را برای ایجاد تغییرات مثبت باز کنید. اینکه در روابط منفی خود با دیگران بمانید و اجازه دهید انرژی منفی آنها وارد زندگی شما شود جلو بروز فرصت‌های موفقیت را از خودتان می‌گیرید. همچنین بیرون کردن افراد منفی از زندگی‌تان فضا را برای ورود افراد مثبت باز می‌کند، افراد مثبتی که به شما برای رسیدن به اهدافتان انگیزه داده و از شما حمایت خواهند کرد.

چطور افراد منفی را از زندگی‌تان بیرون کنید:

قدم اول: تصمیم بگیرید که ارزش این کار را دارید

• باید احساس کنید که ارزش رسیدن به آرزوهایتان و تغییر کردن به آدمی که دوست دارید باشید را دارید. بیرون کردن منفی‌گرایی‌ها از زندگی‌تان کمکتان می‌کند سریعتر به آنجا برسید. باید به انجام این کار برای خودتان متعهد شوید وگرنه عذاب وجدانی که برای بیرون کردن این افراد از زندگی‌تان پیدا می‌کنید شما را همان جایی که هستید نگه خواهد داشت (در قدم سوم بیشتر در این زمینه توضیح می‌دهیم).

• از کجا بفهمید ارزشش را دارید: خیلی راحت. تصمیم بگیرید. باید انتخاب کنید که به خودتان متعهد شوید، به اهدافتان، به رویاهایتان و نباید بگذارید هیچ چیز سرعت شما را برای رسیدن به آنها کم کند.

• به عواقب منفی که ماندن در چنین روابطی برایتان خواهد داشت فکر کنید. از خودتان بپرسید:

- این روابط چه تاثیری در زندگی من دارند؟
- چه اهدافی دارم و چقدر دوست دارم به آنها برسم؟ آیا این افراد از اهداف من حمایت می‌کنند یا فقط من را از آن دلسرد می‌کنند؟

قدم دوم: افراد منفی را شناسایی کنید

• افراد منفی حالتان را نسبت به وقتی که شروع به حرف زدن با آنها کردید، بدتر می‌کنند. آنها سطح انرژی شما را پایین می‌آورند.

• بین کسی که چالش‌ها و مشکلات خودشان را با شما در میان می‌گذارند با کسی که مدام شکایت می‌کند فرق دارد. فرق آنها این است که کسی که مشکلاتش را با شما در میان می‌گذارد، به دنبال حمایت سازنده شماست و آماده تغییر است. اما آنهایی که مدام شکایت می‌کنند اصلاً نمی‌خواهند تغییر کنند فقط می‌خواهند شما برایشان احساس تاسف کنید.

• آنها ایده‌هایتان را تحقیر می‌کنند. مثلاً سوال می‌کنند که چه می‌کنید بعد چیزی می‌گویند مثل، «شاید بهتر باشه کارت رو عوض نکنی چون اینجا که هستی امنیت شغلی داری. سودت چطور؟ یا بازنشتگیت؟» این خیلی شایع است و گاهی تشخیص آن بسیار دشوار است. بااینکه ممکن است به نظر برسد قصد نصیحت کردن شما را دارند اما در آخر فقط شک و تردید بیشتری در دلتان می‌اندازند چون ممکن است اعمال شما ترس‌ها و ناامنی‌های خودشان را به یادشان بیاورد.

• منفی بودن این افراد ممکن است ضعیف یا قوی باشد اما در کمترین شدت منفی بودن هم باز این افراد موجب پایین کشیدن شما می‌شوند. برای این آدم‌ها بتوانند بر شما تاثیر منفی بگذارند لازم نیست حتماً به بدترین و دشمنانه‌ترین حالت رفتار کنند.

قدم سوم: بگذارید بروند

• فقط شروع کنید. از هر روشی که می‌توانید استفاده کنید. از آنها دوری کنید. تلفن‌هایشان را جواب ندهید. برای دور ماندنتان عذرخواهی کنید اما لازم نیست برایشان توضیح دهید که چرا چنین رفتاری می‌کنید.

• لازم نیست هیچ توضیحی به آنها بدهید مگر اینکه بخاطر اینکه بیش از حد به شما فشار می‌آورند این کار را لازم بدانید. این می‌تواند به این دلیل باشد که در وضعیت فکری نیستند که نمی‌توانند به چیزهایی که می‌گویید گوش کنند و اگر بخواهید کارتان را توضیح دهید حالت دفاعی به خود می‌گیرند.

• این کار را با احترام و عشق انجام دهید. با دعا و محبت آنها را از زندگیتان بیرون کنید. آماده باشید که هر زمان توانستند آماده تغییر و مثبت‌تر شدن باشند آنها را به زندگی‌تان برگردانید.

قدم چهارم: عذاب‌وجدان نداشته باشید.

• باز هم باید بگوییم که شما ارزشش را دارید. باید بهترین دوست خودتان باشید. اگر مسئولیت زندگیتان را نپذیرید، هیچکس اینکار را نمی‌تواند بکند.

• بااینکه ممکن است فکر کنید آنها را ترک کرده‌اید اما اینکار را نکرده‌اید. بین ترک کردن کسی و اینکه بگذارید از زندگی‌تان بیرون بروند فرق هست. اگر از نصیحت کردن و تشویق کردن آنها خسته شده‌اید و هیچ اتفاقی هم نیفتاده است، دیگر هیچ مقدار حرف از طرف شما بر فکر و رفتار آنها تاثیر نخواهد گذاشت.

• مجبور نیستید. ممکن است بخاطر اینکه فکر می‌کنید محبورید این افراد را در زندگی‌تان نگه دارید. شاید از دوران راهنمایی بهترین دوستتان بوده باشد. شاید هم پسرخاله یا دخترخاله‌تان است و احساس می‌کنید مجبورید بخاطر خویشاوندی آنها را تحمل کنید. دلیل آن هر چه که باشد، آدم‌ها رشد می‌کنند و هیچ اشکالی ندارد که روابط بین آنها تغییر کند.

قدم پنجم: مثبت باشید.

دور و اطرافتان را افراد مثبت پر کنید. اینها کسانی هستند که:

• از آمال و آرزوهای شما حمایت می‌کنند.

• هرچقدر هم که ایده‌ها و اهدافتان ترسناک، خطرناک و با نتیجه نامعلوم باشد، از آن دفاع می‌کنند چون می‌دانند که تا چه اندازه برای شما مهم است.

• اهدافی بزرگ دارند. شما تحسینشان می‌کنید چون زندگی فوق‌العاده‌ای دارند.

موضوعات مرتبط: علوم اجتماعی ، علوم ادبی ، علوم اعصاب و روان
برچسب‌ها: ادبی , اجتماعی , روانشناسی

تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 1:7 بعد از ظهر | نویسنده : دکترمحمدرضامجيدي |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.